جـوانان المـان جنگ نمی خـواهنـد

« ما نمیخواهیم به گوشت دم توپ تبدیل شویم و بنابراین در حالی که ما و دوستان مان به کشتن و مردن کشیده میشویم، ساکت نخواهیم نشست.»

 

روزنامه پراودا

 

بنا بر گزارش رویتر، طی روز های گذشته، ده ها هزار متعلم  و دانشجو در ۹۰ شهر المان به خیابان ها آمدند تا به سیاست های نظامیگرانه کابینه صدراعظم فریدریش مرتس، اعتراض کنند.« اعتصاب مکاتب علیه خدمت سربازی » سراسری همزمان با تصویب قانون جدید خدمت سربازی توسط  بوندس تاگ ـ مجلس فدرال ـ که امکان بازگرداندن خدمت سربازی اجباری را فراهم می کند، برگزار شد. با این حال، خشم شرکت کنندگان در این اعتراض قدرتمند ضددولتی نه تنها با تصویب سندی جنجالی که در نهایت اکثریت قریب به اتفاق نسل جوان را تهدید به خدمت سربازی می کند، بلکه با نگرش تهاجمی کلی مقامات که آشکارا برای رویارویی با روسیه آماده میشوند، برانگیخته شد. مبتکران این رویداد در رسانه های اجتماعی که با شعار مشترک « در آینده خود سرمایه گذاری کنید، نه در یک جنگ احتمالی » برگزار شد، نوشتند: « ما نمیخواهیم به گوشت دم توپ تبدیل شویم و بنابراین در حالی که ما و دوستان مان به کشتن و مردن کشیده میشویم، ساکت نخواهیم نشست.»

فابیو دِ ماسی، یکی از رهبران اتحاد « سارا واگن کنشت، برای خرد و عدالت»، اعلام کرد: « این اعتراض فقط مربوط به خدمت اجباری نیست، بلکه مربوط به مقاومت در برابر جنگ، مسابقه تسلیحاتی خود ویرانگر و استانداردهای دوگانه است.» انجمن سیاسی او، به همراه حزب چپ، اتحادیه آموزگاران آموزش و پرورش و سایر سازمانها، به طور فعال از تظاهرات جوانان حمایت کردند. به گفته سازماندهندگان ، بیش از ۴۰  هزار دانشجو به این اعتراض عظیم پیوستند. اعتراضات گسترده، هامبورگ، فرانکفورت، درسدن، مونشن، دوسلدورف و کولن را فرا گرفت، در حالی که بزرگترین تظاهرات، طبق برآوردهای مختلف، بین ۳ تا ۱۰ هزارنفر را به خود جلب کرد، در برلین برگزار شد. همانطور که رسانه های المانی اشاره کردند، انگیزه تظاهرکنندگان در همه جا یکسان بود هراس و تهدید جنگ، احتمال مرگ در آن و چشم انداز تیراندازی به سوی دیگران. این احساس در میان جوانان قابل درک است، زیرا نسل فعلی با عکسهای واقعی از مناطق جنگی بی پایان، خصوصا کشتار ها در خاورمیانه، بزرگ شده است و بنابراین درک می کند که اقدام نظامی میتواند به چه فاجعه ای منجر شود. اتفاقاً، نگرش دانش آموزان و دانشجویان نسبت به مقامات به درستی در شعار روی یکی از پوسترها منعکس شده بود: « فردریش، تو دیوانه ای، ما برای تو نخواهیم جنگید» !

لوتا، دانش آموز کلاس هشتم اهل هامبورگ که با یکی از دوستان خود در این تجمع شرکت کرده بود، گفت: « سیاستمداران همیشه ادعا میکنند که در یک دموکراسی، همه برای خودشان تصمیم می گیرند، اما با خدمت اجباری، معلوم می شود که ما یک دیکتاتوری داریم.» دختران از خدمت اجباری معاف هستند، اما برادرانی دارند که بعید است از سرنوشت مشابهی فرار کنند. مرل، ۱۶ ساله اهل برلین، به خبرنگاران توضیح داد: « من نگران دوستان و برادرم هستم، نمیخواهم آنها به دلیل اختلافات سیاسی بی معنی بمیرند.»

والدین آنها نیز در تظاهرات شرکت کردند و بسیاری از آنها برای فرزندانشان مرخصی استعلاجی ترتیب دادند تا بتوانند «به طور قانونی» از کلاسها غیبت کنند و در راهپیمایی اعتراضی شرکت کنند. مدیران مدرسه کسانی را که عذر موجهی نداشتند، غایب بدون دلیل موجه تلقی کرده و به آنها نمره مردودی برای آن روز دادند. یورگن مولر، وکیل و فعال باواریایی، گفت: « معلمان و دانش آموزانی که در تظاهرات ضدجنگ شرکت کردند، به دلیل غیبت از مدرسه تهدید به مجازات می شوند، در حالی که با کسانی که در ساعات کاری و مدرسه برای اقدامات اقلیمی یا علیه حزب مخالف AfD تظاهرات کردند، با نرمی و تفاهم رفتار شد.»

این قانون که در بین جوانان المانی بدین صورت سر و صدایی به پا کرده است، رسماً از اول جنوری ۲۰۲۶ لازم الاجرا می شود. از آن تاریخ، همه شهروندان ۱۸ ساله المانی نامه هایی از بوندس وهر(وزارت دفاع) دریافت خواهند کرد. از آنها خواسته میشود فرم دیجیتالی را پر کنند که جزییات تحصیلات، سلامت و انگیزه آنها برای خدمت بالقوه را شرح می دهد. شرکت در این آزمون برای مردان اجباری و برای زنان اختیاری است. از اول جون ۲۰۲۷، معاینه پزشکی اجباری برای متولدین سال ۲۰۰۸ یا بعد از آن آغاز خواهد شد: همه مردانی که در آن سال متولد شدهاند، مشمول بررسی اعزام به خدمت سربازی می شوند، در حالی که زنان همچنان در انتخاب آزاد هستند.

در حالی که اصرار رسمی کابینه مبنی بر آن است که خدمت سربازی همچنان اختیاری است و اطمینان بخش به نظر می رسد، این قانون حاوی جزییاتی است که برای جوانان بسیار نگران کننده است. در این لایحه مکانیسمی تعبیه شده که راه را برای خدمت اجباری هموار می کند. اگر ارتش المان نتواند تعداد لازم داوطلب را برای انجام ماموریت های ناتو و برنامه های دفاعی خود جذب کند، بوند ستاگ (پارلمان) مجاز است تصمیم بگیرد که آیا خدمت اجباری را از طریق قرعه کشی (لاتری) در کل گروه های سنی معرفی کند یا خیر.

بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع المان، با صراحت اظهار داشت: « اگر داوطلبان خیلی کم باشند، نمیتوانیم بدون خدمت اجباری کاری انجام دهیم.»

زبان قانونی، تغییر مسیر برای امنیت المان را پنهان می کند. دولت می خواهد قدرت ارتش المان را از تقریباً ۱۸۰هزار پرسنل فعلی به تقریباً ۲۶۰ هزارسرباز فعال و ۲۰۰ هزارنیروی ذخیره افزایش دهد، به این معنی که تا اواسط دهه ۲۰۳۲ تا ۴۶۰ هزارپرسنل آماده خدمت خواهد داشت. از نظر مفهومی، مدل جدید بر اساس «مدل سویدنی » است: کل سال تولد در سیستم گنجانده شده است، اما در واقع فقط بخشی از آن فراخوانده میشود و بقیه به صورت ذخیره نگه داشته می شوند. با این حال، در خود پادشاهی اسکاندیناوی، سیستم داوطلبانه دوام زیادی نیاورد و در نهایت، آنها نیز به روش خدمت اجباری بازگشتند.

قابل توجه است که نظرسنجی های اجتماعی، شکاف نسلی آشکاری را در مورد مساله خدمت اجباری نشان می دهند. طبق گزارش موسسه تحقیقات اجتماعی و تحلیل آماری فورسا المان، ۶۳ درصد از جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله، خدمت اجباری سربازی را رد می کنند. در عین حال، طبق داده های شرکت بریتانیایی یوگاو، ۶۲ درصد از شهروندان از ثبت نام اجباری برای کل گروه های سنی حمایت می کنند. ارقام مشابهی توسط موسسه اینسا، برای پاسخ های اجتماعی جدید و سایر سازمان ها ذکر شده است.

حمایت به ویژه در بین نسل های مسن تر و اردوگاه کلاسیک « بورژوازی » رأی دهندگان CDU/CSU و بخش هایی از حزب سوسیال دموکرات المان زیاد است. جوانان، عناصر چپ گرا و بسیاری از زنان بسیار منتقد تر هستند.

به گفته سازمان دهندگان بسیج اخیر دانش آموزان و دانشجویان، که از قبل « نسل بخت آزمایی » لقب گرفته، نشان داده است که مقاومت جوانان بسیار قوی است. مخالفان کمپین «همه را مسلح کنید » دولت قصد ندارند دست از این روش بردارند و برنامه دارند تا در ۵ ماه مارچ اعتصاب سراسری دیگری برگزار کنند.

 

منبع تصویر : هفته نامه «عصر ما »

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۵ـ ‍ ۱۳۱۲      

Copyright ©bamdaad 2025

 

 

 

 جنون جهانی خرید سلاح برای جنگ!


 

اومانیته

موسسه تحقیقات صلح بین ‌المللی استکهلم «سیپری ـSipri » در گزارشی که دوشنبه اول دسامبر منتشر شد، هشدار می ‌دهد که تقاضا برای سلاح در سراسر جهان همچنان رو به افزایش است.

 با افزایش ۵.۹ درصدی نسبت به سال گذشته، فروش ۱۰۰ تولید کننده بزرگ اسلحه در جهان در سال ۲۰۲۴ ترسایی به رکورد جدیدی رسید.

درحالی که فلسطین، سودان، جمهوری دموکراتیک کنگو و اوکرایین صحنه جنگ‌ها یا نسل‌ کشی‌ها هستند، ثروت صنعت اسلحه به اوج جدیدی رسیده است.

گزارشی از موسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم «سیپری» که روز دوشنبه ، اول دسامبر منتشر شد، نشان می‌ دهد که ۱۰۰ تولید کننده قدرتمند اسلحه در جهان در سال ۲۰۲۴ شاهد فروش ۶۷۹ میلیارد دلار (۵۸۶ میلیارد یورو) بوده‌اند.

بنابراین، تغییراتی که بسیاری از قدرت‌های نظامی در طول تجدید تسلیحات خود انجام دادند، تأثیر مشخصی بر فروش این ۱۰۰ تولیدکننده اسلحه داشت که در سال ۲۰۲۴، ۵.۹ درصد رشد داشت.

بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ ترسایی درآمد آنها ۲۶ درصد افزایش یافت.

برای اولین بار از سال ۲۰۱۸، پنج شرکت بزرگ تسلیحاتی - لاکهید مارتین، «آر.ت.ایگس» نورثروپ گرومن، جنرال داینامیکس،«ب .آر. او سیستم» که همه گی در ایالات متحده امریکا مستقر هستند - همگی افزایش درآمد خود را ثبت کردند.

جید گیبرتیو ریکارد، یکی دیگر از اعضای برنامه «هزینه‌های نظامی و تولید اسلحه»، به خبرگزاری فرانسه گفت: « این امر در درجه اول به اروپا مربوط می ‌شود.» بنابراین، «درک تهدید روسیه توسط کشورهای اروپایی» ریشه تغییر رویکرد نظامی ‌گرایانه ۲۷ کشورعضو است.

 با این وجود، گیبرتیو ریکارد خاطرنشان می‌ کند که همه مناطق جهان، « به جز آسیا و اقیانوسیه»، سالی بی ‌سابقه را تجربه کردند.

این امربه صنایع نظامی، که درچند کشورمتمرکز شده‌اند، اجازه می‌ دهد تا میلیاردها یورو سود کسب کنند.

به عنوان مثال، تولید کنندگان آمریکایی (۳۹ از ۱۰۰ تولید کننده) افزایش درآمد ترکیبی ۳.۸ درصدی را به ۳۳۴ میلیارد دلار (۲۸۸ میلیارد یورو) ثبت کردند که تقریباً نیمی از کل درآمد جهانی را تشکیل می‌ دهد.

همچنین ورود شرکت [اسپس ایکس]، گروهی که توسط ایلان ماسک، میلیاردر آزادی‌ خواه و فاشیست، تأسیس شده است را در این رتبه‌ بندی تأیید می ‌کند.

 این شرکت شاهد بیش از دو برابر شدن درآمد خود در بخش تسلیحات در مقایسه با سال ۲۰۲۳، با مجموع ۱.۸ میلیارد دلار (۱.۵ میلیارد یورو) بوده است.

در اروپا، درآمد ترکیبی ۲۶ شرکت بزرگ تسلیحاتی ۱۳ درصد افزایش یافت و به ۱۵۱ میلیارد دلار (۱۳۰ میلیارد یورو) رسید.

اما تولید کنندگان تسلیحات اروپایی نیز برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده با مشکل مواجه هستند و تأمین مواد اولیه دشوارتر شده است.

به عنوان مثال، شرکت‌ های فرانسوی ایرباس و سفران که قبل از سال ۲۰۲۲ نیمی از تیتانیوم خود را از روسیه تأمین می ‌کردند، مجبور به یافتن تأمین‌ کنندگان جدید شده‌ اند.

دو تولیدکننده تسلیحات روسی - روستک و شرکت کشتی ‌سازی یونایتد - با وجود کمبود قطعات به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، شاهد افزایش ۲۳ درصدی درآمد خود به ۳۱.۲ میلیارد دلار (۲۶ میلیارد یورو) بودند. در حالی که مسکو با کاهش صادرات مواجه است، تقاضای داخلی بیش از این ضررها را جبران می ‌کند.

در نهایت، نه شرکت از ۱۰۰ شرکت برترتسلیحاتی در خاورمیانه مستقر هستند و درآمد مشترک آنها ۳۱ میلیارد دلار است.

 سه شرکت از این تعداد اسرائیلی هستند و بیش از نیمی از این مبلغ (۱۶٪+، به ۱۶.۲ میلیارد دلار - ۱۳ میلیارد یورو) را به خود اختصاص داده‌اند.

 زبیده کریم، محقق،«سیپری» می‌گوید: « به نظر می‌ رسد واکنش‌ های فزاینده علیه اقدامات اسراییل در غزه تأثیر کمی بر علاقه به سلاح‌های اسراییلی داشته است.»

منطقه آسیا و اقیانوسیه تنها منطقه ‌ای بود که شاهد کاهش ۱.۲ درصدی درآمد کلی ۲۳ شرکت عضو خود به ۱۳۰ میلیارد دلار (۱۱۲ میلیارد یورو) بود.

 این نتیجه ناشی ازنابرابری‌های قابل توجه بین صنایع مختلف این منطقه است.

برای مثال، شرکت ‌های چینی سلاح ‌های کمتری فروختند.

 نان تیان، مدیر برنامه « هزینه ‌های نظامی و تولید سلاح »، خاطرنشان کرد: « یک سری اتهامات فساد در تدارکات تسلیحاتی چین منجر به تعویق یا لغو قراردادهای بزرگ تسلیحاتی در سال ۲۰۲۴ شد.» از سوی دیگر، تولید کنندگان جاپانی و کوریای جنوبی شاهد افزایش درآمد خود بودند که به دلیل تقاضای اروپا تقویت شد.

 این یادآوری می ‌کند که وقتی یک تولید کننده رکود را تجربه می ‌کند، ده‌ها رقیب آماده‌اند تا از این فرصت استفاده کنند./ ر ت

 

 بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۵ـ ‍ ۲۹۱۱      

 Copyright ©bamdaad 2025

 

 

 

بازی تهدید و فرصت در زمین افغانها

 

احمد شاهین

در سپهر استراتیژیک دنیا ، سه قدرت حضور دارند که جهان چند قطبی دراین بودش قابل رویت است .امریکا ،روسیه وچین .

به ملاحظه گزاره ای یاد شده در پارانومیک (گستره‌ ای وسیع) منطقه، افغانستان برای فدراسیون روسیه دریچه فرصت ها و تهدید هاست .

 برخاسته ازاین دریافته غرب وناتو از زمان پساشوروی ،در تلاش اند که روسیه را از طریق نفوذ به شرق بویژه از طریق گلوگاه افغانستان  مهار کنند ، لذاجنگ جاری سایه ها در زمین افغانها از رویکردهای یاد شده قابل تبیین است .

برای روسیه افغانستان  در استراتیژی منطقه یی آن نیزاز اهمیت کلیدی برخوردار است.این کشور برای جلوگیری از ایجاد تنش مدیریت شده توسط غرب و به موازات آن بهره برداری از تعامل با حاکمان امروزین افغانستان ،در پی آنست تا از تنش و بحران در کشور ما جلو گیری نموده ، تهدید ها را کاهش و در نهایت به فرصت تبدیل نماید، تا باشد  که ثبات پایدار را در راستای فراهم سازی بسترهای ژوپولیتیک برای فرآیند توسعه  چند جانبه منطقه یی بوجود آورد .

فرصت ها :

افغانستان پهلوی بزرگ فدراسیون روسیه است و از این گزاره  روسیه نگاه جیواستراتیژی وژیواکونومیک به افغانستان  بعنوان فرصت ها دارد .دراین زمینه روسیه تلاش دارد تا در منظومه ای امنیتی منطقه ای افغانستان  را وارد کند و با استفاده از ابزارهای نرم و اهرم های امنیتی به بازدارندگی وبی اثری استراتیژی غرب  دراین  ساحت دست یابد.بی تردید که بازدارندگی بدون انسجام سیاسی ناشدنی و بی معناست.

روسیه باید برای ثبات و پیشرفت استراتیژیک در افغانستان  چشم انداز توسعه سیاسی-اقتصادی  را نشانه بگیرد.امروزه بیش از هر زمان دیگری شاهد در هم تنیده گی سیاست واقتصاد استیم، چون این دو پدیداره موتور رشد همگرایی و صلح استند ، بویژه در شرایطی که کشور ما به میدان رقابت جغرافیای سیاسی قدرت ها تبدیل شده است.

پلاتفورم شانگهای یکی از ابزارهای اثربخش ساختاریست که در جهت دست یابی به ثبات و توسعه درافغانستان و ادغام آن در روند توسعه ای منطقه یی ازاهمیت کلیدی برخوردار است.

افغانستان  به نظم درون زا نیار دارد، نه ساختاری که دراتاق های فکر دیگران طراحی و تحمیل شود. (تجربه ای دولت سازی زیر سایه ای ناتو ودیگران در افغانستان  درستی این دیدگاه را به اثبات رسانیده است ).

کنون غرب از ابزارهای نرم متعارف چون مذهبی و قومی بعنوان سلاح ژیوپولیتیک ،در کشورما بهره می‌ گیرد، تا بحران آفریند و روسیه و چین را در باتلاق آن گیر نماید، و در نتیجه افق های توسعه ای پایدارمنطقه یی را به تعویق اندازد.

لذا لازم است تا بازیگران حوزه شانگهای در جهت بازدارنده گی غرب با پوتنسیال خود عمل کنند وهمچنان میان امنیت جمعی( امضای توافقنامه بین چند کشورکه مبتنی بر آن تجاوز به هر یک تجاوز به سایر اعضا تعریف می شود. پیمان امنیت جمعی  و ناتو نمودهای آنند. ) وامنیت منطقه یی (به وضعیتی اشاره دارد که همکاری و همآهنگی میان چند کشور یک منطقه  در راستای ثبات و امنیت را در برمی گیرد. سازمان شانگهای نمونه آنست ) پیوند متناسب اگر نگویم ارگانیک ایجاد نمایند.

کشور ما بایستی درلایه بندی درهم تنیده ای میکانیزم  ثبات، به امنیت منطقه ای  بپیوندد، بدین معنا که به روند ایجاد پیوند های سازمان یافته میان کشورهای این جغرافیا  وارد شود .

عضویت کامل آن در سازمان همکاری های شانگهای یکی از گزینه های بی بدیل دراین راستا میباشد.

نکته اینکه قدرت های منطقه  یی باید به افغانستان بعنوان ساحت فرصت بنگرد و راهکارهای را مهندسی نماید تا کاملتر باشد وحداکثر بازیگران این گستره‌ را درعملیاتی آن هم راستا سازند تا زمینه ای عبور ازتهدیدها فراهم آید.

 

 بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۵ـ ‍ ۲۹۱۱      

 Copyright ©bamdaad 2025

 

 

 

جهنمی که بیست سال از بهشت امریکا الهام می ‌گرفت!

 

محمد ولی

 

از فهرست مشروح فجایع طولانی امریکا در جهان و افغانستان می‌ گذریم با چند نمونه از مراجع خود آن کشور اکتفا می‌ کنیم تا ببینیم در آن بهشت روی زمین چه می‌ گذرد و آن بهشتیان در اتش دوزخ دیگران چگونه هیزم می ‌ریزند؟

۱ ـ  از کتاب « قدرت های بزرگ در تلاش بی قدرتی » نوشته پاسکال بونیفاس مدیر انستیتوت دیپلوماسی پاریس ، نیوت گینگرش جمهوری خواه رییس مجلس نمایندگان امریکا در آغاز قرن بیست و یک گفته بود :  « کشوریکه در آن دخترکان دوازده ساله صاحب اولاد می ‌شوند، اطفال پانزده ساله یکدیگر را به قتل می ‌رسانند و جوانان هفده ساله مبتلا به مرض ایدز اند و هیجده ساله ها دیپلوم در عین بیسوادی بدست می آورند کشوری نیست که آماده رهبری جهان باشد  » صفحه ۱۸۱.

۲ـ  در امریکا دو میلیون و چهار صد هزار زندانی است که تعداد زندانیان زن به بیش از دو چند مردان است .

۳ـ  سه رییس جمهور تروریست امریکا کلینتون، بوش و اوباما در بیست و سه سال حکمرانی در ۹ کشور اسلامی حمله کرده ، یازده میلیون مسلمان را کشته اند .

۴ـ  این بهشت روی زمین از سال ۱۹۰۱ حمله بر کلولمبیا تا اکنون بر ۶۶ کشور جهان حمله یا بمباردمان کرده است .

۵ـ  روزنامه گاردین انگلیسی نوشته بود سی. آی. ای. در ۵۴ کشور جهان منجمله افغانستان زندان های هولناک دارد که مردم را بدون حکم محکمه زندانی و شکنجه می ‌کند روزنامه در مورد افغانستان نگاشته بود ، ریختن آب یخ زده بر سر و اندام هایشان شان و غرق نمودن آنها در آب سرد و ده ها نوع آزار و اذیت جسمی ، روحی و جنسی .

۶ـ  به مقاله پروفیسور الون بن مایر استاد امور بین المللی در مرکز جهانی نیویورک مورخ بیست و یک جنوری دوهزار و هفده توجه کنید که تحت عنوان « جنگ فاسد وغیراخلاقی در افغانستان  » نگاشته بود : دوهزار و چهارصد امریکایی و دولک و بیست وپنج هزار افغان کشته ، دو میلیون و شش صد هزار مهاجر و بیش از یک میلیون بی جا شده داخلی ، مصارف این جنگ تا آن وقت یک تریلیون دالر و عواید مافیای امریکایی از این جنگ سالانه دوصد و پنجاه میلیارد دالر نگاشته شده بود .

۷ـ  آمار آخرین، در جنگ افغانستان ۲۴۶۱ عسکر امریکا کشته و بیست هزار زخمی شده است . از افغانها دولک و چهل هزار غیرنظامی از جمله سی وسه هزار کودک ، و شصت و شش‌هزار نیروی امنیتی قربانی شده اند ، مصارف جنگ دو تریلیون دالر بوده ، حاصل آن افغانستان ویران که پول ها به مافیای افغانی و امریکایی تعلق گرفت . آنها برای چند رهبر نمای افغانی در اصل نوکران امریکا سالانه چهار میلیارد دالر مصارف امنیتی می ‌پرداختد حالا کجا اند ؟

شکنجه های زندان بگرام ، بمباردمان های محافل عروسی و عزاداری ، ورود شب‌هنگام به خانه ها با سگ های تعلیمی و فامیل های در خواب را طعمه آنها ساختن ، با خود بردن و سر به نیست کردن ، زندانی و شکنجه غیرانسانی نمودن بارها نگاشته شده و طولانی است .

همین چند نمونه آن بهشت را که مسند نشینان آن بیرحمانه تر از دروازه بانان دوزخ مردم ما را در شعله های جهنمی جنگ سوخته اند و در شکنجه گاه های شان تا زمهریر فرو برده اند کافی است .

آنها که خود را با چنین جنایات بهشتی های مبرا از گناهان صغیره و کبیره وانمود می ‌کنند با یگان دوزخی پرورده شده در آتش خود شان درگیر اند .

 

 بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۵ـ ‍ ۲۹۱۱      

 Copyright ©bamdaad 2025

 

 

جمعبندی غیرتحلیلی از جریانات اخیر نظامی و دیپلوماتیک افغانستان و پاکستان که ثبت تاریخ باشد

 

 

محمد ولی

آنچه سیاسیون و نظامی های پاکستان پس از حملات هوایی و برخوردهای نظامی زمینی با ناکامی مذاکرات ترکیه علیه افغانستان تبلیغ و بهانه آوردند چنین بود :

۱ـ  حمایت از تروریزم .

۲ـ  حملات تی تی پی از خاک افغانسنان .

۳ـ  افغانستان وسیله نیابتی هند .

۴ـ  ترویج ناسیونالیزم پشتونی در مناطق قبایل آنطرف دیورند .

تقاضاها :

۱ـ  منع حملات تروریستی .

۲ـ تامین امنیت پاکستان از جانب افغانستان .

۳ـ  عملیات علیه تی تی پی .

۴ـ انتقال تی تی پی از پاکستان به افغانستان .

۵ ـ شناخت تی تی پی بحیث گروه تروریستی .

پس ازاین فشارها :

۱ـ  ضربات جوابی زمینی روزهای اول تجاوز پاکستان بر پوسته های نزدیک خط فرضی

۲ـ  موضعگیری با ثبات جانب افغانی در مذاکرات ترکیه و برتری استدلال آنها در برابر هیات پاکستانی که با عصبانیت میز مذاکره را ترک کردند ، این خود نوعی مهارت دیپلوماتیک است که جانب مقابل در خلای منطق قرار داده شود و باعث عصبانیت آن گردد .

۳ـ  پایداری مردم افغانستان در دفاع از کشور با موضع ضدپاکستانی افغانهای بیرون از کشور .

۴ـ  تصمیم قطع تجارت و ترانزیت با پاکستان و از طریق بندرگاه های آن کشور .

۵ـ  منع ورود اشیای پاکستانی .

۶ـ  منع ورود ادویه طبی از پاکستان .

۷ـ  تعین سه ماه وقت برای تجارافغانی غرض تصفیه حساب های شان در پاکستان و قطع فعالیت اقتصادی در آنجا.

۸ـ  فشار مجموعی مردم پاکستان علیه حاکمیت نظامی آنها در مناسبات با افغانستان.

۹ـ  فشار مردمان خیبر پختونخوا و اسامبلی ایالتی آن برحکومت نظامی ها در سیاست شان علیه افغانستان .

۱۰ـ متانت تاجران افغان که واقعآ قابل تقدیر و تحسین است در قبول خسارات ناشی از بندش بنادر و هم صدایی با مردم در مورد قبول توقف تجارت با پاکستان .

همه این عوامل باعث شد تا وزارت خارجه پاکستان خلاف اضافه گویی ها و تهدیدها که نه از نظر دیپلوماسی و نه از نظراخلاق همسایه داری شایسته دولتمردان نیست اعلان نماید که حاضراست با افغانستان به میزمذاکره برگردد .گزینه نظامی هم به خاموشی رفت .

د راین اعلان ازآن خواسته های غیرموجه وغیرمنطقی تهدید آمیز صرفنظر شده یک جمله گفته شد که افغانستان تضمین کتبی بدهد. این نظر مانند تمام تقاضاهای بی مورد پاکستان باز هم مورد ندارد . تضمین کتبی برای چه ؟ این جمله برمی‌ گردد به همان تقاضاهای قبلی که منظور آن گذاشتن بار ملامت حوادث یک ماه گذشته بدوش افغانستان میباشد، ولی از جانب افغانستان رد شده و باز هم رد می ‌گردد.

اگر پای تضمین خط به میان آید پاکستان این تضمین ها را تکرارآ برای افغانستان بطور کتبی بدهد :

۱ ـ  منع فعالیت داعش خراسان از پاکستان به افغانستان با انسداد مراکز آن. شاهد وجود مراکز داعش خراسان در پاکستان قتل پنج چهره اثرگذار داعش خراسان در بلوچستان ، سند ، خیبر پختونخوا و پنجاب آست یعنی آن گروه تروریستی درهر چهار صوبه پاکستان مراکز دارند و فعال اند .

۲ـ  تعهد بر اینکه از فضای پاکستان درونهای امریکا به فضای افغانستان داخل نشوند .

۳ـ  تعهد در مورد خودداری از حملات مشابه قبلی از هوا و زمین به افغانستان و عدم نقض حاکمیت کشور .

۴ـ  تعهد در مورد خودداری همیشگی از بندش بنادر در هر چهار فصل سال بخصوص فصل صدور میوه و ترکاری که بیش ازهفتاد سال است ادامه دارد .

۵ـ  تعهد درمورد اینکه یا هیچ بهانه کانتینرهاو لاری های اموال تجارتی افغانستان را در بندر کراچی توقف نمی‌ دهد و ته جایی دالری ازآنها نمی ‌گیرد.

۶ـ  یک وعده اخلاقی بر مبنای همسایگی در مورد عدم زجر و آزار مهاجرین افغان تا برگشت خروج نهایی آنها.

 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۵ـ ‍ ۲۱۱۱      

Copyright ©bamdaad 2025