پیام تسلیت و غمشریکی حزب آبادی افغانستان
با نهایت اندوه و تأثر، خبر درگذشت مرحوم جناب سید هاشم حیدرسید، شخصیت فرهیخته اجتماعی و کادر ورزیده نظامی کشور را دریافت نمودیم، خبری جانسوز که قلب ها را اندوهگین ساخت.
فقدان این انسان کارآگاه، مهربان، متعهد و پرتلاش، ضایعه بزرگ و جبران ناپذیر نه تنها برای خانواده محترم شان، بلکه برای همه دوستان، همکاران و ارادتمندان آن مرحومی بشمارمی رود.
بدینوسیله مراتب همدردی، تسلیت و تأثرعمیق مانرا به برادر گرامی شان رفیق میر محمد شاه رفیعی، جناب دوکتور سید فرید شاه رفیعی و سایر بازماندگان تقدیم داشته ، خود را در این اندوه بزرگ شریک می دانیم.
از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، مغفرت، رحمت واسعه و آرامش ابدی، و برای بازماندگان داغدار صبر، بردباری و اجر جزیل مسلت داریم.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
حزب آبادی افغانستان
اگهی های فوتی و پیام تسلیت ـ بامـداد ـ ۲۶/۳ـ ۱۱۰۵
Copyright ©bamdaad 2026

مــادر مهــربان
تو از جان اى پسر دارش گران تر
كه از مادر ندارى مهربان تر
روانش را بسى افشرد ايام
كه تا پايت به رفتن شد روان تر
چه شب ها را كه پهلويت سحر كرد
پى آرامت از تو بى زبان تر
دمى گر خفت، بيدارش نمودى
به آه و ناله و زق زق پسان تر
گهى لَلو، گهى افسانه برخواند
برايت اين چنين و آنچنان تر
لب خشک ترا اندر دل شب
نمود آن مهربان از شير جان تر
به ياد ناتوانى هاى طفلى
به ياد آنكه، بودى ناتوان تر
ببوس اكنون تو دست ناتوانش
كه از وى زورمندى و جوان تر
مرنجان خاطرش را هرگز از خود
كزين كارى نباشد پُر زيان تر
(استاد ضيا قاريزاده )
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ۱۰۰۵
Copyright ©bamdaad 2026

پرسشهای یک کارگر باسواد
چه کسی شهر هفت دروازهی «تب» را بنا کرد؟
در کتاب ها، نام فرمان روایان را نوشته اند،
تخته سنگها را آنها به دوش کشیدهاند؟
و بابل را
که بارها ویران شد
چه کسی باز ساخت؟
فعلههای شهر زرین «لیما»
خود در کدام خانه به سر می بردند؟
یا در آن شب که دیوار بزرگ چین
به پایان آمد،
بنایانش به کجا رفتند؟
روم بزرگ پراز طاق نصرتهاست
راستی چه کسی آنها را برپا داشت؟
و قیصرها بر چه کسانی پیروز شدند؟
آیا بیزانس پرآوازه
برای ساکنانش فقط قصر به همراه آورد؟
آه... در آتلانتیس افسانه یی
حتا شبی که دریا به کامش فرو می کشید
به دریا افتادگان، بر سر بردگان خود نعره می کشیدند.
***
آیا اسکندر جوان هند را تسخیر کرد؟
به تنهایی؟
قیصر که «گل» ها را در هم کوبید،
حتا آشپزی هم به همراهش نبود؟
فیلیپ اسپانیایی، آنگاه که ناوگانش غرق شد، می گریست.
اما جز او آیا
هیچ کس گریه نکرد؟
فردریش دوم در جنگ های هفت ساله پیروز شد
آیا هیچ کس در این پیروزی سهمی نداشت؟
***
بر پیشانی هر برگی، یک پیروزی.
چه کسی ضیافت پیروزی را طعام می پخت
هر ده سال، مردی بزرگ.
چه کسی هزینهها را می پرداخت؟
***
این همه روایت.
این همه پرسش.
(برتولت برشت)
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۲۶ـ ۳۰۰۴
Copyright ©bamdaad 2026
سخنرانی الیانور مارکس در نخستین روز جهانی کارگر*

الیانور مارکس
ما نیامدهایم که برای احزاب سیاسی کاری یا فعالیتی انجام دهیم، بلکه به این جا آمدهایم تا طبقهٔ کارگر از خود دفاع کند و حقوق خود را مطالبه نماید. می توانم به یادآورم زمانی را که ما بیش از ده یا دوازده نفر نبودیم و برای مطالبه قانون هشت ساعت کار به هاید پارک آمدیم، اما آن ده یا دوازده نفر به صدها نفر افزایش یافت و صدها نفر به هزاران نفر بدل گشت، تا جایی که امروز این تظاهرات باشکوه را، که سراسر پارک را دربر گرفته است، در برابر خود داریم.

ما رو درروی تجمع دیگری ایستادهایم، اما من خوشحالم که می بینم تودههای عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آنانی که از میان ما با نگرانی به اعتصاب کارگران بارانداز و به ویژه کارگران کارخانه گاز نگریسته اند، مردان، زنان و کودکانی را دیدهاند که پیرامون ما را فرا گرفته اند. اعتصابات به میزان کافی تشدید شده و ما مصمم شدهایم که هشت ساعت کار در روز را از طریق تصویب قانونی آن تضمین کنیم؛ زیرا اگر چنین نکنیم، در نخستین فرصت این دستاورد و امتیاز را از ما پس خواهند گرفت و آنگاه، اگر پیروز نشویم، تنها خود را باید مقصر بدانیم.
امروز بعد از ظهر، در این پارک، مردی حضور دارد که آقای گلدستون روزگاری او را به زندان افکند ( مایکل داویت ) اما آقای گلدستون امروز بهترین روابط را با او دارد. شما فکر می کنید دلیل این تغییر چیست؟ چرا حزب لیبرال به گونه ای ناگهانی به یک حکومت ملی تغییر یافته است؟ پاسخ بسیار ساده است: زیرا مردم ایرلند هشتاد عضو به مجلس عوام فرستادهاند تا از محافظه کاران دفاع کنند. به همین ترتیب، ما نیز باید این لیبرالها و رادیکالها را، اگر با برنامه ما مخالفت کردند، بیرون بیندازیم.
امروز من نه تنها به عنوان یک فعال اتحادیه صنفی، بلکه به عنوان یک سوسیالیست سخن می گویم. سوسیالیستها معتقدند که نخستین و مهم ترین گامی که باید برداشته شود، مطالبه هشت ساعت کار در روز است؛ اما هدف و آرمان ما رسیدن به دورانی است که در آن هیچ طبقه ای برای تامین و حمایت دو طبقه دیگر وجود نداشته باشد. آشکار است که در آن دوران، بیکاری نیز وجود نخواهد داشت.
اما این پایان کار نیست، بلکه آغاز مبارزه است. تنها کافی نیست که برای مطالبه هشت ساعت کار در روز به این جا بیاییم و تظاهراتی برگزار کنیم. ما نباید همچون مسیحیانی باشیم که شش روز هفته را به گناه می گذرانند و در روز هفتم به کلیسا می روند. ما باید به گونه ای روزمره و دایمی از هدف و آرمان خود سخن بگوییم و مردان، و به ویژه زنانی را که می بینیم، برای پیوستن به مبارزه مشترک مان آماده سازیم.
« برخیزید، چونان شیری که از خواب نیمروز سر برمی گیرد
در شماری شکست ناپذیر
زنجیرهایتان را همچون شبنم بر زمین بریزید
چرا که در هنگامه خواب بر شما فرو افکنده شدهاند ،
ما بیشمارانیم، آنان ناچیزاناند. »
*هاید پارک لندن، چهارم می ۱۸۹۰
منبع: الیانور مارکس ( Eleanor Marx )، جلد دوم
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۴/ ۲۶ـ ۳۰۰۴
Copyright ©bamdaad 2026

دست کـارگـر
گر نیست دو دستِ نامور، ما را
کَس می نَرَهانَد از خطر، ما را
تا چند برای نفع خود، اشراف
آواره کنند و دربدر، ما را؟
تا کِی چو کلاه و کفش بفروشند؟
این بی شرفان، به سیم و زر، ما را
نه نور به دیده مانده از زحمت
نه زور به زانو و کمر، ما را
بایَست مطیع شد به تشکیلات
تا وصله کند به یکدگر، ما را
چون جمع شویم، هیچ بازویی
از هم نکند جدا دگر، ما را
پاداری و اتحاد بنشانَد
بر دامنِ شاهدِ ظفر، ما را
از مقصد خویش برنمی گردیم
از تن بِبُرَند اگرچه سر، ما را
وز هیچ کسی کمک نمی خواهیم
کافیست دو دستِ کارگر، ما را!
( ابوالقاسم لاهوتی)
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۶ـ ۳۰۰۴
Copyright ©bamdaad 2026