مارکو روبیو، وزیرخارجه ایالات متحده امریکا را بشناسید :

درمقام وزیر خارجه ایالات متحده، بحران اخلاقی نخبگان امپراتوری به خوبی در او متبلور می شود.
هدلبِرتو لوپِز بلانچ
مارکو روبیو، سیاستمدار امریکایی با تبار کوبایی و وزیر خارجه کنونی ایالات متحده، همواره در طول دوران کار سیاسیاش به واسطهٔ فقدان اخلاق، رسواییهای مالی، دروغ گوییهای بیمارگونه، مواضع افراطی راست گرایانه و وسواس بیمارگونه اش برای سرنگون کردن دولت های مستقل و مترقی امریکای لاتین ( به ویژه کوبا، ونزویلا و نیکاراگوا ) شناخته شده است. دشمنی او همچنین متوجه دولتهای کنونی برازیل، کولمبیا و مکسیکو است.
همان گونه که رنه گونسالس شوِرِرت، قهرمان جمهوری کوبا، در مقدمه کتاب « مارکو روبیو، دروغ پردازی مهارنشدنی » نوشته است، این اثر « می توانست عنوان مارکو روبیو، مردی از دوران خود، از بدترین دوران خود» را بگیرد.
روبیو در ۲۸ می ۱۹۷۱ ترسایی در شهر میامی از پدر و مادری کوبایی که به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند به دنیا آمد، در زمانی که این شهر درگیر ناآرامی، گسترش مواد مخدر، انفجارها و بی تحملی نسبت به هر نظر موافق انقلاب کوبا بود. ایالات متحده در آن دوران موجی از مهاجرت کوبایی ها را پدید آورد و با دادن امتیازات فراوان به آنان، سعی داشت از آنان ابزاری علیه کوبا بسازد، در حالیکه هم زمان محاصره اقتصادی، تجاری و مالی خود علیه جزیره را شدت می بخشید.
برای درک آن فضا، مانویل گیبرگا، بالاترین مقام کوباییـ امریکایی در میان مهاجران جزیره در آن زمان و مشاور مدیر اداره فدرال مبارزه با مواد مخدر، در مصاحبه ای با مجله رِپلیکا گفت: « در میامی مافیایی در حال شکل گیری بود، به سبک آل کاپون.»
یکی از نخستین دروغهای روبیو در زنده گی نامه رسمی او در وب سایت سنای امریکا ثبت شد، جایی که نوشته بود والدینش پس از به قدرترسیدن فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹ ترسایی از کوبا گریختند. او در مصاحبه ای تلویزیونی تاکید کرده بود: « پدر و مادرم همه چیز را از دست دادند ( خانه، خانواده، دوستان و حتا کشورشان را ) اما چیز دیگری یافتند: ایالات متحده.»
اما در اکتوبر ۲۰۱۱ روزنامه ها، از جمله واشنگتن پست، با استناد به اسناد رسمی فاش کردند که این ادعا دروغ است، والدین روبیو پیش از انقلاب از کوبا مهاجرت کرده بودند. وی با تکرار مداوم این دروغ در کارزارهای انتخاباتی سنا توانست حمایت تندروهای راست گرای میامی را جلب کند و این مطلب تا مدتها در زندگی نامه رسمی او در وب سایت سنا باقی مانده بود.
سرگذشت او همچنین با جهان قاچاق مواد مخدر پیوند نزدیکی دارد. وقتی شانزده ساله بود، شوهرخواهرش اورلاندو سیسیلیا در سال ۱۹۸۷ به اتهام قاچاق محمولهای عظیم از مواد مخدر به ارزش ۱۵ میلیون دلار دستگیر شد. او با باربارا، خواهر روبیو، در نزدیکی خانه والدین روبیو زنده گی می کرد. در دادگاه سال ۱۹۸۹، روبیو که آن زمان هجده سال داشت، از پاسخ به این پرسش که آیا او یا خانوادهاش از سیسیلیا پولی دریافت کردهاند خودداری کرد.
سیسیلیا به ۲۵ سال زندان محکوم شد اما با توافقی با دادستانی پس از ۱۲ سال آزاد گردید و روبیو ( که آن هنگام در مجلس نمایندگان فلوریدا بود ) از موقعیت خود استفاده کرد تا مجوز معاملات املاک را برای او بگیرد. از این رو در میامی او را به لقب «نارکو روبیوـ روبیوی قاچاقچی» می شناسند.
برای تایید گرایش «نارکوـ فاسد» خود، روبیو بر ترامپ فشارآورد تا قاچاقچی مواد مخدر و رییس جمهور پیشین هندوراس، خوان اورلاندو ارناندس، را که در ایالات متحده به جرم واردات ۴۰۰ تن کوکایین به ۴۵ سال زندان محکوم شده بود، عفوه کند. پس از آزادی ارناندس و موج اعتراض جهانی، خود ترامپ مدعی شد نه او را می شناخته و نه از پروندهاش خبر داشته است. اما روبیو به خوبی او را می شناخت، زیرا طبق گزارش مجله کانادایی Vice، بیش از ۶۰۰ هزار دلار کمک مالی از طریق شرکت BGR Group برای کارزارهای انتخاباتیاش دریافت کرده بود. روبیو در سال ۲۰۱۸ ترسایی به هندوراس سفر کرد، با ارناندس دیدار و او را در برابر دوربین در آغوش گرفت و در کنفرانس مطبوعاتی در تگوسیگالپا از او به خاطر « مبارزه با قاچاق مواد مخدر» ستایش کرد. شرکت مذکور ماموریت داشت تصویر لطمه دیده ارناندس را در نیویورک بازسازی کند.
در زمانی که بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ ترسایی ریاست مجلس نمایندگان فلوریدا را برعهده داشت، علیه او تحقیقاتی به اتهام سواستفاده از بودجه عمومی برای مصارف شخصی انجام شد، اما مانند همیشه در میامی، روابط پرنفوذ و ثروت کلانش موجب شد اتهامات لغو شوند.
روابط روبیو با نماینده پیشین کنگره امریکا دیوید ریورا نیز سرشار از فساد و پول شویی است. آن دو خانه ای در تالاهاسی خریدند تا فعالیتهای غیرقانونی شان را هماهنگ کنند و در انتقال و تصرف دارایی های شرکت ونزویلایی سیتگو ( شرکت تابعه در امریکا ـ همکاری داشتند تا آن را به « رییس جمهور خیالی» خوان گوایدو واگذار کنند. ریورا در دسامبر ۲۰۲۲ بازداشت شد، اما روز بعد آزاد گردید، همان طور که همیشه با مجرمان ثروتمند در میامی رفتار می شود.
ارتباط وزیر خارجه کنونی امریکا با انجمن ملی سلاح (NRA) نیز بر کسی پوشیده نیست. او بیش از چهار میلیون دلار از این انجمن دریافت کرده و طبیعتاً متعهد است از آن در هر شرایطی دفاع کند.
برای نمونه، پس از تیراندازی خونین ۲ دسامبر ۲۰۱۵ در سن برناردینو، کالیفرنیا ( که ۱۴ کشته و ۲۱ زخمی برجا گذاشت ) روبیو بلافاصله به دفاع از NRA برخاست و در یکی از گردهمایی های انتخاباتی گفت: « در شب کریسمس ، من برای خرید یک اسلحه رفتم. من و همسرم هر دو از این نوع سلاح ها در خانه داریم.»
همو که ترامپ در مناظرههای انتخاباتی با تمسخر او را «مارکیتو» (مارکوی کوچک) می نامید، به عنوان یک صهیونیست سرسخت شناخته می شود. نفوذ مالی لابی یهودی در واشنگتن، به ویژه کمیته روابط عمومی امریکا ـ اسراییل (AIPAC)، حمایت بی قید و شرط و کمک های مالی هنگفتی برای کارزارهای او فراهم کرده است.
روبیو از حامیان جدی نسل کشی و نابودی مردم فلسطین در نوارغزه بوده و از نخستین سیاستمدارانی بود که در اپریل و نوامبر ۲۰۲۳ با بنیامین نتانیاهو تماس گرفت و برای ابراز پشتیبانی از او به اسراییل سفر کرد.
از سال ۲۰۰۰ ترسایی که وارد مجلس نماینده گان فلوریدا شد، تبلیغات بیمارگونه اش علیه کوبا را آغاز کرد و پس از آن طرح های بی شماری را علیه دولت جزیره پیشنهاد یا امضا کرد. او در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، با همکاری باب منندز سناتور تیره نام دیگری، ۲۴۰ مورد تحریم ( یا دقیق تر بگوییم، باج خواهی ) علیه کوبا وضع کرد. پس از رسیدنش به مقام وزارت خارجه، کارزارهای دروغ پراکنی خود را علیه مأموریت های پزشکی کوبا و کشورهای پذیرنده آن تشدید کرد.
ابِل پریتو خیمنس، رییس خانه فرهنگ «امریکاها» در پایان همان کتاب نوشت:
« این اثر برای درک آنچه خوزه مارتی “زهرهای روح که طبیعت ایالات متحده را آلوده می سازد” نامید، سودمند است. مارتی به حرص، پرستش پول، بی اخلاقی، کاربرد بی شرمانه دروغ، فرصت طلبی و فساد سیاستمداران اشاره داشت. در شخصیت توصیف شده در این صفحات، بحران اخلاقی نخبگان امپراتوری و به ویژه جامعه میامی چکیدهای روشن یافته است.»
منبع: گرانما
بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ۰۹۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۹۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
پیام شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان بمناسبت فرارسی سال نو میلادی ۲۰۲۶
هموطنان دوراز میهن ، دوستان و رفقای همرزم !
سال ۲۰۲۵ میلادی اخرین روز خود را سپری می کند و زمام شمارش زمان را بدست سال آینده می سپارد . بدین مناسبت بهترین تمنیات و تبریکات خود را به شما و خانواده های عزیزتان ابراز میدارم .
سالی که در واپسین لحظات خود قراردارد چنان گذشت که در آن زندگی انسان های روی زمین با دشواری های فراوان و روا بط بین المللی با تنش های شدید و چالش های جدی روبرو بود . آتش جنگ و خشونت هرازگاهی در نقطه ای از جهان زبانه میکشید و صدها هزار انسان را بکام مرگ فرو می برد . قتل عام مردم فلسطین درغزه ، خشونت صهیونیست های شهرک نشین درکرانه غربی دریای اردن ، زورگویی و تجاوز اسراییل بر کشورهای اسلامی عربی درغرب آسیا ، ترور شخصیت ها و حمله نظامی اسراییل و ایالات متحده امریکا بر ایران ، تداوم و تشدید جنگ در اوکرایین ، تبلیغات و تسلیحات جنگی در اتحادیه اروپا و بریتانیا ، توسعه تشنج در شرق و جنوب شرق آسیا ، جنگ در سودان و برخی از کشورهای دیگر افریقا ، شانتاژ و تهدید نظامی ایالات متحده امریکا در قاره امریکای لاتین ، به خصوص علیه کشورهای آزاد و مستقل پانامه ، کولمبیا و ونزویلا و سرانجام تداوم مداخلات و تهدیدات علیه کشورما همه و همه نمونه هایی اند که جهان ناآرام ما را ناآرام ترساخته اند . تروریزم ، بنیادگرایی ، نادیده گرفتن و زیرپا کردن قوانین و نورم های بین المللی ، تشدید فقر و گرسنگی ، نابرابری ، مناسبات غیرعادلانه تجارتی ــ اقتصادی ، آلودگی محیط زیست و ده ها پرابلم دیگر، عرصه زندگی را برای مردمان جهان چنان تنگ ساخته که رنج های بیشمار آنان دیگر به پدیده های عادی ومعمولی روز مبدل گردیده اند .در سوی دیگر جهان ما در این سال دستخوش تحولات شگرف بود .نظم جهانی موجود که سالهای متمادی حافظ منافع کشورهای پیشرفته غربی بود اینک با اعتراض اکثریت قاطع باشنده گان کره زمین روبرو گردیده و در معرض تغیر قرار دارد . این پروسه را کنش ها و واکنش های کشورهای « جنوب » که کشور ما نیز جز آنست تسریع می بخشد . نظم جهانی چند قطبی مبتنی بر اصول و ارزش های مندرج در منشور سازمان ملل متحد بدیلی است که آینده سیاره ما را رقم می زند و روابط نوینی را بر پایه احترام به حق حاکمیت و تعین سرنوشت خلق ها ، آزادی ، دموکراسی ،همکاری و همبستگی بین المللی بر قرار میسازد .
کشور ما در سالی که سپری شد با مسایل دشوار و پرابلم های حاد مواجه بود . بر مبنای خواست های بر حق مردم ما شعار های : نان ، کار ، آزادی ، برابری ، عدالت اجتماعی ، احترام به کرامت انسانی ، مبارزه با فقر و تنگد ستی ، حق آموزش و تحصیل ، خدمات صحی ، دفاع از حاکمیت و منافع ملی ، دموکراسی ، مشارکت مردم در پروسه های سیاسی و اجتماعی ، و زندگی انسانی عاری از خشونت در دستور روز قرار داشت .
مساله مهاجرین افغانستان در بیرون از کشور ، به خصوص برگشت جبری آنان از ایران ، پاکستان و برخی از کشور های دیگرهمچنان توجه جدی مردم ما را که خواهان حل بنیادی این معضل بود به خود جلب نموده است . برخورد مهاجر ستیزانه و سواستفاده از مجبوریت های بی پناهی در بسا از کشور ها روزگارپناهنده گان افغان را در این « سده کوچ » سخت دشوار ساخته و کوله بار دیگری را بر انبار پرابلم های حل ناشده سیاسی و اجتماعی وطن ما افزوده است . محرومیت زنان از آموزش و تحصیل در این عصر تحولات سریع علمی و تکنالوژیک و پیشرفت اجتماعی امر پذیرفتنی نیست و افغانستان بدون آموزش آینده ای نخواهد داشت . باید به تبعیض در هر شکلی که باشد خاتمه داده شود !
کشور ما برای عادی شدن روال زندگی چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی به راه حل سیاسی معقول و مورد پذیرش مردم در فضای باز و آزاد ضرورت دارد . بدون سهمگیری اگاهانه مردم در حیات سیاسی تغیر بنیادی در کشور ما ممکن نیست و در پروسه های دگرگون سازی شرایط و اوضاع کنونی کشور افزون بر آن ، نقش همه وطنپرستان ، به خصوص نیروهای مترقی و داد خواه در مبارزه سیاسی بخاطر افغانستان مستقل ، دموکراتیک و واحد دارای اهمیت تعین کننده است . کنش اگاهانه سیاسی و مبارزه مشترک همه نیرو های متعهد بر اساس یک پلاتفورم مهینی می تواند راه رسیدن به آرمان های ملی ، عدالت و پیشرفت اجتماعی را فراهم سازد .
شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان در آغاز سال نو میلادی که مصادف با شصت و یکمین سالگرد تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان است از همه نیروهای پیشرو بار دیگر دعوت مینماید تا با اتحاد و همدلی در راه بیرون رفت کشورما از بن بست کنونی مبارزه نموده و در راه تحقق آرمان های مردم افغانستان بکوشند .
سازمان ما آرزومند است که در سال نو میلادی آتش جنگ های تجاوز کارانه در سراسر جهان خاموش گردد و رایحه صلح پایدارهمه جا را فرا گیرد . برای همه خلق های جهان، به خصوص مردم آزاده کشور ما خوشبختی ، همزیستی نیک و پیروزی های فراوان می خواهیم .
بگذار سال نو، سال تفاهم و دوستی میان همه خلق های جهان باشد !
ولـی محمـد زیارمـل
رییس شـورای اروپایی حـزب آبادی افغانستان
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۱۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
اعلامیه حزب توده ایران :
هرگونه دخالت امپریالیزم امریکا ، دولت نسل کش اسراییل، و همدستان داخلی آنان را در تحولات حساس کشور قاطعانه محکوم می کنیم!
دور تازه تظاهرات اعتراضی مردم در واکنش به شرایط غیرقابل تحمل اقتصادی ـ اجتماعی کشور که از یکشنبه گذشته آغاز شده بود در روزهای اخیر ابعاد گسترده تری یافته است. این جنبش اعتراضی برحق مردمی، که با اعتصاب بازار تهران آغاز شد، با پیوستن دانشجویان دانشگاههای تهران و دیگر شهرهای کشور که خواهان تغییرات بنیادی در اوضاع موجود اند دامنه ای وسیع تر یافته است. در پی یورشهای سرکوبگرانه نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگیری های گسترده از روز چهارشنبه گذشته، مبارزه حق طلبانه مردم شکلهای تندتری یافته و با خشونت بیشتری روبه رو شده است. رسانه ها از کشته شدن شش نفر و دستگیریهای گسترده در سرکوب نیروهای پولیس در روزهای اخیر خبر دادهاند.
حزب توده ایران اعتراض های مردم به اوضاع غیرانسانی حاکم و به ویژه اوضاع اقتصادی و معیشتی کمرشکن کنونی را برحق و قانونی می داند. ما نیز هم صدا با دیگر نیروهای ملی و دموکراتیک کشور از همان ابتدا، هم زمان با حمایت از گسترش و تعمیق این اعتراض های مردمی، خواهان حفظ آرامش، تداوم اشکال مدنی اعتراض ها، و گردن نهادن جمهوری اسلامی به خواست های برحق مردم بودهایم.
در این وضع بسیار حساس و در حالی که انزجار اکثریت جامعه از دیکتاتوری اسلام گرای حاکم به اوج رسیده است، دولت شبه فاشیستی دونالد ترامپ با سواستفاده از شکاف عظیم میان ملت ایران و حکومت اسلامی روز جمعه ۱۲ جدی با گستاخی اعلام کرد: « اگر ایران به معترضان شلیک کند و آنها را بکُشد، ایالات متحده امریکا به کمک آنان خواهد شتافت.» این موضع گیری تلاشی آشکار برای دخالت کردن در تحولات ایران است، آن هم در حالی که رژیم ولایت فقیه به هیچ وجه قادر نیست خودش را از بحران، بی ثباتی، و ترس دایم از مردم رها کند و فقط با تکیه بر سرکوب و ابزارهای نظامیـ امنیتی می کوشد به حیاتش ادامه دهد.
دخالت امپریالیزم امریکا در امور داخلی میهن ما تجاوز آشکار به حق حاکمیت ملی ایران است و صرفاً برای تأمین منافع امپریالیستی در منطقهٔ خاورمیانه و خلیج فارس صورت می گیرد. نکته مهم دیگر آن است که با توجه به سیاستهای دولت راست افراطی ترامپ و همسویی کاملش با دولت جنایت کار و نسل کُش نتانیاهو که در رأس ماشین جنگی اسراییل قرار دارد، هرگونه دخالت در امور داخلی ایران نه تنها آشکارا به زیان خیزش مردمی علیه حکومت جمهوری اسلامی است، بلکه می تواند پیامدهایی فاجعه بار برای کشور به همراه داشته باشد.
علی لاریجانی، رییس شورای عالی امنیت ملی ایران و مشاور نزدیک خامنه ای، با استفاده از موضع گیری ترامپ خیزش اعتراضی اخیر در کشور را توطیه امریکا اعلام کرد و از جمله گفت: « با موضع گیری مقامات اسراییلی و ترامپ، پشت صحنه ماجرا روشن شد». رسانه های وابسته به حکومت در ایران نیز فرصت را مغتنم شمردند و در حالی که پزشکیان اعتراضهای مردم را برحق دانسته بود، بر ضرورت تشدید سرکوب اعتراض های مردمی تأکید کردند.
حزب توده ایران دخالت آشکار امپریالیزم امریکا و متحدان منطقه یی و داخلی اش در امور داخلی ایران را به صراحت و قاطعانه محکوم می کند. سیاستهای نابخردانه و ضدملی دیکتاتوری ولایی در دهههای گذشته نه تنها میلیونها شهروند را به فقر و محرومیت کشانده، بلکه با ادامه دادن به سیاست خارجی «صدور انقلاب اسلامی» به منطقه و تلاش برای برپایی مجدد «امپراتوری اسلامی» کشور ما را در معرض دخالت های فاجعه بار خارجی قرار داده است.
تجربه تاریخی هشتاد سال اخیر، از کودتای ننگین ۲۸ مرداد عمّال امریکا و بریتانیا در ایران تا عملکرد امپریالیزم امریکا و متحدانش در جهان، نشان می دهد که سیاست «تغییر رژیم» همواره برای تامین منافع راهبردی امپریالیزم جهانی دنبال می شود و هرگز نمی تواند به آزادی، تحقق حقوق ملی و دموکراتیک، و حاکم شدن مردم بر سرنوشت خویش بینجامد. جنبش مردمی رو به گسترش در کشور ما نیازی به کمک دولت شبه فاشیستی امریکا و دولت جنایت کار نتانیاهو ندارد. این جنبش خودش با اتحاد عمل نیروهای ملی و مترقی می تواند مبارزه با استبداد، چه از نوع ولایت فقیه و چه سلطنتی را به سرانجام برساند.
در این شرایط خطیر، ما همه نیروهای ملی، دموکرات، و صلح دوست ایران را به ایستادن در صف مبارزه برحق مردم میهن برای دستیابی به مطالبات قانونی و انسانی فرا می خوانیم.
پیش به سوی اتحاد و همبستگی مردم ایران در مبارزه با رژیم ولایت فقیه
زنده باد صلح، زنده باد مبارزه مردم زحمتکش و رنج کشیده ایران
حزب توده ایران
۱۲ جدی ۱۴۰۴
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۳۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
سال ۲۰۲۵ با اعتصابات و اعتراضات در غرب پایان می یابد

سال نو نزدیک است، اما در غرب، حال و هوای دنیای پشت سر به هیچ وجه جشن و سرور را بر نمی تابد، در عوض، اعتراضات بر آن غالب است. به جای بازارها و کارناوال های کریسمس، مردم در حال اعتصاب هستند. قابل درک است که با توجه به افزایش سریع مصارف زندگی و کاهش درآمد ها، شهروندان عادی امکانی برای جشن و سرور ندارند. آنها پول کافی برای چیدن میز، برگزاری مهمانی یا خرید هدیه ندارند. و بعید است که اوضاع در سال ۲۰۲۶ ترسایی نیز بهبود چندانی یابد.
برعکس: دلالان قدرت دنیای پشت سر، که همچنان اقتصادهای ملی و رفاه مردم خود را بر مبنای دستور کار خود تضعیف می کنند و اوکرایین را که شبیه چمدانی بدون دسته است، سرپا نگه می دارند، در حال آماده سازی حملات جدیدی به حقوق کارگران و امور مالی شهروندان خود هستند. موج قدرتمندی از اعتصابات در پاسخ به سیاست های ضداجتماعی فزاینده دولت ها، سراسر اروپا را فرا گرفته است.
یکی از بزرگ ترین اعتراضات در پرتگال رخ داد. ده ها هزار نفر با لباس قرمز ( رنگ جنبش کارگری ) در اولین بسیج جهانی از جون ۲۰۲۳ شرکت کردند. شرکت کنندگان در این رویداد که توسط اتحادیه های پیشرو کشور، کنفدراسیون عمومی اتحادیه های کارگری پرتگال و اتحادیه عمومی کارگران آغاز شده بود، علیه اصلاحات قوانین کار لوییس مونته نگرو، نخست وزیر اعتراض کردند. کارگران از همه بخشها، سیاستهای دولت که با هدف صرفه جویی در هزینه ها استثمار بیشتر و به هزینه کارگران موقت انجام می شود را غیرقابل قبول اعلام کردند.
به گفته اتحادیه ها، اصلاحات پیشنهادی مقامات که ظاهراً برای تقویت رشد اقتصادی و بهبود رفاه شهروندان در نظر گرفته شده است، کارگران را از حقوق قانونی خود محروم می کند. پیش نویس قانون که خشم عمومی را برانگیخت، ساده تر کردن اخراج نیروی کار، لغو بازگشت اجباری کارگرانی که ناعادلانه اخراج شده اند، امکان تمدید قرارداد های مدت دار برای چندین سال و لغو ممنوعیت استخدام فوری از طریق برون سپاری پس از اخراج را پیشنهاد می کند. همچنین هدف آن کاستن هرچه بیشتر از حداقل مزایا در اختلافات کارگری است.
اتحادیه های کارگری صراحتاً تأکید کردند که کاهش سطح زندگی نه در بحبوحه بحران مالی و اقتصادی، بلکه در پس زمینه رشد و افزایش شدید سود شرکت ها انجام می شود. به گفته نمایندگان اتحادیه، این بسته قانونی، با بیش از ۱۰۰ اقدام خود، نه تنها نشان دهنده نقض حقوق همه کارگران، به ویژه زنان و جوانان است، بلکه یکی از تهاجمی ترین حملات به دنیای کار در پرتگال است. همانطور که تیاگو اولیویرا، دبیرکل این اتحادیه توضیح داد، این اصلاحات اشتغال ناپایدار را استاندارد، محدودیت ساعات کاری را حذف و اخراج ها را تسهیل می کند. این در حالی اتفاق میافتد که طبق آمار، از حدود ۵ میلیون شاغل در پرتگال، حدود ۱،۳میلیون نفر در حال حاضر در مشاغل ناپایدار هستند.
حزب کمونیست پرتگال نیز با موضع اتحادیه ها موافق است و تغییرات برنامه ریزی شده را دور از واقعیت و بیانگر ترجیح آشکار منافع کارفرمایان توصیف می کند.
حزب کمونیست پرتگال با حمایت خود اعلام کرد: « ابعاد اعتصاب فعلی، قدرت و اتحاد پرولتاریا را ثابت می کند. » حزب کمونیست، تغییرات قریب الوقوع را محکوم کرد و آنها را سلاح مستقیم سرمایه سیری ناپذیر خواند که با هدف کاهش دستمزدها، عادی سازی اشتغال موقت، لغو توافق نامه های چانه زنی جمعی و محدود کردن حق اعتصاب انجام می شود. پایولو ریموندو، دبیرکل حزب کمونیست پرتگال، در تجمعی در متروی لیزبن خطاب به معترضان سخنرانی کرد. رهبر حزب کمونیست تأکید کرد: « ما نباید قدرت کارگران را دست کم بگیریم. وقتی این ارتش توانمند برای دستیابی به اهداف خود متحد شود، هیچ نیرویی قادر به مقاومت در برابر آن نخواهد بود.»
در ادامه حزب کمونیست پرتقال تأکید دارد: « ما باید با بی ثباتی مبارزه کنیم، به افزایش دستمزدها دست یابیم، چانه زنی جمعی را به رسمیت بشناسیم و از خدمات عمومی محافظت و آن را تقویت کنیم. همه چیز در دست کارگران، مردم و جوانان است که از طریق بسیج خود، قدرت عظیم خود را نشان داده اند.»
همچنین فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری (WTU) که نماینده ۱۱۰ میلیون کارگر در ۱۳۴ کشور جهان است، «همبستگی بی قید و شرط » خود را با شرکت کنندگان در بزرگترین اعتصاب در دوازده سال گذشته در پرتگال ابراز کرد. WTU از « حمله شدید » مقامات پرتگال به حقوق اساسی اجتماعی و کارگری مردم انتقاد کرد و خواستار پایان فوری سیاست های ضد کارگری آن شد.
این اعتراضات، بنادر، ایستگاه های راه آهن و کارخانه اصلی مونتاژ موتر های تیزرفتار Europa Auto در پالملا را فلج کرد. ترافیک هوایی نیز مختل شد ( شرکت هواپیمایی ملی، پرتگال ایر، دو سوم از ۲۵۰ پرواز خود را لغو کرد)، مدارس همچنان تعطیل ماندند و حمل و نقل عمومی متوقف شد. بیمارستان ها فقط به صورت اضطراری فعالیت می کردند و جمع آوری زباله به حالت تعلیق درآمد. تعطیلی مشاغل، از معادن پاناسکوییرا گرفته تا عملیات ماهیگیری، از کارخانه های کوکاکولا، تا کارخانه آبجوسازی سوپر بوک را در بر می گرفت.
کارگران کارخانه نساجی در لامیرینهو، مانند همه پرتگالی ها، از طرح دولت برای افزایش سن بازنشستگی به ۷۰ سال خشمگین بودند و اعلام کردند: « ما قوانین ناعادلانه را رد می کنیم و برای دفاع از کرامت خود و آینده کسانی که برای خیر کشور کار می کنند، به خیابانها آمده ایم.»
مقامات پرتگالی تلاش کردند با معرفی« بسته مزایای حداقلی » از طریق قانون گذاری و یک کمپاین رسانه ای با هدف کم اهمیت جلوه دادن قیام سراسری و دلسرد کردن مشارکت، تأثیر منفی اعتصاب را محدود نشان دهند. با این حال، این تاکتیک شکست خورد. خیابانهای شهرهای بزرگ، از جمله لیزبن، براگا و پورتو، مملو از تظاهرکنندگان شد (حدود ۲۰ تظاهرات در سراسر کشور برگزار شد) و کارگران از همه نسل ها در خارج از کارخانه ها و انبارها به صفوف اعتصاب کنندگان پیوستند. زنان، جوانان و مهاجران به طور فعال در اعتراضات شرکت کردند.
***
مبارزه برای یک زندگی مناسب در ایتالیا نیز ادامه دارد. شهروندان بار دیگر در سراسر کشور علیه بودجه سال ۲۰۲۶ پیشنهادی جورجیا ملونی، نخست وزیر اعتصاب کرده اند. سندی که اتحادیه ها، به رهبری کنفدراسیون کار ایتالیا (CGIL)، آن را از نظر اجتماعی نارسا و از نظر اقتصادی بی فایده می دانند. سازمان دهندگان اعتصاب استدلال می کنند که بودجه دولت برای کاهش کسری بودجه و هزینه های نظامی متمرکز است و در عین حال مسایل اجتماعی حیاتی را بدون توجه رها می کند.
مبارزه برای یک زندگی مناسب در ایتالیا ادامه دارد. اتحادیه ها از دولت به دلیل کمبود بودجه در حوزه های بهداشت و درمان، آموزش و حمل و نقل انتقاد می کنند و خواستار حقوق کارگران، دستمزدهای بالاتر و گسترش مزایای اجتماعی هستند. مایوریتزیو لاندینی، دبیرکل CGIL، در تظاهراتی در فلورانس اعلام کرد: « اکثریت مردم سیاست های تیم خانم ملونی، را رد می کنند. آخرین تدبیر اقتصادی دولت به وضوح برای حل مشکلات مبرم کافی نیست: بودجه تصویب شده توسط دولت برای کشور ناکافی و صرفاً به کاهش کسری بودجه و خرید سلاح کمک می کند.»
این اعتراضات در شرایطی صورت گرفت که مشکلات مالی در میان مردم رو به افزایش بود. در آستانه کریسمس، ایتالیایی ها با افزایش قیمت مواد غذایی، رکود درآمد و افزایش هزینه های مصرف کنندگان کننده مواجه بودند. تورم در دو سال گذشته به معنای واقعی کلمه قدرت خرید شهروندان را کاهش داده است. قبوض هنگفت پول برق و گاز که ۳۰ تا ۴۰ درصد درآمد را می بلعد، جایی برای خوش بینی نمی گذارد./ روزنامه پراودا
منبع تصویر : روزنامه اشتاندرد
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۵ـ ۳۰۱۲
Copyright ©bamdaad 2025