سرنوشت دمـوکـراسی در کولمبیا  

 

 

 

دبلیو تی ویتنی جونیور

  

گوستاوو پترو، نخستن و تنها ریس‌ جمهورِ چپ‌ گرا کولمبیا، به‌ زود از قدرت کنار میرود. دورِ نخست رأ‌گر برا جانشن او در ۳۱ می  برگزار میشود و اوان سپدا، نامزد اصل حزب « پمان تارخ » پترو، در نظرسنج ‌ها پشتاز است. سپدا و نامزد معاونت او کارزار انتخابات‌ا پُرجنب ‌وجوش را پیش میبرند. نامزد معاونت او، آدا کلکویه، از تبار «ناسا » و از رهبران شورا منطقه ‌ا بومان کایوکا (CRIC) است که کهن ‌ترن سازمان بومان در امریکای لاتین به شمار میرود. ک نظرسنج در روزها اخر حمل ۱۴۰۵ نشان میدهد « سپدا » حتا ممکن است در همان دورِ نخست پیروز شود. او برا ۵/ ۳۷ درصد از شرکت ‌کنندگان در آن نظرسنج گزینه نخست بوده است. نامزدها راست‌گرا، آبلاردو دِلا اسپرلا و پالوما والنسا، نزدیک ‌ترن رقبان سپدا هستند و به ‌ترتب ۲/ ۲۰ درصد و ۹/ ۱۹ درصد آرا را به خود اختصاص داده‌اند. با آن حال، دو نظرسنج دگر نشان میدهد که رأ‌گر به دور دوم کشده خواهد شد و در آن صورت، به‌ ویژه اگر رأ‌ها جناح راست بر ک نامزد واحد متمرکز شودد امکان شکست سپدا وجود دارد. 

کارزار سپدا از محبوبیت ۵۰ درصدی پترو و پیروزی نامزد های حزب « پیمان تاریخی » در انتخابات قانون‌ گذاری ۱۷ حوت سال گذشته  نیرو می‌ گیرد. در این انتخابات ده‌ها حزب شرکت داشتند. حزب « پیمان تاریخی » ۲۵ کرسی از ۱۰۲ کرسی مجلس سنا را به‌ دست آورد. حزب « مرکز دموکراتیک » که در جایگاه دوم قرار گرفت، صاحب ۱۷ کرسی شد. در رای‌ گیری برای نمایندگی در مجلس نمایندگان (با ۱۸۳ کرسی)، حزب پترو ۳۶ کرسی به‌ دست آورد و حزب « مرکز دموکراتیک » با ۲۵ کرسی در جایگاه دوم ایستاد. توجه به کارزار سپدا که از اهمیتی بسیار بالا برخوردار است، تا تاریک ‌ترین گوشه‌ها نیز کشیده می ‌شود. طرح ‌هایی برای ترور او آشکار شده و گمانه‌ هایی درباره دست داشتن سازمان سیا مطرح می‌ شود. پترو می‌ گوید یک چیز مسلم است: نشانه‌ هایی از تقلب انتخاباتی در راه است.  

نامزد انتخاباتی چپ

 سپدا، متولد  ۱۹۶۲ ترسایی  از سال ۲۰۱۰ برای نمایندگی در مجلس نمایندگان و سپس در مقام سناتور در مجلس سنای کولمبیا فعالیت کرده است. او در سال ۲۰۰۳  همراه با دیگران « جنبش ملی قربانیان جنایت‌های دولتی » را بنیان نهاد که ایتلافی از گروه‌ها برای دادخواهی قربانیان درگیری‌ های مسلحانه است. سپدا در مقام نماینده، از رییس‌ جمهور پیشین، آلوارو اوریبه، به‌ دلیل پیوندهایش با شبه‌ نظامیان بازجویی کرد و او را به دادگاه کشاند. 

مانویل سپدا، پدر ایوان سپدا، رهبر حزب کمونیست، سردبیر روزنامه آن حزب، و سناتور بود که به ‌دست شبه‌ نظامیان در سال ۱۹۹۴ کشته شد. خشونت و تهدیدها سبب شد ایوان سپدا گاه تنها و گاه همراه خانواده، میان سال‌های ۱۹۶۴ تا ۲۰۰۳  به‌ طور مقطعی ناگزیر به ترک کشور و پناه گرفتن در بیرون ( بیشتر در کشورهای سوسیالیستی در شرق اروپا) شد. 

آموخته‌های سپدا در امور کشورداری و رویارویی با چرخه خشونت در کولمبیا او را به گزینه‌ای توانمند برای پیگیری مطالبات مردمی در بالاترین سطح اجرایی کشور بدل کرده است.

 

حزب پیمان تاریخی                                                                             

 

« پیمان تاریخی » پیشینه‌ ای پرپیچ‌ وخم دارد. حزب «کولمبیای انسانی » که پترو بنیان نهاد و رهبری می‌کند، در سال ۲۰۱۸  ترسایی  ایتلافی از چند حزب تشکیل داد که سکوی نامزدی پترو در انتخابات همین سال شد هرچند به پیروزی نرسید. حزب « کولمبیای انسانی» در سال ۲۰۲۱ با گردهم آوردن حزب‌ها و جنبش ‌های اجتماعی ایتلافی تازه‌ تشکیل داد که با نام « پیمان تاریخی برای کولمبیا » شناخته شد. در انتخابات ریاست‌ جمهوری ۲۰۲۲ ترسایی با اتکا به همین ایتلاف به پیروزی رسید. در سپتامبر ۲۰۲۵، شورای ملی انتخابات این ایتلاف را به یک حزب سیاسی تبدیل کرد. حزب ‌هایی مانند اتحادیه میهنی، قطب دموکراتیک جایگزین، و حزب کمونیست که پیش ‌تر از اعضای رسمی ایتلاف بودند دیگر در انتخابات نمی ‌توانستند شرکت کنند. در رأی‌ گیری مقدماتی اکتوبر ۲۰۲۵، حزب نوپای « پیمان تاریخی»  سپدا را به عنوان نامزد خود برای ریاست‌ جمهوری برگزید. 

کارنامه 

کارنامه دولت پیمان تاریخی یکدست نیست، اما دستاوردهایی روشن نیز داشته است. مجلس، برنامه پترو برای دگرگونی نظام بهداشت را رد کرد، ولی طرح گسترده اصلاح بازنشستگی با تأکید بر برابری جنسیتی تصویب شد. هرچند اجرای این برنامه در انتظار تصمیم دادگاه قانون اساسی است.بخش عمده‌ای از برنامه اصلاح کار به‌ اجرا درآمد. پترو به‌ تازگی افزایش ۲۳ درصدی حداقل دستمزد را برای حدود ۱۰ درصد نیروی کار اعلام کرده است. دولت او همچنین سرمایه ‌گذاری مستقیم در زیرساخت‌ های شهری و روستاها به ‌ویژه در مکاتب و پوهنتون ها را افزایش داد. 

شاخص ‌های اقتصادی نیز بهبودهایی را نشان می ‌دهند. تولید ناخالص داخلی کولمبیا ۳/۶ درصد افزایش یافته است. نرخ تورم از ۱۳/۳ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۵/۵ درصد در پایان سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. در دولت پترو نرخ فقر چند بعدی کولمبیا که دسترسی به آموزش و زیرساخت‌های موجود را دربر می‌ گیرد، به روند بلند مدت کاهشی خود ادامه داد: از ۳۰ درصد در سال ۲۰۱۰  به ۱۲/۹ درصد در سال ۲۰۲۲ ، و به ۹/۹ درصد در سال ۲۰۲۵ رسید. فقر در منطقه‌های روستایی ۲۲/۴ درصد و شهرها ۶/۳ درصد است. بر پایه آمار دولتی ۲ میلیون و ۳۸ هزار و ۶۱۹ جریب [نزدیک به ۸۲۵ هزار هکتار] زمین به « کدهقانان  خُرده‌ پا، گروه‌های قومی، و قربانیان درگیری ‌های پیشین»  واگذار شده است، اما دولت پترو برنامه فراگیر برای اصلاح مالکیت زمین را به‌ اجرا درنیاورد. تا سال ۲۰۲۱ تنها یک درصد از مردم کولمبیا، یعنی دارندگان توان مالی، مالک ۸۱ درصد از زمین‌ های کشور بوده‌اند. همچنین، فراخوان پترو برای تشکیل مجلس موسسان به سرانجامی نرسید. 

چشم‌اندازِ پیشِ ‌رو 

پترو هنگام به‌ دست گرفتن قدرت، هدف « صلح فراگیر » را اعلام کرد. او به خشونتی پاسخ می‌داد که سال‌ها پس از امضای توافق صلح دولت با شورشیان  « فارک »در سال ۲۰۱۶ همچنان ادامه داشت. این خشونت همچنان هنگام کنار رفتن او از قدرت برجاست و دامنه آن بیشتر نواحی روستایی را دربر می ‌گیرد. بار این خشونت بر دوش گروه‌های شبه‌ نظامیِ درخدمتِ سوداگران و فروشندگان مواد مخدر، همچنین بر دوش شورشیان جدا شده از گروه فارک، و نیز بر دوش « ارتش آزادی ‌بخش ملی » است. آن گروه شورشی نیز وارد گفت ‌وگوی صلح شده، اما هنوز به سرانجامی نرسیده است. اگر سپدا در انتخابات پیشِ رو شکست بخورد هر یک از دو رقیبِ اصلیِ او دولتی بسیار راست‌ گرا تشکیل خواهند داد که به زنده کردن دوباره همپیمانی سنتیِ کولمبیا با ایالات متحده امریکا گرایش خواهند داشت. دولت کولمبیا در دوره ریاست جمهوری پترو، پیوندی ناپایدار اما صمیمی با بلوک کوچک دولت‌های چپ‌ گرای امریکای لاتین و حوزه کارابین داشت که با سلطه امریکا بر منطقه مخالفند. با روی کار آمدن دولتی راست ‌گرا در کولمبیا، تنها برازیل، کوبا، نیکاراگوا و مکسیکو در برابر زیاده‌ خواهی ایالات متحده باقی خواهند ماند. راهبردِ تازه اعلام ‌شده امنیت ملی ایالات متحده که در دوره دولت ترامپ اعلام شده، دکترین مونرو را بیش از هر زمانی دیگر به ابزاری تهاجمی بدل کرده است. 

سنت‌ها اهمیت دارند 

دولت تازه راست‌ گرا، بی‌ گمان، نظمِ دیرینه و آزموده سلطه طبقه حاکم کولمبیا بر مالکیتِ زمین و منابع طبیعی و نیز بنگاه‌ های بهره‌ کش مالی، بازرگانی، و داد وستد مواد مخدر را نیرومندتر خواهد کرد.

این وضعیت دیرینه تاریخی به رخدادهای تلخ بسیاری انجامیده است: کشتار کارگران اعتصابی مزارع کیله  در ۱۹۲۷، سرکوب و وحشت در نواحی روستایی در سال‌های دهه ۱۳۴۰ که در زمان لوریانو گومز، رییس‌ جمهور راست ‌گرا (۱۹۵۳ – ۱۹۵۰) به اوج رسید، دیکتاتوری نظامی روخاس پینیی‌یا (۱۹۵۷ – ۱۹۵۳)، آغاز تاخت ‌وتازهای خشونت ‌بار شبه ‌نظامیان با پشتیبانی ارتش کولمبیا در  سال‌ های دهه ۱۹۶۰، کشتار هزاران کنشگر سیاسی « اتحادیه میهنی » پس از ۱۹۸۶، و ریاست ‌جمهوری آلوارو اوریبه (۲۰۱۰ – ۲۰۰۲) که با کشتارهای شبه‌ نظامیان و دخالت تولید کنندگان و فروشندگان مواد مخدر در زندگی سیاسی همراه بود. حزب پیمان تاریخی در راستای سنتی دیگر جای می ‌گیرد: سنت مقاومت و ایستادگیِ سیاسی. از رویدادهای برجسته آن به این موردها می ‌توان اشاره کرد: درخواست خورخه الیسر گایتان برای عدالت در ۱۹۲۸ برای کارگران فارمهای کیله، رهبری گایتان بر « راهپیمایی خاموشی» در ۱۹۴۸، ریاست‌ جمهوری‌های   آلفونسو لوپس پومارخو (۱۹۳۸ – ۱۹۳۴ و ۱۹۴۵ – ۱۹۴۲)، شورش مسلحانه (۲۰۱۶ ــ ۱۹۶۵) به ‌نمایندگی از نیروهای مسلح انقلابی کولمبیا (فارک)، و مسیر آغازین « اتحادیه میهنی » با رهبریِ فارک و حزب کمونیست. برای نیروهای واپس ‌گرا در ایالات متحده امریکا بازگشتِ دولتی همسو در کولمبیا بی ‌گمان سنت جنگ ‌افروزی را تقویت خواهد کرد. پیشینه‌ ها فراوانند. یک مشاور نیروهای ویژه امریکا در سال ۱۹۶۲ به کولمبیا آمد با این توصیه که برای فرو نشاندن ناآرامی و سرکشی در روستاها شبه‌ نظامیان به‌ کار گرفته شوند. دست ‌اندرکاران تصمیم‌ گیری از دیرباز به برپایی پایگاه‌ های هوایی امریکا در کولمبیا، جابجایی نیروها، و قراردادی های نظامی روی آورده‌اند. در چارچوب « طرح کولمبیا » (۲۰۱۰ – ۲۰۰۰)، دولت کولمبیا میلیاردها دلار کمک نظامی، دسترسی به اطلاعات نظامی، بودجه، و مشاوره برای زندان‌های تازه، و کمک نظامی دریافت کرد. گفته می ‌شد امریکا در حال مبارزه با داد وستد مواد مخدر است، اما بسیاری بر این باورند که هدف دیگر( و شاید هدف اصلی ) مقابله با شورش‌های چپ ‌گرا بوده است. 

دو رقیب اصلی انتخاباتی سپدا، نماینده الگوهای پیشین و فرسوده‌ سیاست‌ مداری در کولمبیا هستند. پاولوما والنسیا، نامزد ریاست‌‌جمهوری از حزب «مرکز دموکراتیک » است، حزبی که اوریبه بنیان نهاده است. به‌ گفته تفسیرگر سیاسی، هوراسیو دوکه، والنسیا نوه «گی‌یرمو لیون والنسیا »، از سرسخت ‌ترین رییس ‌جمهورهای راست‌ گرای سده بیستم است… برنامه او گونه‌ ای محافظه‌ کاری‌ای سنتی است که با دیدگاه‌ های فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور پیشین اسپانیا، همخوانی دارد: دفاع از خانواده سنتی و آیین کاتولیک. آبلاردو دِ لا اسپریِلا، نامزد دیگر، از « جنبش نجات ملی » که بنیان‌ گذارش فرزند رییس ‌جمهور پیش ‌گفته و بدنام و منفور یعنی لوریانو گومز است. هوراسیو دوکه این نامزد را « یک ناسیونالیست افراطی » می ‌خواند که از سوی حزب وُکس و سانتیاگو آباسکال، که جریانی با گرایش‌های سخت ‌گیرانه مذهبی است پشتیبانی می ‌شود. او پیشنهاد می ‌کند ارتش در خیابان‌ها مستقر شود، پیمان نظامی با امریکا و اسراییل شکل گیرد، و آنچه خود آن را « کولمبیای مالکان » می‌نامد، ترویج کند. دولت ایالات متحده امریکا همچنان بر الگوی جنگ ‌افروزانه‌اش پای می ‌فشارد که نمونه‌ آن درگیری ‌اش با نیروهای فارک است. سیمون ترینیداد، یکی از رزمندگان این گروه است که پس از دستگیری همچنان در زندانی با سطح امنیتی‌ای بالا در امریکا دوران محکومیت ۶۰ ساله‌ اش را می ‌گذراند. پیامی که کنشگران همبستگی با کولمبیا به مقام‌ های واشنگتن می‌ رسانند این است: « از این بن ‌بست بیرون بیایید. آن جنگ به پایان رسیده است. به جای جنگ به صلح بیندیشید. بگذارید سیمون ترینیداد به کولمبیا بازگردد. » / نامه مردم 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۴۰۵                  

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

 

تجمع گسترده کارگران کوبا در روز جهانی کارگر در واکنش به تهدیدهای ترامپ به جنگ با کوبا

 هم‌ زمان با تشدید محاصره انرژی کوبا از طرف دولت ترامپ و تهدید ترامپ به جنگ با کوبا و « تغییر رژیم » آن کشور، جنبش کارگری کوبا (همراه با کل جامعه کوبا) برای بسیج عمومی در اول ماه می آماده شد. شورای مرکزی کارگران کوبا (CTC) و نهادهای وابسته به آن فراخوانی برای برگزاری روز جهانی کارگر با عنوان « دفاع از میهن » صادر کردند. این فراخوان جنبش کارگری در برهه ‌ای مطرح شد که فشار حداکثری بر آن کشور اعمال می ‌شود. کاخ سفید روز ۲۹ جنوری محاصره کامل نفتی علیه کوبا اعمال کرد و تقریباً کل امکان تأمین سوخت برای این جزیره ۱۱میلیون نفری را قطع کرد. کشورهایی که جراات ارسال نفت به کوبا را داشته باشند با تحریم‌های گسترده مواجه خواهند شد. این اقدام جدید دولت امریکا، همراه با محاصره تنگ اقتصادی، تجاری، و مالی که بیش از ۶۵ سال است کوبا را در تنگنا قرار داده است، با هدف به زانو درآوردن انقلاب کوبا و تسلیم شدن مردم کوبا از طریق گرسنگی دادن به آنها انجام می ‌شود. اکنون جنگ اقتصادی امریکا نیز احتمالاً در آستانه تبدیل شدن به جنگ نظامی با کوباست. روزنامهٔ یواِس‌اِی تودِی روز ۱۵ اپریل گزارش داد که پنتاگون در حال سرعت بخشیدن به برنامه‌ هایش برای عملیات نظامی احتمالی علیه کوباست و منتظر دستور دونالد ترامپ، رییس ‌جمهور امریکا، در مورد زمان اجرای این حمله احتمالی است. این تهدید در حالی مطرح می‌ شود که ترامپ اخیراً گفته است که پس از ایران « کوبا هدف بعدی» است و او این جزیره را « خواهد گرفت ».

 

کارگران کوبایی عقب ‌نشینی نمی ‌کنند

شورای مرکزی کارگران کوبا (CTC) در فراخوان روز کارگر اعلام کرد: « در برابر تهدیدهای فزاینده دولت امریکا که با دستور اجرایی ۲۹ جنوری تقویت شده و محاصره انرژی را نیز به تحریم تشدید شده‌ای افزوده است که بیش از ۶۵ سال فقط به ‌دلیل تلاش ما برای ساختن کشوری شرافتمند، مستقل، و دارای حاکمیت مستقل بر ما تحمیل شده است، امروز هیچ ‌چیز مهم ‌تر و تعیین ‌کننده‌ تر از همکاری و رشد کشور نیست». فدراسیون کارگران کوبا از آنها خواسته بود که روز جهانی کارگر را با راه‌ پیمایی‌ها و برنامه‌های مبارزاتی در محل‌ های کار، شهرها، بخش‌ها، و ولایات کشور گرامی بدارند. « این فراخوانی است برای دفاع از کشور، از مزارع، کارخانه‌ها، کلاس‌های درس، مراکز علمی، نیروگاه‌ های حرارتی، شفاخانه ها، عرصه‌ه ای فرهنگ و ورزش، از هر سنگر مبارزه. »

 

« ما شکست نخورده‌ایم »

کوبا این روزها با   بحران انرژی در دهه‌ های اخیر روبروست. پیش از محاصره انرژی، آن کشور روزانه حدود ۱۱۰هزار بشکه نفت مصرف می ‌کرد که ۴۰هزار بشکه آن در داخل کشور تولید و بقیه از کشورهایی مانند ونزویلا ، مکسیکو و روسیه وارد می ‌شد. از جنوری ۲۰۲۶ این عرضه عملاً متوقف شده است. فقط یک کشتی نفت‌ کش روسی در سه ماه گذشته به بندرهای کوبا رسیده است که تقریباً یک‌ سوم تقاضای سوخت ماهانه را تأمین می ‌کند. نتیجه فاجعه‌ بار است: شهرهای بزرگ در خاموشی و سکون، صنایع فلج، مواد غذایی کمیاب،و بیمارستان‌ها مواجه با دشواری. خاموشی برق اکنون به امری عادی تبدیل شده است. با این حال، مردم کوبا و دولت آنها و حزب کمونیست تسلیم نمی‌ شوند.

میگل دیاز- کانل، رییس‌ جمهور کوبا، در مصاحبه ‌ای‌ مفصل با کریستن ولکر از شبکه امریکایی ان ‌بی‌ سی روایت فروپاشی کوبا را رد کرد: « کدام کشور در جهان می ‌تواند مانند کوبا ۶۷ سال تجاوز مداوم از سوی قدرتمندترین کشور جهان را تحمل کند، و پس از بیش از ۶۰ سال محاصره، و شش یا هفت سال محاصره تشدیدشدهٔ اخیر، و اکنون محاصره انرژی، سقوط نکند؟ ما سقوط نکرده‌ایم. »

دیاز- کانل به نظام درمان همگانی کوبا، آموزش رایگان از دبستان تا دانشگاه، پیشرفت در زیست ‌فناوری (بیوتکنالوژی)، و ایجاد جامعه‌ ای امن و عاری از قاچاق مواد مخدر و جرایم سازمان‌ یافته اشاره کرد و گفت: « آنها در تلاش‌اند که روایتی از فروپاشی را به ما تحمیل کنند، در حالی که از طریق اعمال سیاست محاصره تهاجمی و نسل‌کشانه ما را به ‌سمت زندگی در وضعی پیچیده سوق می‌دهند. »

 

آماده برای دفاع از انقلاب

وقتی از دیاز- کانل پرسیده شد که آیا کوبا برای حمله احتمالی امریکا فعالانه آماده می‌شود، او صریح پاسخ داد: « بله، ما برای دفاع آماده می‌شویم.»  او به سخنان آنتونیو ماسیو، قهرمان استقلال قرن نوزدهم، اشاره کرد و گفت: « او اگر در مبارزه کشته نشود، فقط خاک خون‌آلودش را جمع خواهد کرد.» دیاز- کانل افزود: « اگر اکنون به خیابان بروید و قسمت اول آن عبارت را به یک کودک، یا به یک فرد سالمند، یا به یک جوان کوبایی بگویید، آنها بی ‌درنگ آن جمله را کامل خواهند کرد. ما این ‌گونه تربیت شده‌ایم. »

او همچنین این تصور را رد کرد که برکناری او، که دولت ترامپ و به ‌ویژه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، خواستار آن ‌اند، انقلاب را در هم خواهد شکست: « ما رهبری جمعی داریم که با وحدت، انسجام، وحدت ایدیولوژیک، و انضباط انقلابی مشخص می‌ شود. برکناری یک نفر چیزی را حل نمی ‌کند. صدها نفر قادر به پذیرش این مسوولیت‌اند.» او افزود: « ایالات متحد امریکا نمی ‌تواند تغییر را به ما تحمیل کند و نمی ‌تواند آن را مطالبه کند. دولت امریکا هیچ صلاحیت اخلاقی برای درخواست چیزی از کوبا ندارد. »

هدف ‌های دولت ترامپ در قبال کوبا همچنان مبهم باقی مانده است. در حالی که روبیو( که خود فرزند مهاجران کوبایی است ) تمایلش را به « تغییر رژیم» کوبا نشان داده است، کاخ سفید ممکن است در پی هدفی «عمل ‌گرایانه‌تر» باشد: آزاد سازی اقتصادی اجباری به نفع انحصارات و میلیاردرهای امریکایی. بر اساس گزارش‌ها، دولت امریکا خواهان دسترسی به بخش‌های انرژی، بندرها، گردشگری، و مخابرات کوبا، همراه با فعالیت شرکت‌های خصوصی بزرگ، گشایش بانکی، و برچیدن شرکت ‌های دولتی کوباست.

 

«دست‌ها از کوبا کوتاه!»

همبستگی بین‌المللی با کوبا، که از اصول انترناسیونالیزم طبقه کارگر است، همچنان در حال گسترش و تعمیق است. هفتهٔ اقدام فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (WFTU) در همبستگی با کوبا به ‌تازگی به پایان رسید. اما این فدراسیون بین‌المللی کارگری به سازمان‌ دهی و بسیج اعضا و اتحادیه‌ های وابسته برای اعلام همبستگی با کارگران کوبا ادامه خواهد داد.

کشورهایی مانند مکسیکو، روسیه، چین، ویتنام، و اسپانیا نیز حمایتشان را از کوبا اعلام کرده‌اند. بیش از ۱۰۰ فعال اجتماعی، عضو اتحادیه ‌های کارگری، و حتا شماری از اعضای پارلمان اروپا اخیراً با نیم‌ میلیون یورو کمک‌های انسان ‌دوستانه وارد هاوانا شدند. حزب کمونیست امریکا نیز وارد عمل شده و خواستار پایان یافتن فوری محاصره جنایت ‌کارانه امریکا و حذف کوبا از فهرست « کشورهای حامی تروریزم  » شده است. در فراخوان روز کارگر این حزب آمده است: « دست‌ها از کوبا کوتاه!

نه به جنگ با ایران!

بودجه نظامی را کاهش دهید!  

به جنگ‌های بی ‌پایان خاتمه دهید!

امپریالیزم امریکا باید شکست داده شود! »

این حزب گفت: «همان انحصارهایی که حقوق و مزده ای ما را پایین نگه می ‌دارند و اتحادیه‌ های ما را سرکوب می ‌کنند در سطح جهان نیز فعالیت دارند. آنها آگاهانه کارگران کشورهای دیگر را، از جمله در جنگ ‌ها، در مقابل یکدیگر قرار می ‌دهند تا سود خودشان را به حداکثر برسانند. مقاومت ما باید بازتاب همبستگی بین‌المللی باشد.»

 

روز کارگر به‌ مثابه تجلی مقاومت

شورای مرکزی کارگران کوبا (CTC) برای روز جهانی کارگر امسال به میراث خوزه مارتی، قهرمان استقلال کوبا، رهبر انقلابی فیدل کاسترو در صدمین سالروز تولدش، و جنرال ارتش راوول کاسترو اشاره کرد. شورای مرکزی کارگران کوبا اعلام کرد: « ما از دوستان کوبا در سراسر جهان دعوت می ‌کنیم که مانند هر سال در بزرگداشت روز جهانی کارگر با ما همراه باشند. ما پیشاپیش از آنها به‌ خاطر همبستگی‌ شان و شجاعت شان برای هم‌ پیمان شدن با ما در سرنوشت مان در بحبوحه تهدید نظامی واقعی سپاسگزاریم، تهدیدی که نه ‌تنها ما را نمی ‌ترساند، بلکه موجب می ‌شود که با خوش‌بینی و اطمینان به پیروزی دوباره این بیت باشکوه سرود ملی‌ مان را تکرار کنیم:

مردن برای میهن زندگی کردن است ».

دیاز- کانل نیز این جمله را تکرار کرد: « اگر زمانش فرا برسد، جنگی در خواهد گرفت، نبردی در خواهد گرفت. ما از خودمان دفاع خواهیم کرد، و اگر قرار باشد بمیریم، خواهیم مرد. »  ولی او به گفت ‌وگو نیز امیدوار بود. « آنچه مردم امریکا و مردم کوبا شایسته ‌اش هستند صلح است، صلحی که به ما امکان دهد فضایی از اعتماد، همکاری، تشریک مساعی، همبستگی، و تفاهم داشته باشیم. تحریم ها را بردارید و ببینید چه کاری از دستمان برمی ‌آید.»

در آستانه روز جهانی کارگر، کارگران کوبایی برای راه ‌پیمایی آماده شدند، نه از روی ناچاری، بلکه با عزم راسخ. آنها تأکید می ‌کنند که از میهن دفاع خواهد شد.

 

منبع : نشریه پیپلز وُرلد (دنیای مردم)

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۰۴۷۰۵                  

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

از زنده گی سیاسی احزاب جهان : 


 هشتمین کنگره حزب چپ اروپا در بروکسل دایر شد

اووه زتلــر

 

صلح، خلع سلاح، امنیت اجتماعی و همکاری جهانی بجای تقابل،  حزب چپ اروپا ( European LEFT-EL) می ‌خواهد در سال‌های آینده با چنین مطالبات محوری‌، هم در سطح اروپا و هم در کشورهای مختلف، حضوری فعال داشته باشد. در هشتمین کنگره این حزب که آخر هفته در بروکسل برگزار شد، نزدیک به ۳۰۰ نماینده راهبردی در این زمینه تصویب کردند. این نمایندگان از ۲۰ کشور آمده بودند و بیش از ۴۰ حزب عضو، ناظر و همکار حزب چپ اروپا را نمایندگی می ‌کردند. شعار این کنگره نیز چنین بود: « بدست آوردن آینده، مبارزه با ریاضت ‌کشی، توقف نظامی ‌گری». افزون بر نمایندگان احزاب، نمایندگانی از اتحادیه‌ های کارگری، سازمان‌های غیردولتی و جنبش‌های اجتماعی نیز در این نشست حضور داشتند.

حزب چپ اروپا نوعی سازمان چتری برای احزاب چپ و چپ سبز است که خود در سطح اتحادیه اروپا نیز به‌عنوان یک حزب سیاسی به رسمیت شناخته شده و فعالیت می ‌کند. در این حزب، هم احزاب «کلاسیک» کمونیستی، هم نیروهای اصلاح‌ گرا، و هم احزاب و ایتلاف‌های چپ سبز با مواضعی متفاوت که ریشه در تجربه‌ های ملی و تاریخی گوناگون دارند، حضور دارند.

هرچند در برخی موضوعات سیاسی و اقتصادی اختلاف ‌نظرهایی میان این نیروها وجود دارد، اما چالش‌هایی که احزاب عضو در کشورهای خود و نیز در سطح اروپا با آن روبه‌ رو هستند، تا حد زیادی مشابه است. به‌ ویژه سیاست‌های مربوط به تضعیف شبکه ‌های حمایت اجتماعی و خدمات عمومی تقریباً در همه جا دیده می‌ شود.

والتربایر ( Walter Baier) رییس حزب چپ اروپا*، در گفت ‌وگو با روزنامه «نویس دویچلند» به‌ ویژه بر تسلیح مجدد و نظامی ‌گری به‌ عنوان زمینه ‌ساز این روند تأکید می‌ کند: « برنامه‌های تسلیحاتی مبالغ عظیمی را می‌ بلعند، پولی که در بخش اجتماعی و خدمات عمومی، از جمله در سیاست مسکن، کم می ‌آید.» از همین رو، به گفته او، مبارزه برای صلح و خلع سلاح پیوندی تنگاتنگ با مساله اجتماعی دارد.

راهبردی که در بروکسل به تصویب رسید نیز بازتاب همین نگاه است. ۱۳ فصل این سند، از مبارزه برای صلح گرفته تا مقابله با ریاضت ‌کشی و ویرانی محیط زیست، عدالت بین ‌نسلی، فمینیسزم و کشاورزی «سبز» را در بر می‌ گیرد، کشاورزی‌ که باید امنیت غذایی را تضمین کند. در اتحادیه اروپا باید دکمه بازنشانی فشرده شود. درست در همان معنایی که در مانیفست مشهور ونتوتنه آمده بود، مانیفستی که آلتیرو اسپینلی و یاران ضدفاشیست او در سال ۱۹۴۱ ترسایی در جزیره زندان ونتوتنه در ایتالیا نوشتند. حزب چپ اروپا امروز نیز، به گفته خود، « برای اتحادیه‌ اروپایی مبارزه می ‌کند که قادر باشد اتحادیه واقعاً دموکراتیک از مردمان اروپا بنا کند».

ناتالی ماورر این راهبرد را نشانه قرار گرفتن حزب چپ اروپا در مسیر درست می ‌داند. این حقوقدان متخصص در امور اروپا می‌ گوید: « فکر می ‌کنم ما با سند سیاسی ‌مان بنیانی بسیار خوب برای کار آینده گذاشته‌ ایم.» این زن ۲۷ ساله برای نخستین بار به‌ عنوان عضو هیات نمایندگی حزب چپ المان در کنگره حزب چپ اروپا شرکت کرده بود. او تأکید می‌ کند که چپ ‌های المان با جدیت فراوان روی همه موضوعات سندنهایی کار کرده، پیشنهادهایی ارایه داده و به‌ طور فعال در روند نوسازی مشارکت داشته ‌اند. (از جمله فصل “اروپا دکمه بازنشانی را فشار می ‌دهد” که پایه‌های یک اروپای صلح‌آمیز و اجتماعی را می ‌گذارد. )

این فعال حزب چپ که در شهر گیسن فعالیت می ‌کند، از باز بودن فضای بحث و از این‌ که با وجود تفاوت برخی مواضع، در نهایت سندی اصولی و مشترک حاصل شد، تحت تأثیر قرارگرفته بود. او می ‌گوید: « البته راهبرد بسیار گسترده است، اما یک خط اصلی در همه فصل‌ها جاری است. و آن هم این دغدغه است که زنده گی همه مردم، هم در داخل اروپا و هم بیرون از آن، بهتر شود.» به گفته او، اکنون مساله اصلی این است که اهداف و راهبردهای سیاسی با شدت و کارآمدی بیشتری به مردم منتقل شوند. چرا که « اروپا » فقط هنگام انتخابات اتحادیه اروپا موضوعیت ندارد، بلکه تا حد زیادی ( و اغلب بطور ناآگاهانه) زندگی روزمره مردم را شکل می ‌دهد، چه در حقوق کار، چه در مهاجرت و چه در مسایل اجتماعی. ماورر بعنوان مثال می ‌گوید: « اگر ما به‌ عنوان چپ المان علیه اجاره‌های غیرقابل پرداخت بسیج می ‌کنیم، باید طبیعتاً فکر کنیم که چگونه می‌ توانیم آن را با کارزار مسکن حزب چپ اروپا پیوند بزنیم. »

ماورر می‌ گوید برای او مهم است که چپ در اروپا به‌ صورت همبسته عمل کند، حتا فراتر از این قاره. در واقع، جنبه ‌های سیاست جهانی نسبت به کنگره‌ های پیشین حزب چپ اروپا نقش پررنگ ‌تری پیدا کرده بودند. تهدید کشورهای امریکای لاتین، به ‌ویژه کوبا، از سوی ایالات متحده امریکا، همان ‌قدر موضوع بحث بود که نسل ‌کشی در غزه، جنگ در سودان و یمن، وضعیت مردم ایران ( به‌ ویژه زنان ) و نیز شرایط در مناطق کردنشین. در راهبرد تصویب ‌شده در بروکسل آمده است: «ضد امپریالیزم ما خواهان اتحادیه اروپایی است که در جهان نقشی متعادل ‌کننده و میانجی‌ گر ایفا کند، نه آن‌ که خود در پی اعمال اراده‌ ای امپریالیستی باشد.» اما نماینده گان فقط به متن اکتفا نکردند و با اقدام‌هایی در حمایت از کوبا و غزه ( ازجمله برافراشته شدن پرچم ‌ها و شعارهای حمایتی از مردمان مورد حمله یا در معرض تهدید ) به‌ معنای واقعی کلمه نیز چهره خود را نشان دادند.

نوسازی ساختاری

یکی دیگر ازمحورهای اصلی کنگره بروکسل، نوسازی ساختاری حزب چپ اروپا بود. افزون بر اختلاف‌ها بر سر جنگ روسیه علیه اوکرایین و نیز موضع‌ گیری نسبت به ناتو، انتقادها از ساختارهای رهبری و سازوکارهای تصمیم ‌گیری، دو سال پیش به تشکیل دومین « سازمان » چپ اروپایی**، یعنی « ایتلاف چپ اروپا »، انجامید. شماری از احزاب عضو سابق حزب چپ اروپا به این ایتلاف پیوسته ‌اند.

در پی این انتقادها، حزب چپ اروپا روندی اصلاحی را آغاز کرد که اکنون به تصمیم‌ هایی مشخص تبدیل شده است. رهبری این حزب نیز نوسازی شد. والتر بایر همچنان تنها رییس حزب باقی می‌ ماند، اما در کنار او هیاتی از معاونان رییس قرارگرفته است که از دو زن و یک مرد تشکیل می ‌شود. همچنین تصویب شد که در مجمع عمومی بعدی، که یک سال دیگر برگزار خواهد شد، عملاً یک رهبری دوگانه متشکل از یک زن و یک مرد شکل بگیرد. با این حال، «قدرت» این دو در آینده محدود خواهد بود: با اصلاح اساسنامه، کل ساختار رهبری حزب چپ اروپا دگرگون شده است. از این پس، این ایتلاف به ‌صورت جمعی از سوی هیات ‌مدیره‌ متشکل از نمایندگان احزاب عضو هدایت خواهد شد و ریاست نیز بخشی از همین هیات خواهد بود.

مشکل همچنان کمبود دیده‌ شدن است

اما مشکلی که حتا با راهبردی به ‌روز شده و بازسازی اداری حزب چپ اروپا همچنان پابرجا می‌ ماند، کمبود دیده‌ شدن آن است، ضعفی که این ایتلاف از زمان تاسیس اش در سال ۲۰۰۴ ترسایی با آن دست ‌به‌ گریبان بوده است. البته اقدام‌های نمادین و پررنگی نیز صورت گرفته است، از جمله کارزاری با شعار « صلح، پیروزی ماست» برای صلح در اوکرایین، یا کارزار مسکن برای دفاع از مسکن قابل پرداخت که از سال گذشته آغاز شده و ماورر نیز به آن اشاره می ‌کند. این نماینده حزب چپ معتقد است هنوز جای پیشرفت بسیار وجود دارد، زیرا در کشورهای مختلف ایده‌ها و تجربه‌ های خوبی هست که باید در سطح اروپا به هم پیوند بخورند. او می ‌گوید: «ما به‌ عنوان نماینده، این وظیفه را طبیعتاً از بروکسل با خود به خانه می ‌بریم و این مسایل را، برای مثال، وارد بحث جاری برنامه ‌ای حزب چپ المان هم خواهیم کرد. چون روشن است که هیچ ‌یک از این مشکلات، مانند نظامی ‌گری یا کاهش خدمات اجتماعی، فقط در سطح ملی قابل حل نیستند.»

بی‌ تردید یکی از گام‌ ها برای بیشتر دیده شدن، برنامه عمومی شب شنبه بود، جایی که نه‌ تنها راهبرد تازه معرفی شد، بلکه مهمانان برجسته زیادی نیز سخنرانی کردند: از پیتر مرتنس از حزب کار بلجیم گرفته تا مگان رومر، از رهبران مشترک سوسیالیست‌های دموکرات امریکا، و نیز سیاستمدار چپ ‌گرای بریتانیایی، جرمی کوربین. یانینا بوتگر، نماینده حزب چپ در بوندستاگ، نیز یادآور شد که سیاست ریاضت اجتماعی، مستقیماً به سود راست افراطی تمام می ‌شود. این سخن هم هشدار بود و هم فراخوانی برای مبارزه: در ایالت زاکسن-انهلت، که او از آن می ‌آید، حزب آلترناتیو برای المان اکنون در نظرسنجی‌ها در صدر قراردارد.

 

* نماینده حزب کمونیست اتریش (  KPÖ )  

** Allianz der Europäischen Linken für die Menschen und den Planeten (ELA)

ـ بامداد

تصاویر از برگه فیس بوکی والتر بایر

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۳۰۴                  

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

در امریکای لاتین چـه می گـذرد؟

 

ال کاراکازو، نیکوالس مادورو، راننده اتوبوس و پسر یک فعال اتحادیه ، را به سازماندهی رانندگان اتوبوس کاراکاس برانگیخت. وظیفه سنگین رفت و برگشت همه کارگرانی که کیلومترها دور از محل کار خود در مرکز شهر در حلبی آبادهای حاشیه شهر زندگی می کردند، برعهده همین رانندگان اتوبوس ها بود. رانندگان اتوبوس، از جمله کارگرانی بودند که از داشنت تشکل صنفی، قراردادهای قانونی کار و هر گونه حقوق یا مزایای اتحادیه ای محروم بودند. در واقع این شرایط حاکم بر بیشتر نیروی کار ونزویلا در آن زمان بود. مادوروی جوان چند سال قبل از قیام، در سال ،۱۹۸۶ یک سال را در کوبا در مکتبی  که توسط اتحادیه کمونیست های جوان اداره می شد، طی کرده بود. دلسی رودریگز هفت ساله بود که پدرش ( خورخه آنتونیو رودریگز ، مبارز شورشی و بنیانگذار حزب اتحادیه سوسیالیستی ) در سال ۱۹۷۶ ترسایی در بازداشت پولیس زیر شکنجه کشته شد. اتحادیه سوسیالیستی، یک حزب سیاسی کوچک مارکسیست - لنینیست در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مروج مبارزه مسلحانه بود. این حزب بعد از تاسیس حزب متحد سوسیالیست ونزویلا   PSUV ) ) توسط هوگو چاوز در سال ،۲۰۰۶ به همراه چندین حزب سیاسی چپ دیگر به این حزب پیوستند. مادورو عضو اتحادیه سوسیالیست ها بود. کودتای نافرجامی که جنبشی را شعله ور ساخت در ۴ فبروری ،۱۹۹۲ چاوز به همراه گروه کوچکی از سربازان انقلابی، دست به کودتایی علیه رییس جمهور به شدت فاسد و مجری سیاست های ریاضتی صندوق بین املللی پول، کارلوس آندرس پیرز زد.

این کودتا موفقیت آمیز نبود، اما جنبشی ملی را شعله ور کرد. در این زمان بود که سلیا فلورس، به عنوان یک وکیل جوان، داوطلبانه وکالت چاوز را برعهده گرفت و در آزادی دو سال بعد او نقش مهمی ایفا کرد. او همچنین وکیل چند افسر زندانی بود. چاوز پس از آزادی از زندان، به سراسر کشور سفر کرد و جنبش میهن دوست دیگر سیاسی بولیواری جدیدی را بنا نهاد. اهداف این جنبش از جمله شامل برچیدن نظام سیاسی حزبی قدیمی، بازنویسی قانون اساسی و باز توزیع ثروت نفتی کشور میان فقرا می شد. فلورس بخشی از کمیته مبارزات انتخاباتی چاوز را سازمان داد و تا سال ۱۹۹۸  ترسایی که چاوز به عنوان رییس جمهور سوگند یاد کرد، یکی از چهره های اصلی انقلاب بولیواری بود. فلورس در گسترش حلقه های بولیواری به عنوان کمیته های مردمی محرومان و زحمتکشان، نقشی کلیدی داشت و به تبدیل این کمیته ها به شبه نظامیان مسلح مردمی برای دفاع از دولت پس از کودتای نافرجام ایاالت متحده امریکا علیه رییس جمهور هوگو چاوز در سال ۲۰۰۲  ترسایی کمک کرد. فلورس پس از انتخاب شدن به عضویت مجلس ملی در سال ۲۰۰۰ به سرعت به صدای اصلی برای اقدامات رادیکال در حوزه مراقبت های بهداشتی و آموزش و بسیج مردمی در کمون ها تبدیل شد. در نتیجه اقداماتی که شرایط متحول شدن ونزویلا را فراهم ساخت، میلیون ها کارگر حق حضور در جنبش هایی را به دست آوردند که همه کارخانه ها و مراکز صنعتی را در برگرفت. از جمله دستاوردهای این جنبش ها، تضمین قانونی حقوق بازنشستگی و مزایای از کارافتادگی برای کارگران و روستاییان بود. بدین ترتیب فرآیندی از تغییرات رادیکال سیاسی و اجتماعی پدیدار شد که مولود یک سیستم انتخاباتی در همه سطوح، از شوراهای کوچک در محالت تا نواحی شهری، ایالت ها و مجلس ملی گردید. ونزویلا متحول شد با درآمد نفت میلیون ها واحد مسکونی جدید ساخته شدند. بناهای جدید آموزشی از جمله مجموعه ای از دانشگاه های رایگان، بیمارستان ها و هزاران درمانگاه کوچک، با کادر طبی کوبایی، ساخته و فعال شدند. فلورس، به عنوان یک وکیل انقلابی آگاه، پس از آنکه در سال ،۲۰۱۱ چاوز او را به عنوان دادستان کل منصوب کرد، مجلس ملی را ترک کرد. این پستی مهم و حیاتی در اجرای قوانین جدید رادیکال و متحول ساخنت دستگاه قضایی کشور بود. درگذشت چاوز در سال ۲۰۱۳ بر اثر سرطان، ضربه یی به روند انقلابی مردمی بود. چاوز، معاون ریاست جمهوری و رهبر اتحادیه، نیکوالس مادورو را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. مادورو از روزهای طوفانی دهه ۱۹۹۰ همراه دیرینه فلورس بود. او در سال ۲۰۱۳ ترسایی از سمت دادستان با مادورو ازدواج کرد. فلورس همواره در زندگی سیاسی کل استعفا داد و در جون همان سال رسمًا ونزویلا فعالانه مشارکت داشته است و به حق لقب « نخستین مبارز » را دریافت کرد. مجلس موسسان، که فلورس در آن خدمت کرد، یک نهاد موقت، مسوول تدوین قانون اساسی جدید برای مقابله با بحران اقتصادی و سیاسی ناشی از تحریم های ایالات متحده و بی ثباتی اقتصادی بود. این مجلس همچنین موظف بود برای تضمین حقوق به دست آمده زحمتکشان در مبارزات متشکل در سراسر کشور، موادی را به عنوان مفاد مصرح قانونی در قانون اساسی بگنجاند. فلورس بار دیگر به عنوان معاون مجلس ملی برای یک دوره پنج ساله ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶  ترسایی معاون مجلس ملی و قانونًا انتخاب شد میباشد. در واقع فلورس نه «بانوی اول» بلکه هنوز رسمًا پس از آنکه ایالات متحده در ۳   جنوری ۲۰۲۶ به شکل تبهکارانه ای رییس جمهور مادورو و معاون مجلس ملی، فلورس را ربود، در همان روز، دیوان عالی قانون اساسی ونزویلا به دلسی رودریگز معاون رییس جمهور دستور داد تا به عنوان رییس جمهور موقت عهده دار این مسوولیت شود. 

رییس دادگاه حکم داد که رودریگز « جهت تضمین تداوم اداری و دفاع جامع از ملت، ِِسمت جمهوری بولیواری ونزویلا را بر عهده خواهد گرفت». این اعلامیه بالافاصله مورد حمایت فرماندهی نظامی ونزویلا و شبه نظامیان مردمی قرار گرفت. ( این بدین معناست که روریگز تنها مسوولیت انـجام وظایف ریاست جمهوری را بر عهده دارد و مادورو همچنان به عنوان رییس جمهور منتخب ونزویلا شناخته می شود.(  رودریگز از کودکی همواره در روند انقلابی ونزویلا حضور داشته و برای نـجات کشورش در برابر تحریم های فزاینده ایالات متحده، به عنوان یک وکیل و اقتصاددان مجرب در طراحی سیاست های پیچیده اقتصادی نقش موثری ایفا کرده است. هم فلورس و هم رودریگز، انقلابی های برجسته ای هستند!

مادورو و فلورس را همین حاال آزاد کنید!

در تظاهرات عظیم میلیونی، ونزویلایی ها برای حمایت و دفاع از دولت و انقلاب خود به خیابان ها آمدند و خواستار آزادی و بازگرداندن رییس جمهور مادورو و سلیا فلورس شدند. در شهر نیویورک، روز یکشنبه، ۸ مارچ « روز جهانی زن » زنان تظاهراتی را به سمت بازداشتگاه متروپولینت در بروکلین رهبری خواهند کرد تا خواهان آزادی سلیا فلورس شوند. ۸ مارچ یک روز جهانی برای درخواست آزادی خواهرمان، سلیا فلورس خواهد بود.

برگرفته از شماره ۳۵ ، سال ششم مجله دانش و امید 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ‍ ۰۴۰۵                  

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

همایش جهانی بسیج ترقیخواهانه در بارسلونا

 

 

لولا: جهان دیگر تاب جنگ‌ های بیشتر را ندارد.

سانچز: راست افراطی می ‌داند زمانش رو به پایان است.

 

رهبران چپ و سوسیالیست جهان وابسته به «‌انترناسیونال سوسیالیستی ـ  SI»* بروزهای ۱۷ و ۱۸ اپریل ۲۰۲۶ ترسایی در شهر بارسلونای اسپانیا گردهم آمده،  تحت عنوان « دفاع از دموکراسی» برای بازتعریف مواضع جهانی احزاب شان در برابر مسایل مبرم  زمان به بحث و تبادل نطر پرداختند . در چند دهه اخیر احزاب سوسیال دموکرات اروپا با بحران شدید اعتماد روبرو بوده ، نقش آنها در حیات سیاسی اروپا در حال کاهش میباشد . برخلاف بحران شدید دراحزاب سنتی سوسیال دموکرات در اروپا  ، دگرگونی های مثبتی در قاره امریکای لاتین به نفع  احزاب سوسالیست رونما گردید ه است . در اینجا گزارش کوتاهی از این همایش دو روزه را پیشکش نموده ، دیدگاه های شماری از رهبران این احزاب که رهبران دولت هایشان نیز میباشند را بنشر میرسانیم .امید مورد توجه قرار گیرد ـ تارنمای بامداد

                                                                                                                                                      ***

«همایش جهانی بسیج ترقیخواهانه  » در شرایطی برگزار شد که سیاست خارجی تهاجمی دولت دونالد ترامپ، از جنگ علیه ایران گرفته تا تهدید به مداخله نظامی در کوبا و فشار بر متحدان اروپایی برای افزایش مصارف نظامی، به یکی از محورهای اصلی اختلاف در سطح بین ‌المللی تبدیل شده است. بارسلونا به‌ نوعی به سکویی برای بیان این اختلاف بدل شد، هرچند بسیاری از رهبران حاضر ترجیح دادند بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، به نقد رویکردهای او بپردازند. 

بارسلونا، صحنه هم‌ گرایی چپ جهانی 

در این نشست، پدرو سانچز، صدراعظم  اسپانیا، به‌ عنوان میزبان، در کنار لوییز ایناسیو لولا دا سیلوا، رییس جمهور برازیل، نقشی محوری ایفا کرد. حضور چهره‌هایی چون کلودیا شینبایوم از مکسیکو، سیریل رامافوسا از آفریقای جنوبی و گوستاوو پترو از کولمبیا، به‌همراه مقام‌ های ارشد از المان و بریتانیا، نشان ‌دهنده تلاش برای ایجاد یک ایتلاف گسترده فراتر از مرزهای منطقه‌ای بود.

ابعاد این گردهمایی نیز قابل توجه بود: حدود شش هزار فعال، سیاست‌ گذار و نماینده از بیش از ۴۰ کشور و ۱۰۰ سازمان در آن شرکت داشتند. چنین ترکیبی، این نشست را از یک دیدار صرفاً دولتی فراتر برده و آن را به فضایی برای تعامل میان دولت‌ها، احزاب و جامعه مدنی تبدیل کرد.

در سطح نمادین، این تجمع به‌عنوان اعلام موجودیت نوعی «همبستگی جهانی مترقی» تعبیر شد، تلاشی برای پاسخ به آنچه شرکت ‌کنندگان «بین‌المللی شدن راست افراطی» می‌ نامند. لارس کلینگ ‌بیل، معاون صدراعظم المان، این ایده را به ‌صراحت بیان کرد: «راست افراطی بین‌المللی است، پس ما هم باید چنین باشیم.»

«دموکراسی بدیهی نیست »

سانچز در سخنرانی افتتاحیه خود، بر شکننده گی دموکراسی تاکید کرد، تاکیدی که در بسیاری از سخنرانی‌های دیگر نیز تکرار شد. او گفت: « دموکراسی را نمی‌ توان بدیهی فرض کرد، بلکه باید با تلاش مداوم از آن محافظت نمود.»

این گزاره، محور مشترک سخنان بسیاری از رهبران حاضر بود: اینکه دموکراسی نه ‌تنها از بیرون، بلکه از درون نیز تحت فشار است ( از طریق رشد نیروهای پوپولیست راست ‌گرا، گسترش اطلاعات نادرست، و افزایش شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی.)

سانچز در ادامه، بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، از « حملات به نظام چندجانبه»، « تلاش برای تضعیف حقوق بین‌الملل» و «عادی ‌سازی خطرناک استفاده از زور» سخن گفت. این سه محور، عملاً چارچوب انتقادی اصلی این نشست را شکل دادند.

او همچنین در سخنرانی دیگری، با لحنی تندتر، راست افراطی را هدف قرار داد: « آن‌ها فریاد می ‌زنند، نه به این دلیل که در حال پیروزی هستند، بلکه چون می‌ دانند زمانشان رو به پایان است.» سانچز این نیروها را متهم کرد که با انکار تغییرات اقلیمی، ترویج بیگانه‌هراسی و تقویت تبعیض جنسیتی، در حال تخریب بنیان‌ های نظم جهانی هستند.

لولا: «جهان دیگر تاب جنگ ندارد»

لوییز ایناسیو لولا دا سیلوا نیز در سخنان خود، تمرکز را بر خطرات جنگ و نظامی ‌گری قرار داد. او با اشاره به رفتار قدرت‌های بزرگ، به‌ ویژه اعضای دایم شورای امنیت، گفت این کشورها به‌ جای ایفای نقش به‌عنوان حافظان صلح، به «سالاران جنگ» تبدیل شده‌اند.

لولا با لحنی هشدارآمیز افزود: « اگر از عقب‌ گرد دموکراسی جلوگیری نکنیم، هیولاهایی مانند هیتلر دوباره متولد خواهند شد.» این جمله، بازتاب نگرانی عمیق بخشی از چپ جهانی نسبت به تکرار تجربه‌ های تاریخی قرن بیستم در قالب‌های جدید بود.

او همچنین بر ضرورت پایان دادن به جنگ‌ها تاکید کرد: « به این جنون جنگ پایان دهید، زیرا جهان دیگر تاب جنگ‌های بیشتر را ندارد.» این موضع‌ گیری در چارچوب گسترده ‌تری قرار می‌ گیرد که شامل مخالفت با جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران نیز می ‌شود، جنگی که در بسیاری از سخنرانی‌ها، به‌ عنوان نمونه‌ ای از «عادی ‌سازی استفاده از زور» مورد انتقاد قرار گرفت.

کوبا، نقطه تمرکز یک بیانیه مشترک

یکی از خروجی‌ های ملموس این نشست، بیانیه مشترک اسپانیا، برازیل و مکسیکو درباره کوبا بود. در این بیانیه، این سه کشور اعلام کردند که برای کاهش بحران انسانی در کوبا، کمک‌های خود را افزایش خواهند داد، بحرانی که به‌ گفته آنان، نتیجه مستقیم محاصره ایالات متحده امریکاست.

در این بیانیه، علاوه بر محکومیت محاصره، بر ضرورت گفت ‌وگو و مخالفت با هرگونه مداخله نظامی تأکید شد. همچنین تصریح شد که «مردم کوبا باید خود درباره آینده‌ شان تصمیم بگیرند» (عبارتی که به‌ طور ضمنی در برابر تهدیدهای مکرر ترامپ برای حمله به این کشور قرار می ‌گیرد.)

طرح این موضوع در سطحی بین‌المللی، نشان ‌دهنده آن است که کوبا بار دیگر به یکی از نقاط کانونی تقابل میان چپ جهانی و سیاست خارجی ایالات متحده امریکا تبدیل شده است. در عین حال، پیشنهاد کلودیا شینبایوم برای هشدار نسبت به اقدام نظامی امریکا علیه کوبا، نشان می ‌دهد که این نگرانی صرفاً نظری نیست.

حضور دموکرات‌های امریکایی، شکاف در داخل امریکا

یکی از نکات قابل توجه این نشست، حضور چهره‌هایی از حزب دموکرات امریکا بود. سناتور کریس مورفی و شهردار مینه ‌سوتا، تیم والز، در کنار رهبران خارجی در این گردهمایی شرکت کردند.

مورفی در سخنرانی خود، برخلاف بسیاری از رهبران دیگر، مستقیماً ترامپ را هدف قرار داد و گفت: «دونالد ترامپ به ‌دنبال پایان دادن به دموکراسی ماست. ما در آستانه یک حاکمیت تمامیت ‌خواه نیستیم، بلکه در میانه آن قرار داریم.»

این موضع ‌گیری، نشان ‌دهنده عمق شکاف سیاسی در داخل ایالات متحده است، شکافی که اکنون به عرصه سیاست بین‌الملل نیز کشیده شده است. ارسال پیام‌های ویدیویی از سوی چهره‌هایی چون برنی سندرز و هیلاری کلینتون نیز این تصویر را تقویت می ‌کند.

در حالی که این نشست در جریان بود، ترامپ در شبکه اجتماعی خود به‌ شدت از اسپانیا و شخص سانچز انتقاد کرد. او وضعیت اقتصادی این کشور را «فاجعه‌ بار» توصیف کرد و از سهم پایین آن در ناتو انتقاد کرد.

این واکنش، بخشی از تنش گسترده ‌تر میان واشنگتن و مادرید است، تنشی که پس از امتناع اسپانیا از اجازه دادن به استفاده از پایگاه‌های نظامی خود برای عملیات علیه ایران و مخالفت با افزایش هزینه‌های نظامی تشدید شده است.

با این حال، داده‌های اقتصادی نشان می ‌دهد که اسپانیا در سال‌های اخیر یکی از سریع‌ ترین رشدها را در میان اقتصادهای اروپایی داشته است .( نکته‌ای که سانچز و حامیانش از آن به‌عنوان پاسخ به انتقادات ترامپ استفاده می‌ کنند.)

پیشنهادها، از مالیات بر ثروتمندان تا جنگل ‌کاری

نشست بارسلونا تنها به بیان مواضع سیاسی محدود نماند و برخی پیشنهاد های مشخص نیز در آن مطرح شد.

سیریل رامافوسا اعلام کرد که افریقای جنوبی قصد دارد پیش ‌نویس قطعنامه ‌ای برای ایجاد «هیات بین‌المللی مقابله با نابرابری» به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارایه دهد. هدف این ابتکار، مقابله با شکاف فزاینده ثروت در سطح جهانی است.

کلودیا شینبایوم، رییس جمهور مکسیکو، پیشنهاد کرد بیانیه ‌ای در مخالفت با هرگونه مداخله نظامی در کوبا صادر شود و تأکید کرد «گفت ‌وگو و صلح باید حاکم باشد».

رییس جمهور مکسیکو، همچنین پیشنهاد کرد که کشورها ۱۰ درصد از بودجه نظامی خود را به پروژه‌های جنگل‌ کاری اختصاص دهند. او این ایده را با جمله‌ ای نمادین بیان کرد: « به‌ جای کاشتن بذرهای جنگ، بذرهای زندگی را بکاریم.»

در سطح اقتصادی، دولت اسپانیا اعلام کرد که در حال همکاری با برازیل برای اعمال مالیات بر ابرثروتمندان است ( اقدامی که می ‌تواند به یکی از محورهای سیاست‌گذاری مشترک در میان دولت‌های مترقی تبدیل شود).

سانچز همچنین بر ضرورت تنظیم‌ گری شبکه‌ های اجتماعی تأکید کرد، موضوعی که به‌ ویژه در زمینه مقابله با نفرت ‌پراکنی و اطلاعات نادرست اهمیت دارد.

راست افراطی، رقیبی که سازمان یافته است

در حاشیه این نشست، رهبران راست افراطی اروپا نیز در میلان گردهم آمدند و هزاران نفر در اعتراض به مهاجرت و اتحادیه اروپا تظاهرات کردند. این هم‌ زمانی، تصویری از دو روند متقابل در سیاست جهانی ارایه می ‌دهد: از یک ‌سو تلاش برای سازمان ‌دهی نیروهای مترقی، و از سوی دیگر بسیج راست افراطی.

با این حال، برخی تحولات نیز به نفع اردوگاه مترقی تفسیر شد، از جمله شکست ویکتور اوربان در انتخابات مجارستان. این رویداد در سخنان برخی از شرکت‌ کننده گان، از جمله کریس مورفی، به‌عنوان نشانه ‌ای از امکان عقب ‌نشینی راست افراطی مورد اشاره قرار گرفت.

در میان همه این تحولات، نقش پدرو سانچز بیش از دیگران برجسته شد. تحلیل ‌گران اروپایی معتقدند که او تلاش می‌ کند از این نشست به ‌عنوان سکویی برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از رهبران اصلی چپ جهانی استفاده کند.

ترکیب مواضع او، از دفاع از چندجانبه‌ گرایی و انتقاد از جنگ گرفته تا طرح سیاست‌های اقتصادی مترقی نشان ‌دهنده تلاشی برای ارایه یک الگوی جایگزین در برابر سیاست‌ های مسلط فعلی است.

در عین حال، روابط او با ترامپ و مواضع مستقل اش در قبال سیاست‌های امریکا، او را به یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز در سطح بین‌المللی تبدیل کرده است.

نشست بارسلونا را می ‌توان تلاشی برای بازسازی یک گفتمان مشترک در میان نیروهای چپ و مترقی دانست، گفتمانی که بر چند محور اصلی استوار است: دفاع از چندجانبه ‌گرایی، مخالفت با جنگ و نظامی‌ گری، مقابله با نابرابری و ایستاده گی در برابر راست افراطی.

با این حال، چالش‌های پیش روی این پروژه نیز قابل توجه است: از اختلافات درونی میان دولت‌ها گرفته تا فشارهای اقتصادی و ژیوپولیتیکی، و همچنین قدرت سازمان‌یافته نیروهای راست‌گرا.

آنچه در بارسلونا شکل گرفت، بیش از آنکه یک ایتلاف منسجم باشد، نوعی تلاش برای آغاز گفت‌وگویی گسترده‌تر است ( گفت ‌وگویی درباره اینکه در جهانی که بیش از پیش به‌ سوی قطبی‌ شدن پیش می ‌رود، آیا هنوز می ‌توان بر سر اصولی مشترک برای نظم بین‌المللی به توافق رسید یا نه.) /عدالت

 

* Die sozialistische Internationale versammelt sich in Barcelona

 به سایت انترنتی نهاد فریدریش هیبرت  ـ المان در نشانی زیر مراجعه کنید:

 https://www.fes.de/ueber-uns/ueber-die-friedrich-ebert-stiftung

  

یادداشت بامداد :

در شبکه «اتحاد ترقیخواهانه ـ Progressive Alliance» که از احزاب سوسیالیست و سوسیال دموکرات جهان در سال ۲۰۲۳ در شهر لایبزیک المان تاسیس شد  ۱۳۰ حزب سوسیالیست و سوسیال دموکرات جهان عضویت دارند .

 

منبع تصویر : / Quique García/Efe

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۲۱۰۴                 

Copyright ©bamdaad 2026