در حاشیه رخداد های جاری در جمهوری اسلامی ایران :
اعلامیه حزب توده ایران
پویا و فراگیر باد خیزش قهرمانانه مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری علی خامنهای

مردم مبارز و آگاه، کارگران و زحمتکشان، زنان قهرمان، جوانان و دانشجویان دلیر ایران!
خیزش اعتراضی مردمی، که با اعتراض و اعتصاب بازار تهران آغاز شد، در سیزده روز گذشته به سرعت دهها شهر و ولسوالی های کشور را فرا گرفته و دیکتاتوری حاکم را به چالشی بزرگ کشیده است. این خیزش اعتراضی مردمی، برخلاف ادعاهای دیکتاتور حاکم، نه جنبشی ساخته و پرداخته امپریالیزم امریکا و رژیم نسل کُش اسراییل، بلکه نتیجهٔ مستقیم سیاستهای فاجعه بار اقتصادی کلان سرمایه داری حاکم و فساد، ناامنی، و ظلم همهجانبه سران رژیم و اعوان و انصار آن به ملت است. در تاریخ معاصر ایران، در دوره حکومت بیشتر از نیمقرن پهلویها نیز شاهد نمونههای دیگری از چنین ظلم و فساد و غارت و سرنوشت آن حکومتها بودهایم.
مبارزه قهرمانانهٔ صدهاهزار تن از مردم کشور در دهها شهر کشور، به رغم تلاش حکومت برای سرکوب وحشیانه این مبارزه، نشانه روشنی از این واقعیت است که اکثریت قاطع ملت ایران خواهان ادامه حکومت فاسد و ضدمردمی کنونی نیستند. این حکومت با اجرای سیاستهای نولیبرالی و «جراحی اقتصادی» دهها میلیون ایرانی را به زیر خط فقر رانده و معیشت کارگران و دیگر زحمتکشان را به چنان وضع وخیمی رسانده است که مزد و درآمد آنها کفاف تأمین حداقل زندگی را هم نمیدهد. این حکومت اقتصاد تولیدی کشور را ویران کرده و با سیاستهای خارجی ماجراجویانهاش برای «صدور انقلاب اسلامی» به منطقه ایران را بیش از پیش در معرض خطر مداخلههای خارجی قرار داده است. ما نیز همچون نویسندگان بیانیهٔ «۱۷ فعال سیاسی و مدنی» معتقدیم که «راه رهایی ما از شرایط فعلی تأکید بر عاملیت و کنشگری مردم و احقاق ‘حق تعیین سرنوشت’ آنان است، راهی که نه سازش و همراهی با حاکمان و حکومت استبدادی است و نه از مسیر جنگ و اتکا به قدرت های خارجی می گذرد.» فقط با همکاری و همدلی فعال و مؤثر همهٔ نیروهای میهن دوست و آزادی خواه و نیروهای اجتماعی پیشرو است که رسیدن به این آینده و تحقق این آرمان، که خواست اکثریت وسیع ملت ایران است، ممکن می شود.
چالش جدی خیزش مردمی کنونی نبود رهبری ملی پیشرو منسجم از یک سو و تلاش گستردهٔ رسانههای امپریالیستی مانند « بی بی سی» و کارگزاران ارتجاعی آنها در رسانههایی مانند «ایران اینترنشنال»، «منو تو»، وغیره برای رهبرسازی مصنوعی از سوی دیگر است. در روزهای اخیر شاهد تلاش گستردهٔ این رسانهها برای اعتبار پوشالی دادن به سلطنتطلبان بودهایم که با دستکاری ویدیوهای تظاهرات اعتراضی مردم و صداگذاری روی شماری از آنها کوشیدند بازگشت نظام سلطنتی به ایران را خواست این خیزش مردمی نشان دهند و آن را تبلیغ و برجسته کنند.
حزب تودهٔ ایران معتقد است که با جابه جایی نظام سیاسی کنونی، یعنی دیکتاتوری مذهبی- سرمایهداری، با نظام سلطنتی- سرمایه داری، که هدفش استقرار همان رژیم سرکوبگر پیشین و تبدیل کردن دوباره ایران به پایگاه نظامی امپریالیزم در منطقه و غارت نفت و دیگر منابع طبیعی ایران است، نمی توان آیندهای آزاد و رها از قید استبداد داشت و به سوی تحقق عدالت اجتماعی حرکت کرد. نیروهایی که چشم امید شان به دولت شبه فاشیستی ترامپ و دولت نسل کُش اسراییل برای «آزاد کردن ایران» است نمی توانند نوید دهندگان ایرانی آزاد، مستقل، و آباد باشند. تجربه دردناک عراق و لیبیا پس از مداخله های مستقیم امپریالیزم جهانی در امور داخلی این کشورها باید هشدار و زنگ خطری جدی برای همه نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور باشد.
امروز همه ما باید همه توان و تلاشمان را متوجه تداوم و گسترش این خیزش مردمی تا پیروزی نماییم. حضور مستقیم و مشارکت گسترده کارگران و دیگر زحمتکشان، بازنشستگان، کارمندان، روشنفکران، و قشرهای متوسط میهن دوست کشور در جنبش مردمی جاری به منظور ارتقای توان آن ضروری است. با ایجاد همبستگی و پیوند عملی میان همه نیروهای اجتماعی پیشرو در این کارزار باید برای مقابل هم زمان با دیکتاتوری حاکم و تهدیدهای امپریالیزم امریکا کوشید. حرکت به سوی سازمان دهی اعتصاب عمومی سراسری، برای محدود کردن و سرانجام گرفتن کامل توان جمهوری اسلامی برای ادامه دادن به حکومت، و حرکت در راه استقرار دولت موقت ملی- مردمی و برگزاری ریفرندوم آزاد و دموکراتیک برای تعیین مسیر آینده کشور، از جمله راهکارهای مهمی است که باید برای تحقق آنها کوشید.
زنده و گسترده باد مبارزات مردمی علیه حکومت جمهوری اسلامی، علیه فقر، بیکاری، تبعیض و سرکوب!
نیروهای نظامی و انتظامی، شما بخشی از مردم همین کشورید، به صف مبارزه مردم با حکومت استبدادی بپیوندید!
به سرکوب خونین و خشن مردم معترض پایان دهید!
حمله به مراکز درمانی و بیمارستانها جنایت علیه بشر است، این حمله ها را متوقف کنید!
همه بازداشت شدگان جنبش و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و مدنی باید فوری و بی قید وشرط آزاد شوند!
پیش به سوی تدارک و سازمان دهی اعتصاب عمومی سراسری!
حزب توده ایران
۱۹جدی ۱۴۰۴
بامـداد ـ سیاسی ـ ۵/ ۲۶ـ ۱۰۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
تجلیل از شصت ویکمین سالگرد تاسیس ح د خ ا
به مناسبت شصت ویکمین سالگرد بنیان گذاری حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نشست مشترکی از سوی شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان و تشکل نوین حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب زحمتکشان افغانستان) از طریق فضای مجازی ( پلاتفورم Zoom ) برگزار گردید. در این نشست، بیش از یک صد تن از اعضا، پیش کسوتان، کادرها و هواداران حزب دموکراتیک خلق افغانستان از کشورهای مختلف جهان حضور فعال داشتند. فضای نشست منظم، رفیقانه و سرشار از همبستگی تشکیلاتی بود و برنامه با پخش سرود حزب، رسماً آغاز گردید. حضور گسترده و مشارکت فعال اشتراک کنندگان، بیانگر پیوند پایدار اعضا با تاریخ، آرمانها و مسوولیتهای سیاسی حزب در شرایط حساس کنونی کشور بود. در آغاز برنامه، پیام رفیق سلطانعلی کشتمند، از بنیان گذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، عضو بیروی سیاسی ح.د.خ.ا و صدراعظم جمهوری دموکراتیک افغانستان، توسط رفیق اسدالله کشتمند قرائت گردید. در بخشی از این پیام آمده است: « سپاسگزارم از شما رفقای همرزم که این عنعنه پسندیده را با چنین روحیه همبستگی، همگرایی و پیوستگی بخشهایی از پرچمداران راستین حزب، زنده نگه می دارید.» در جریان این نشست تاریخی، بیست وسه تن از رفقا با ارایه سخنرانیهای تحلیلی و رهنمودی، به بررسی تاریخچه حزب، نقش برجسته و انکارناپذیر آن در رشد آگاهی سیاسی مردم و روشنفکران افغانستان، دستاوردها، چالشها، نارساییها و تجربه های تاریخی آن پرداختند. سخنرانان با رویکردی انتقادی، مسوولانه و آینده نگر، عملکرد حزب را در دورههای مختلف، به ویژه در سه دهه اخیر، مورد ارزیابی قرار داده و بر ضرورت نقد صریح گذشته، درس گیری از تجربه تاریخی و بازسازی یک نیروی نو، مترقی، دموکراتیک و پاسخ گو به نیازهای امروز جامعه تأکید ورزیدند. در پایان نشست، فراخوان این اجلاس قرائت گردید که در آن بر پایان دادن به پراکندگیها و انشعابات، ضرورت وحدت تشکیلاتی، همگرایی ساختارهای برآمده از حزب دموکراتیک خلق افغانستان و تلاش مشترک برای ایجاد یک ساختار نو، کارآمد و متناسب با شرایط عینی جامعه و مطالبات مردم افغانستان تاکید شده بود. همچنین در بخش پایانی برنامه، جریان کار اجلاس توسط رفیق زیارمل، رییس شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان، مورد ارزیابی قرارگرفت. وی با ارایه سخنان رهنمودی، بر اهمیت مسوولیت تاریخی اعضای حزب در شرایط کنونی کشور تاکید نموده و از همه اعضا و اشتراک کنندگان خواست تا برای بسیج نیروهای پراگنده، تقویت همبستگی تشکیلاتی و فراهم سازی زمینههای وحدت عملی، تلاشهای هماهنگ، آگاهانه و پیگیرانه انجام دهند. برگزارکننده گان این محفل، برگزاری این نشست را گامی مهم در راستای تحکیم همبستگی تشکیلاتی، فراهم سازی زمینه های وحدت نیروهای مترقی و عدالت خواه و تقویت گفت وگوی انتقادی و مسوولانه در میان نیروهای سیاسی پیشرو کشور ارزیابی نمودند. نشست تجلیل از شصت و یکمین سالگرد تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نمادی از تداوم حیات فکری و سیاسی این حزب و بیانگر عزم راسخ اعضای آن برای ایفای نقشی فعال، مسوولانه و تاریخی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان به شمار می رود.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ۱۰۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۹۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
مارکو روبیو، وزیرخارجه ایالات متحده امریکا را بشناسید :

درمقام وزیر خارجه ایالات متحده، بحران اخلاقی نخبگان امپراتوری به خوبی در او متبلور می شود.
هدلبِرتو لوپِز بلانچ
مارکو روبیو، سیاستمدار امریکایی با تبار کوبایی و وزیر خارجه کنونی ایالات متحده، همواره در طول دوران کار سیاسیاش به واسطهٔ فقدان اخلاق، رسواییهای مالی، دروغ گوییهای بیمارگونه، مواضع افراطی راست گرایانه و وسواس بیمارگونه اش برای سرنگون کردن دولت های مستقل و مترقی امریکای لاتین ( به ویژه کوبا، ونزویلا و نیکاراگوا ) شناخته شده است. دشمنی او همچنین متوجه دولتهای کنونی برازیل، کولمبیا و مکسیکو است.
همان گونه که رنه گونسالس شوِرِرت، قهرمان جمهوری کوبا، در مقدمه کتاب « مارکو روبیو، دروغ پردازی مهارنشدنی » نوشته است، این اثر « می توانست عنوان مارکو روبیو، مردی از دوران خود، از بدترین دوران خود» را بگیرد.
روبیو در ۲۸ می ۱۹۷۱ ترسایی در شهر میامی از پدر و مادری کوبایی که به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند به دنیا آمد، در زمانی که این شهر درگیر ناآرامی، گسترش مواد مخدر، انفجارها و بی تحملی نسبت به هر نظر موافق انقلاب کوبا بود. ایالات متحده در آن دوران موجی از مهاجرت کوبایی ها را پدید آورد و با دادن امتیازات فراوان به آنان، سعی داشت از آنان ابزاری علیه کوبا بسازد، در حالیکه هم زمان محاصره اقتصادی، تجاری و مالی خود علیه جزیره را شدت می بخشید.
برای درک آن فضا، مانویل گیبرگا، بالاترین مقام کوباییـ امریکایی در میان مهاجران جزیره در آن زمان و مشاور مدیر اداره فدرال مبارزه با مواد مخدر، در مصاحبه ای با مجله رِپلیکا گفت: « در میامی مافیایی در حال شکل گیری بود، به سبک آل کاپون.»
یکی از نخستین دروغهای روبیو در زنده گی نامه رسمی او در وب سایت سنای امریکا ثبت شد، جایی که نوشته بود والدینش پس از به قدرترسیدن فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹ ترسایی از کوبا گریختند. او در مصاحبه ای تلویزیونی تاکید کرده بود: « پدر و مادرم همه چیز را از دست دادند ( خانه، خانواده، دوستان و حتا کشورشان را ) اما چیز دیگری یافتند: ایالات متحده.»
اما در اکتوبر ۲۰۱۱ روزنامه ها، از جمله واشنگتن پست، با استناد به اسناد رسمی فاش کردند که این ادعا دروغ است، والدین روبیو پیش از انقلاب از کوبا مهاجرت کرده بودند. وی با تکرار مداوم این دروغ در کارزارهای انتخاباتی سنا توانست حمایت تندروهای راست گرای میامی را جلب کند و این مطلب تا مدتها در زندگی نامه رسمی او در وب سایت سنا باقی مانده بود.
سرگذشت او همچنین با جهان قاچاق مواد مخدر پیوند نزدیکی دارد. وقتی شانزده ساله بود، شوهرخواهرش اورلاندو سیسیلیا در سال ۱۹۸۷ به اتهام قاچاق محمولهای عظیم از مواد مخدر به ارزش ۱۵ میلیون دلار دستگیر شد. او با باربارا، خواهر روبیو، در نزدیکی خانه والدین روبیو زنده گی می کرد. در دادگاه سال ۱۹۸۹، روبیو که آن زمان هجده سال داشت، از پاسخ به این پرسش که آیا او یا خانوادهاش از سیسیلیا پولی دریافت کردهاند خودداری کرد.
سیسیلیا به ۲۵ سال زندان محکوم شد اما با توافقی با دادستانی پس از ۱۲ سال آزاد گردید و روبیو ( که آن هنگام در مجلس نمایندگان فلوریدا بود ) از موقعیت خود استفاده کرد تا مجوز معاملات املاک را برای او بگیرد. از این رو در میامی او را به لقب «نارکو روبیوـ روبیوی قاچاقچی» می شناسند.
برای تایید گرایش «نارکوـ فاسد» خود، روبیو بر ترامپ فشارآورد تا قاچاقچی مواد مخدر و رییس جمهور پیشین هندوراس، خوان اورلاندو ارناندس، را که در ایالات متحده به جرم واردات ۴۰۰ تن کوکایین به ۴۵ سال زندان محکوم شده بود، عفوه کند. پس از آزادی ارناندس و موج اعتراض جهانی، خود ترامپ مدعی شد نه او را می شناخته و نه از پروندهاش خبر داشته است. اما روبیو به خوبی او را می شناخت، زیرا طبق گزارش مجله کانادایی Vice، بیش از ۶۰۰ هزار دلار کمک مالی از طریق شرکت BGR Group برای کارزارهای انتخاباتیاش دریافت کرده بود. روبیو در سال ۲۰۱۸ ترسایی به هندوراس سفر کرد، با ارناندس دیدار و او را در برابر دوربین در آغوش گرفت و در کنفرانس مطبوعاتی در تگوسیگالپا از او به خاطر « مبارزه با قاچاق مواد مخدر» ستایش کرد. شرکت مذکور ماموریت داشت تصویر لطمه دیده ارناندس را در نیویورک بازسازی کند.
در زمانی که بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ ترسایی ریاست مجلس نمایندگان فلوریدا را برعهده داشت، علیه او تحقیقاتی به اتهام سواستفاده از بودجه عمومی برای مصارف شخصی انجام شد، اما مانند همیشه در میامی، روابط پرنفوذ و ثروت کلانش موجب شد اتهامات لغو شوند.
روابط روبیو با نماینده پیشین کنگره امریکا دیوید ریورا نیز سرشار از فساد و پول شویی است. آن دو خانه ای در تالاهاسی خریدند تا فعالیتهای غیرقانونی شان را هماهنگ کنند و در انتقال و تصرف دارایی های شرکت ونزویلایی سیتگو ( شرکت تابعه در امریکا ـ همکاری داشتند تا آن را به « رییس جمهور خیالی» خوان گوایدو واگذار کنند. ریورا در دسامبر ۲۰۲۲ بازداشت شد، اما روز بعد آزاد گردید، همان طور که همیشه با مجرمان ثروتمند در میامی رفتار می شود.
ارتباط وزیر خارجه کنونی امریکا با انجمن ملی سلاح (NRA) نیز بر کسی پوشیده نیست. او بیش از چهار میلیون دلار از این انجمن دریافت کرده و طبیعتاً متعهد است از آن در هر شرایطی دفاع کند.
برای نمونه، پس از تیراندازی خونین ۲ دسامبر ۲۰۱۵ در سن برناردینو، کالیفرنیا ( که ۱۴ کشته و ۲۱ زخمی برجا گذاشت ) روبیو بلافاصله به دفاع از NRA برخاست و در یکی از گردهمایی های انتخاباتی گفت: « در شب کریسمس ، من برای خرید یک اسلحه رفتم. من و همسرم هر دو از این نوع سلاح ها در خانه داریم.»
همو که ترامپ در مناظرههای انتخاباتی با تمسخر او را «مارکیتو» (مارکوی کوچک) می نامید، به عنوان یک صهیونیست سرسخت شناخته می شود. نفوذ مالی لابی یهودی در واشنگتن، به ویژه کمیته روابط عمومی امریکا ـ اسراییل (AIPAC)، حمایت بی قید و شرط و کمک های مالی هنگفتی برای کارزارهای او فراهم کرده است.
روبیو از حامیان جدی نسل کشی و نابودی مردم فلسطین در نوارغزه بوده و از نخستین سیاستمدارانی بود که در اپریل و نوامبر ۲۰۲۳ با بنیامین نتانیاهو تماس گرفت و برای ابراز پشتیبانی از او به اسراییل سفر کرد.
از سال ۲۰۰۰ ترسایی که وارد مجلس نماینده گان فلوریدا شد، تبلیغات بیمارگونه اش علیه کوبا را آغاز کرد و پس از آن طرح های بی شماری را علیه دولت جزیره پیشنهاد یا امضا کرد. او در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، با همکاری باب منندز سناتور تیره نام دیگری، ۲۴۰ مورد تحریم ( یا دقیق تر بگوییم، باج خواهی ) علیه کوبا وضع کرد. پس از رسیدنش به مقام وزارت خارجه، کارزارهای دروغ پراکنی خود را علیه مأموریت های پزشکی کوبا و کشورهای پذیرنده آن تشدید کرد.
ابِل پریتو خیمنس، رییس خانه فرهنگ «امریکاها» در پایان همان کتاب نوشت:
« این اثر برای درک آنچه خوزه مارتی “زهرهای روح که طبیعت ایالات متحده را آلوده می سازد” نامید، سودمند است. مارتی به حرص، پرستش پول، بی اخلاقی، کاربرد بی شرمانه دروغ، فرصت طلبی و فساد سیاستمداران اشاره داشت. در شخصیت توصیف شده در این صفحات، بحران اخلاقی نخبگان امپراتوری و به ویژه جامعه میامی چکیدهای روشن یافته است.»
منبع: گرانما
بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ۰۹۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
اعلامیه حزب توده ایران :
هرگونه دخالت امپریالیزم امریکا ، دولت نسل کش اسراییل، و همدستان داخلی آنان را در تحولات حساس کشور قاطعانه محکوم می کنیم!
دور تازه تظاهرات اعتراضی مردم در واکنش به شرایط غیرقابل تحمل اقتصادی ـ اجتماعی کشور که از یکشنبه گذشته آغاز شده بود در روزهای اخیر ابعاد گسترده تری یافته است. این جنبش اعتراضی برحق مردمی، که با اعتصاب بازار تهران آغاز شد، با پیوستن دانشجویان دانشگاههای تهران و دیگر شهرهای کشور که خواهان تغییرات بنیادی در اوضاع موجود اند دامنه ای وسیع تر یافته است. در پی یورشهای سرکوبگرانه نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگیری های گسترده از روز چهارشنبه گذشته، مبارزه حق طلبانه مردم شکلهای تندتری یافته و با خشونت بیشتری روبه رو شده است. رسانه ها از کشته شدن شش نفر و دستگیریهای گسترده در سرکوب نیروهای پولیس در روزهای اخیر خبر دادهاند.
حزب توده ایران اعتراض های مردم به اوضاع غیرانسانی حاکم و به ویژه اوضاع اقتصادی و معیشتی کمرشکن کنونی را برحق و قانونی می داند. ما نیز هم صدا با دیگر نیروهای ملی و دموکراتیک کشور از همان ابتدا، هم زمان با حمایت از گسترش و تعمیق این اعتراض های مردمی، خواهان حفظ آرامش، تداوم اشکال مدنی اعتراض ها، و گردن نهادن جمهوری اسلامی به خواست های برحق مردم بودهایم.
در این وضع بسیار حساس و در حالی که انزجار اکثریت جامعه از دیکتاتوری اسلام گرای حاکم به اوج رسیده است، دولت شبه فاشیستی دونالد ترامپ با سواستفاده از شکاف عظیم میان ملت ایران و حکومت اسلامی روز جمعه ۱۲ جدی با گستاخی اعلام کرد: « اگر ایران به معترضان شلیک کند و آنها را بکُشد، ایالات متحده امریکا به کمک آنان خواهد شتافت.» این موضع گیری تلاشی آشکار برای دخالت کردن در تحولات ایران است، آن هم در حالی که رژیم ولایت فقیه به هیچ وجه قادر نیست خودش را از بحران، بی ثباتی، و ترس دایم از مردم رها کند و فقط با تکیه بر سرکوب و ابزارهای نظامیـ امنیتی می کوشد به حیاتش ادامه دهد.
دخالت امپریالیزم امریکا در امور داخلی میهن ما تجاوز آشکار به حق حاکمیت ملی ایران است و صرفاً برای تأمین منافع امپریالیستی در منطقهٔ خاورمیانه و خلیج فارس صورت می گیرد. نکته مهم دیگر آن است که با توجه به سیاستهای دولت راست افراطی ترامپ و همسویی کاملش با دولت جنایت کار و نسل کُش نتانیاهو که در رأس ماشین جنگی اسراییل قرار دارد، هرگونه دخالت در امور داخلی ایران نه تنها آشکارا به زیان خیزش مردمی علیه حکومت جمهوری اسلامی است، بلکه می تواند پیامدهایی فاجعه بار برای کشور به همراه داشته باشد.
علی لاریجانی، رییس شورای عالی امنیت ملی ایران و مشاور نزدیک خامنه ای، با استفاده از موضع گیری ترامپ خیزش اعتراضی اخیر در کشور را توطیه امریکا اعلام کرد و از جمله گفت: « با موضع گیری مقامات اسراییلی و ترامپ، پشت صحنه ماجرا روشن شد». رسانه های وابسته به حکومت در ایران نیز فرصت را مغتنم شمردند و در حالی که پزشکیان اعتراضهای مردم را برحق دانسته بود، بر ضرورت تشدید سرکوب اعتراض های مردمی تأکید کردند.
حزب توده ایران دخالت آشکار امپریالیزم امریکا و متحدان منطقه یی و داخلی اش در امور داخلی ایران را به صراحت و قاطعانه محکوم می کند. سیاستهای نابخردانه و ضدملی دیکتاتوری ولایی در دهههای گذشته نه تنها میلیونها شهروند را به فقر و محرومیت کشانده، بلکه با ادامه دادن به سیاست خارجی «صدور انقلاب اسلامی» به منطقه و تلاش برای برپایی مجدد «امپراتوری اسلامی» کشور ما را در معرض دخالت های فاجعه بار خارجی قرار داده است.
تجربه تاریخی هشتاد سال اخیر، از کودتای ننگین ۲۸ مرداد عمّال امریکا و بریتانیا در ایران تا عملکرد امپریالیزم امریکا و متحدانش در جهان، نشان می دهد که سیاست «تغییر رژیم» همواره برای تامین منافع راهبردی امپریالیزم جهانی دنبال می شود و هرگز نمی تواند به آزادی، تحقق حقوق ملی و دموکراتیک، و حاکم شدن مردم بر سرنوشت خویش بینجامد. جنبش مردمی رو به گسترش در کشور ما نیازی به کمک دولت شبه فاشیستی امریکا و دولت جنایت کار نتانیاهو ندارد. این جنبش خودش با اتحاد عمل نیروهای ملی و مترقی می تواند مبارزه با استبداد، چه از نوع ولایت فقیه و چه سلطنتی را به سرانجام برساند.
در این شرایط خطیر، ما همه نیروهای ملی، دموکرات، و صلح دوست ایران را به ایستادن در صف مبارزه برحق مردم میهن برای دستیابی به مطالبات قانونی و انسانی فرا می خوانیم.
پیش به سوی اتحاد و همبستگی مردم ایران در مبارزه با رژیم ولایت فقیه
زنده باد صلح، زنده باد مبارزه مردم زحمتکش و رنج کشیده ایران
حزب توده ایران
۱۲ جدی ۱۴۰۴
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۳۰۱
Copyright ©bamdaad 2026