پرسشهای یک کارگر با‌سواد

چه‌ کسی شهر هفت ‌دروازه‌ی «تب» را بنا کرد؟
در کتاب‌ ها، نام فرمان روایان را نوشته‌ اند،
تخته ‌سنگها را آنها به‌ دوش کشیده‌اند؟
و بابل را
که بارها ویران شد
چه‌ کسی باز ساخت؟
فعله‌های شهر زرین «لیما»
خود در کدام‌ خانه به‌ سر می ‌بردند؟
یا در آن شب که دیوار بزرگ چین
به ‌پایان آمد،
بنایانش به ‌کجا رفتند؟
روم بزرگ پراز طاق ‌نصرت‌هاست
راستی چه ‌کسی آنها را برپا داشت؟
و قیصرها بر‌ چه کسانی پیروز شدند؟
آیا بیزانس پرآوازه
برای ساکنانش فقط قصر به همراه آورد؟
آه... در آتلانتیس افسانه‌ یی
حتا شبی که دریا به‌ کامش فرو می ‌کشید
به ‌دریا افتادگان، بر سر بردگان خود نعره می‌ کشیدند.


***
آیا اسکندر جوان هند را تسخیر کرد؟
به ‌تنهایی؟
قیصر که «گل» ها را در‌ هم کوبید،
حتا آشپزی هم به همراهش نبود؟
فیلیپ اسپانیایی، آنگاه که ناوگانش غرق شد، می گریست.
اما جز او آیا
هیچ‌ کس گریه نکرد؟
فردریش دوم در جنگ های هفت‌ ساله پیروز شد
آیا هیچ‌ کس در این پیروزی سهمی نداشت؟


***
بر پیشانی هر برگی، یک پیروزی.
چه کسی ضیافت پیروزی را طعام می ‌پخت
هر ده‌ سال، مردی بزرگ.
چه‌ کسی هزینه‌ها را می ‌پرداخت؟


***

این همه روایت.
این همه پرسش.

(برتولت برشت)

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۲۶ـ ‍ ۳۰۰۴                

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

دست کـارگـر


گر نیست دو دستِ نامور، ما را
کَس می ‌نَرَهانَد از خطر، ما را
تا چند برای نفع خود، اشراف
آواره کنند و دربدر، ما را؟
تا کِی چو کلاه و کفش بفروشند؟
این بی ‌شرفان، به سیم و زر، ما را
نه نور به دیده مانده از زحمت
نه زور به زانو و کمر، ما را
بایَست مطیع شد به تشکیلات
تا وصله کند به یکدگر، ما را
چون جمع شویم، هیچ بازویی
از هم نکند جدا دگر، ما را
پاداری و اتحاد بنشانَد
بر دامنِ شاهدِ ظفر، ما را
از مقصد خویش برنمی ‌گردیم
از تن بِبُرَند اگرچه سر، ما را
وز هیچ ‌کسی کمک نمی ‌خواهیم
کافی‌ست دو دستِ کارگر، ما را! 

( ابوالقاسم لاهوتی)

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۳۰۰۴               

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

 

 

 

کـاش

 

کاش رسم بیوفایی اندرین دنیا نبود

شیوه ی نامردمی ایکاش در دلها نبود

زندگی لبریز عشق ومهربانی بود ولیک

از تعصب فتنه ی دربین ما برپا نبود

کاش آدمها فضای همدلی می‌زیستند

هرگز این دنیا دعوای ازتو وازما نبود

کاش خورشید رهایی هرطرف گل میشگفت

بیمی از وهم اسارت دامن شبها نبود

کاش میشد ساحل مقصود هستی پا نهاد

کشتی بشکسته ی ما غرق این دریا نبود

علم ودانش کاش بهتر بود زهر گنج وگهر

اهل دل درپهنه ی گیتی به زیر پا نبود

خرمی وشاد کامی قسمت هرخانه ی

سهم ماجز ناله واندوه ازین دنیا نبود

 

(نورالدین همسنگر ) 

هالند - اپریل ۲۰۲۶

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۲۶ـ ‍ ۱۵۰۴              

Copyright ©bamdaad 2026

 

اعلامیه و فراخوان ملی بخاطر انفاذ قانون اساسی به‌ مثابه شاه‌کلید نجات افغانستان

بنام خداوند حق و عدالت

 

با اتکا بر طرح علمی ـ اکادمیک انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان و دیدگاه‌های مشترک حقوقدانان، نهادهای علمی - مسلکی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی  ، فعالان مدنی و مدافعان حقوق زنان افغانستان، این اعلامیه به‌ عنوان حاصل یک اجماع فکری در کنفرانس علمی ـ مسلکی انجمن به نشر می‌رسد.

افغانستان با  از نیم قرن جنگ تحمیلی و بحران‌های انباشته تاریخی، در یکی از عمیق‌ ترین مراحل فروپاشی حقوقی، سیاسی و اجتماعی قراردارد. تجربه چهار سال و هشت ماه حاکمیت دیفکتوی طالبان نشان می‌ دهد که استمرار یک نظام فاقد قانون اساسی، مبتنی بر قرایت ایدیولوژیک و انکار حاکمیت ملی و حاکمیت قانون، کشور را در وضعیت انسداد نهادی، انزوای بین‌المللی و تهدید جدی نسبت به هست و بود آن قرار داده است.

در چنین وضعیت ناهنجار، افغانستان نتنها با فقدان دولت مقتدر ملی و قانون ‌محور مواجه است، بلکه در معرض فشارهای بیرونی، بحران‌های منطقه ‌ای و تهدید مداخله و تجاوز نظامی نیز قراردارد. از این‌ رو، بیش از هر زمان دیگر، بازاندیشی مسوولانه بر مبنای منافع علیای ملی و واقعیت‌های عینی کشور ضرورتی اجتناب‌ ناپذیر است..

پاشنه‌ آشیل افغانستان، فقدان دولت مشروع ملی، قانون ‌محور و عدالت‌ گستر است ، دولتی که بتواند در برابر بحران‌ها مقابله نماید و از تمامیت سیاسی و اجتماعی کشور دفاع نماید. چنین دولتی تنها در پرتو قانون اساسی نافذ شکل می‌گیرد.

قانون اساسی، به‌ مثابه تجسم اراده ملت و قرارداد اجتماعی، یگانه ابزار مهار بحران حقوقی و گشایش مسیر اعمال حق  حاکمیت ملی و مشروعیت  است.  حقی که مطابق  ارزش های دینی، حقوقی و معیارهای بین‌ المللی، متعلق به مردم می ‌باشد.

قانون اساسی جایگاه بلند و غیرقابل انکار دین مبین اسلام را در کشور اسلامی افغانستان تسجیل و با تعریف دولت و تفکیک قوای ثلاثه دولت ، چگونگی اشتراک مردم را ،  در قدرت و اداره دولتی مسجل مسجل میسازد.

قانون اساسی همچنین چتر بزرگ ملی است که در یک جامعه کثیرالقوامی و متکثر، برای تمام اصلاع سیاست افغانستان و از رژیم شاهی و تا طالبان زمینه همزیستی را مساعد ، همگرایی و انسجام اجتماعی را تشویق مینماید و صلح  و ثبات پایدار، و آینده‌ای قابل اطمینان  برای افغانستان را پیروزی میکند.

 

فراخوان به اقدام بزرگ  ملی:

ما از تمامی نیروهای سیاسی، نخبگان فکری، نهادهای مدنی و شهروندان کشور می‌  خواهیم که:

- انفاذ عاجل قانون اساسی را به‌عنوان مطالبه محوری ملی گفتمان عمومی قرار دهند،

- برای استقرار حاکمیت قانون و پایان دادن به خودکامگی، با  فکر کلان ملی ، انسجام گسترده مدنی را  ایجاد نمایند،

از طریق گفت ‌وگوی ملی فراگیر زمینه توافق بر نظم  مبتنی بر قانون اساسی را فراهم سازند،

- با طرح حاکمیت فانون ، از حقوق و آزادی‌های بنیادین شهروندان، به‌ ویژه حقوق زنان و دختران قاطعانه دفاع نمایند.

نهضت مدنی:

ما بر ضرورت شکل ‌گیری یک نهضت سراسری مدنی در محور قانون اساسی تاکید می ‌ورزیم ، نهضتی فراگیر که صدای اکثریت خاموش را به نیروی تغییر مشروع و ملی مبدل سازد و بستر یک گذار مسوولانه و ارزش ‌محور را فراهم نماید  و همه را به یک اقدام آگاهانه، مسوولانه و مدنی فرا می‌ خوانیم تا در یک «حیّ علی الفلاح» تاریخی، با تمکین به حبل ‌المتین و منافع ملی افغانستان ، انفاذ قانون اساسی و با « انقلاب حقوق »  این  آرمان پدران بزرگ معنوی ما و خواست  برحق مشروطه خواهان را به محور گفتمان ملی  مبدل  و در یک تعامل ارزش ‌محور با همه طرف‌ها، از جمله اداره طالبان و جامعه جهانی، صدای مشروع و برحق مردم  را نمایندگی نمایند و به ندای مادر وطن پاسخ مثبت دهند.

افغانستان حق دارد که به شاهراه صلح و ترقی گذار نماید  و مردم مظلوم ما مستحق نظام قانونمند ، عدالت گستر و ناشی از اراده شان میباشند  و ما با تمام غبارهای تاریک و احوال ناهنجار در افغانستان و جهان با پاسداری از « انقلاب امید »  درین راستا و بخاطر تحقق این آرمان سترگ ملی ، تلاش مینماییم.

و بیاد داشته باشیم که:  

حق داده نمی ‌شود !

حق گرفته میشود !

و منحیث حسن ختام  کلام شاعر :

خصمِ قانون، دشمن آزادی است

خصمِ وطن و ملت و آبادی است

 

 با حرمت

دارالانشای کنفرانس علمی - مسلکی انجمن

 

۱۱ اپریل ـ ۲۰۲۶ م

کشور شاهی بلجیم

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۵۰۴              

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

پیام همدردی حزب آبادی افغانستان

 

با اندوه فراوان اطلاع حاصل نمودیم که بی بی حاجی شهزاد بیگم محسن زاده ، خواهر رفیق محترم سید افضل بهار و مادررفقای گرانقدر دیپلوم انجینر عمر محسن زاده و دکتر اسد محسن زاده  سرای فانی را ترک گفته به جاودانگی پیوسته است .

روح شان شاد و یاد شان گرامی باد !

محترم بی بی حاجی منحیث مادر پرتلاش ، مهربان ، متواضع ، مومن و نیکنام ، عمر شریف خو د را در تربیت سالم فرزندان و تشویق جوانان به  فراگیری علم و خدمت به مردم و میهن سپری نمودند.

با ابراز تسلیت وهمدردی عمیق به رفقای گرانقدر سید افضل بهار، دیپلوم انجینرعمرمحسن زاده ، معاون شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان ، پوهنمل داکتر اسد محسن زاده و بقیه اعضای خانواده های محترم محسن زاده ، بهار ، زلمی ، ولی و آدم ، به همه بازمانده گان آن مرحومی صبر و شکیبایی آرزو می نماییم .

 با حرمت فراوان 

 

حزب آبادی آفغانستان

 

اگهی های فوتی و پیام تسلیت ـ بامداد ـ  ۲۶/۱ـ ۰۹۰۴                          

Copyright ©bamdaad 2026