غـمگـیـنــانـه

 داستانواره کوتاه

 

نوشته نسرین مفید

 

                     

هوا ابری وچنان می نمود  ، که دانه های باران آهسته آهسته از پیشانی آسمان به سوی زمین  نمناک سرازیر خواهد شد.

رویا که برنامه هشت مارچ را سازماندهی کرده بود ، از گرمای نارامی  که در وجودش رخنه می کرد ، احساس می نمود، که دانه های عرق در پیشانی صاف وهموارش آهسته ، آهسته  پدیدار می شوند وبه سوی گونه های پودر خورده گیش ، سرازیر می گردند. پیش از آنکه ، گرداننده نشست ، برنامه را آغاز کند ، رویا یکبار دیگر به تشناب رفت ،خودش را در آیینه دید ، لب سیرینش را از دستکولش کشید ، سر آن را برداشت ، پایین آن را دور داد  ولبان نازک وظریفش را مانند ، دلش سرخ وخونین ساخت ، احساس کرد ، که رنگ سرخ لب سیرینش ، نامه ای دل خونین او است ، که آن را در آیینه می خواند ، آهی کشید ، ودر رویای امروز شام ، پیش از برآمدن از خانه غرق گشت، یکبار دیگر دشنامهای شوهر دمدمی مزاجش ، که او را بی مورد واز روی حرص وولع  دشنام داده بود ، به یادش آمد .

امروز چاشت پیش از آنکه بیانیه اش را بنویسد، شوهرش  جبار ، که آدم جبار صفتی نیز بود ، اورا صدا کرد، دریشی ، نیکتایی و پیراهنش را پیش رویش  انداخت ودستور داد ، که  آنها را اوتو و بوت هایش را رنگ کند ، که در محفل شیرنی دادن خواهرزاده اش می رود. رویا هنوز از رویا های  بیانیه اش در محفل هشت مارچ ، که خودش آن را سازماندهی کرده بود ، بیرون نشده بود ، که شوهرش دو باره بالای او چیغ زد وگفت

:او لعنتی بدبخت ، باز کجا گُم میشوی ؟ باز چه گُله به آب می دهی؟

ورویا که  پنج ماه پیش از محفل هشت مارچ به جبار پدر چهار فرزندش گفته بود ، یکبار دیگر داد زد :

پنج ماه پیش  از محفل هشت مارچ برایت گفته بودم ، امشب هشت مارچ را برپا می کنیم ومن سازمانده این محفل هستم ، مگر خبر نداری؟

جبار در حالی که خوب پوره می دانست ، که امروز هشت مارچ است ، بجای اینکه هدیه ای برای او بیاورد ،  خودش را در کوچه حسن چپ زده بود واظهار بی خبری  نمود، یکبار دیگر آوازش را غضبناکتر ساخت وگفت :

هشت ؟ مارچ ، هشت مارچ ؟ که چی ؟ زن های مردم را از کار وبار می کشین ، با مرد های بیگانه زیر یک سقف می شانین و می گوین ، که هشت مارچ است ، نمی شرمین ؟

جبار آدم آموزش دیده ودانشگاه رفته ای بود ، کار های  مهمی دولتی را در داخل وبیرون از کشور انجام  داده  بود  و ایدون که در خارج از کشور به سر می برد، به یک دیوار بلندی که بالایش راه نداشت مبدل شده بود، کهکشان سحابی غربت او را سنگدل وبی رحم ساخته بود ، عقده های  اعماق قلبش  ، دیدنی ناپذیر بودند. زنده گی در اروپا اورا دیده درا تر ، سبکسر  تر  ، به رویا وچهار طفلش بی اعتناتر وبه زنده گی بی پرواتر ساخته بود

میان جبار ورویا چندین بار دعوا وجدال در گرفته بود ، این رویا بود ، که نمی خواست ، تا کلبه ای اباد شده اش با جدایی ویران شود، وسرنوشت چهار طفل به سر ونیمه سر رسیده اش در دامن طلاق وجدایی سرگردان ولالهاند گردد .

امروز نیز جبار بهانه گرفت ویک دعوای اندوهناکی  را با رویا براه انداخت ، از پدر لعنت گفتن  شروع تا هر چه دو ودشنامی که می دانست ، به خاطر هشت مارچ نثار روی  رویای  که زمانی بانوی بجان برابرش بود  کرد. هنگام برامدن ، بوت هایش را که می پوشید ، به خاطری که رویا آنها را رنگ نکرده بود ، لگدی محکمی در ساق پای رویا زد واز خانه برآمد ودروازه را بشدت کوبید ورفت . از شدت درد دل رویا ضعف ، ضعف شد وچون رونده محفل بود ، یک پنجه گریان کرد وگفت: 

در قهر خدا شوی ، جبار ، الهی در خاک گور سرت موی وروی بکنم ، 

بی وجدان  !  الهی رفتنت شود و آمدنت نی ! 

این اخرین دعای بدی بود ، که رویا از اعماق قلب در رنج خفته اش  نمود.

قطرات اشک از گونه های سپید واز چشمان بادامیش بی اراده سرازیر شدند ، اشکهایش به سیلابی می ماندند ، که خانه ای اعتماد ومحبت او را  ویران می ساختند ، نخستین باری بود ، که خودش را تا این اندازه خوار وزبون احساس می کرد.به نظرش  می رسید ، که چبار به دیو آتشین مزاجی   مبدل می شود ، که جز نفرت وغضب چیزی دیگری  بار نمی آورد.

دروازه ای افکار رویا  را بانو مژگان گرداننده محفل با باز کردن دروازه تشناب به شدت، بست .

 رویا با شتاب  اشکهایش را که بی مهابا در میان مژگان بلند ،بلند ونمناکش رخنه کرده بودند ، با دستمال کاغذی پاک کرد، بانو مژگان می خواست چیزی بگوید. مگر سخنی را که در نوک زبانش بود قورت کرد وزبانش را آگاهانه در دهلیز گودال دهنش ازگردش باز ماند وآن را در گرو سکوت فروخت.

رویا سوی مژگان نگریست وازاینکه چیزی نگفت، دانست ، که شاید مژگان  بدون ذره بین  ،رویداد های خفته در سینه ای او را خوانده است ، ترجیح داد تا خودش چیزی بگوید، گفت:

به خیالم که در تشناب دیر کردم ، چشمهایمه مژه سیرین می زنم ، باز می رویم .

مژگان که در دود هوا همه چیز را خوانده بود ، سکوت کرد ، آگاهانه از گفتن  این سخن که ازسپری شدن برنامه  یک ساعت گذشته طفره رفت، می خواست برآید ، که رویابه سوی ساعتش نگریست وگفت :

اوهو یک ساعت دیر شد، برویم ، که مردم انتظار ما هستند، این را گفت واز ریمل زدن چشمانش صرف نظر کرد، برای آخرین بار در آیینه تشناب  خودش  را بسیار غمگین ودر مانده یافت.

پس از آنکه گرداننده برنامه از رویا تقاضا نمود تا محفل هشت مارچ را با بیانیه اش گشایش بدهـد ، رویا یکبار دیگر از میان اسیاب سنگ  غمها خودش را برون کشید وپشت مایکرفون  قرار گرفت ، بیانیه اش را با دلهره گی باز کرد وبه خوانش پرداخت. گفت:

»  بانوانگرامیامروزهشتمارچروزجهانیزن است ،این جشن واین روز بر می گردد، به هشت مارچ سال ۱۸۵۷ ترسایی که زنان کارگر کارخانه های نساجی یا تکه بافی به منظور کاهش ساعات کار واعتراض به پایین بودن دستمزد های شان به راه انداخته بودند، در آن زمان حقوق زنان کارگر نسبت به مردان پایینتر بود . پولیس وجوقه های امنیتی بالای بانوان یا زنان تاختند وتظاهرات را سرکوب نمودند و با ریختاندن خون زنان جاده های وسنگفرش های را خونین ساختند، شرم وننگ به مردانی که خون زنان بیگناه را به خاطر حصول حقوق حقه ای شان می ریزند.»

رویا به یادش آمد ، که یکبار جبار سر او را به  دیوار کوبیده بود ،واز شدت آن سرش کفیده  واز آن خون می ریخت،  برای نخستین بار رویا خون سرخ خودش را دید ، به یادش آمد ، که  خون سرخ از سرش به چشمانش واز آنجا به سر وگردنش زا زده بود، در آن زمان هنوز به خارج نرسیده بودند ورویا با شوهر وفرزندانش در دهلیز های قاچقبران سرگردانی می کشیدند، رویا سکوت کرد بود و چیزی از دستش ساخته نبود ،به خاطر سؤ تفاهمی که بادریغ در باغچه ای عشق آنها رویده بود ، جبار ظالمانه سر او را به دیوار کوبیده بود.

رویا چشمانش را بست وبرای لحظه ای سکوت کرد، سپس چشمانش را از کاغذ برداشت وصدا کرد، مرگ به مردان ظالم به این جباران خونریز وخون آشام ، که خون زنان بی گناه را به خاطر خود خواهی های شان می ریزند. خون انسان ، خون زن ، خون مادر وخون کسی که جایگاه عشق است ، نماد زحمت وکار است ، نماد زایش ورویش است ، نماد آفرینش وباروری است ، خون او را ریختاندن ، چه جابرانه وچه ظالمانه است .

رویا احساس کرد ، که جبار مانند ، ستیزه گران میدان شیکاگو با شدت و حدت  به جان او که حالا به یک قهرمان افسانوی میدان مبارزان سال ۱۸۵۷ شیکاگو مبدل شده بود ، می چسپد وخون او را می ریزد. رویا ، آه می کشد واز شدت درد ، به زمین میافتد، فریاد می زند ، ای جباران ، ای ظالمان

وای خونریزان !

نمی شرمید ؟

خون زنان ومادران فرزندان تان را می ریزید؟ نمی شرمید ، بیگناه ترین موجود روی زمین را که پیامبر عشق ودوستی است ، لت وکوب می کنید وخون سرخ او را می ریزید.

رویا احساساتی شده بود ، به نظرش می آمد ، که  در پیش اواز گیر یه مکروفون به یک نیروی لایزال وبه یک نیروی توانمند ، که زور کسی به او نمیرسد مبدل شده است .به نظرش آمد ، که زنان سراسر جهان به دنبال او ایستاده اند ومانند سیمرغ سی میلیون زن با او یکجا شده وبه نیروی سی میلیونی تبدیل شده اند ، به نظرش می آمد ، که جبار را که حالا به یک بوت نوک تیز وبه یک هیولای خون آشام مبدل شده است ، از پای در می اورد ، او را از زمین بر می دارد و به هوا بلند می کند ، چنان به زمین می زند ، که پارچه ، پارچه می شود ، بندهایش یک طرف ، تلی اش سوی دیگر ، کفی وپوشش به سوی دیگر پرتاب می شوند ورویا به قهرمان ملی مبارزه با هیولای مردان ستیزه خو و جبار صفت مبدل می وشد، یکبار دیگر دیگر داد می زند،

ای زنان!

 ای دلیران  ! وای انسان های تیره بخت ، ای بانوانی ، که شوهرتان بالای شما ظلم می کنند ، ای بانوانی که در چهار چوکات خانه زندانی هستید ، ای مادرانی که گوش و لب وبینی تان را می برند ، ای خواهرانی که شما را جباران تاریخ به زور به شوهر می دهند ، ای  دخترانی که طالبان زن ستیز شما را بادره وسنسار مجازات می کنند، ! ای بانوانی که با سگان تبادله می شوید ،  ای انسانهای که به مثابه انسان دست دوم از کار وفعالیت باز مانده اید، ! ای دلیر زنانی که زنده به گور می شوید ، برخیزید، به غرش بیاید، متشکل شود  وبه مثابه یک نیروی توانمند ، این زنده گی ننگین مرد سالاری را به زیر بیندازید وحقوق وآزادی های اساسی تان وبرابری تان  را در جامعه بدست بیاورید. پیروزی از آن انهایی است ، که متشکلانه می رزمند، ورزمایش شما جاودانه خواهد ماند. 

احساس می کرد ، که اوازش مانند ، امواج خروشان بحر موج ، متلاطم می شود و زنجیر های زن ستیزی را پاره، پاره می کند.

اشک از چشمانش سرازیر می شود . در سالون سکوت حاکم است ، همه گوش  وهمه چشم شده اند وهمه به سوی او می نگرند ،.

 با غریوی که مانند  توفان می خروشد فریاد می زند

برخیزید !

 ای زنان ، ای بانوان وقصر طلایی زندان ها را برشکنید و به آتش بسوزانید وبجای آن قصر زرین انسانسالاری وانسان گرایی را آباد کنید.

همه به پا می خیزند و با یک آواز می خروشند، وبا  او در راه رهایی زن ا ز ظللم وستم مرد سالاری وزن ستیزی یکجا می شوند. پایان

شهر هامبورگ

۸ مارس ۲۰۱۴ 

بامداد ـ اجتماعی ـ ۱ / ۱۴ـ ۰۸۰۳                      

                       

 

زندگی سازمانی

شرکت در جشن تولد رفیق ویبی ایک‌مان...
شرکت در جشن تولد رفیق ویبی ایک‌مان   به تاریخ ۳۱ می سال جاری، به دعوت محترم رفیق ویبی ایک‌مان، در محفل تجلیل از هفتا...
ادغام تشکیلاتی دو جریان همسو در کانادا به انجام رسید   ادغام تشکیلاتی سازمان حزبی تشکل نوین ح د خ ا(حزب زحمتکشان افغان...
آغاز روند ادغام تشکیلاتی حزب آبادی افغانستان و تشکل نوین ح.د.خ.ا (حزب زحمتکشان افغانستان) در برون‌ مرز     نشست ادغام...
متن صحبت  رفیق ولی محمد زیارمل  رییس شورای اروپایی حزب آبادی  افغانستان درسمینارمشترک بزرگداشت ازاول ماه می ،روزهمبستگ...
جلسه نوبتی بیروی اجراییه شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان تدویر یافت   بتاریخ ۳۰ مارچ ۲۰۲۶ ساعت ۷ شام جلسه نوبتی بیرو...

اسناد و گزارشات

Abadi Party's Program...
Approved by the Party Congress Kabul – Afghanistan dated 19 Asad 1397 (10.08.2018)    ...
اساسنامه حزب آبادی افغانستان مصوبه کنگره حزب...
   اساسنامه حزب آبادی افغانستان مصوب کنگره حزب کابل ـ افغانستان، مورخ ۱۹اسد ۱۳۹۷   بسم الله الرحمن الرحیم فصل اول...
مرامنامه حزب آبادی افغانستان...
   بسم الله الرحمن الرحیم مرامنامه حزب آبادی افغانستان  مصوب کنگره حزب، کابل ـ افغانستان، مورخ ۱۹اسد ۱۳۹۷       ...

آگهی های فوتی و پیام های تسلیت

 پیام تسلیت و غمشریکی حزب آبادی افغانستان   با نهایت اندوه و تأثر، خبر درگذشت مرحوم جناب سید هاشم حیدرسید، شخصیت فرهیخ...
 پیام تسلیت شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان در رابطه با وفات جناب محترم دگروال متقاعد سیدهاشم حیدرسید   با کمال تأسف...
مراتب تسلیت و غمشریکی   با تاسف از درگذشت مرحوم  محمد عزیز اسحاقزی ، برادر محترم قدیر اسحاقزی و پسر کاکای رفیق شعیب اس...
اعـلان مـراسـم جنـازه انالله و انا الیه راجعون   میرمحمدشاه رفیعی برادر، الحاج مولوی صاحبزاده محبوب الهی اخلاص برادرخ...
پیام تسلیت شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان   با تاثرو اندوه عمیق خبر وفات نابهنگام مرحوم حا مد آریامل را دریافت کردی...

شعر در بامداد

افسانه و سى سانه...
 افسانه و سى سانه     افسانه و سى سانه، چهل مرغک به یک خانه آرام بخواب آرام، ای کودک نازدانه افسانه و سى سانه چه...
بهار آمد گل نوروز نشکفت...
بهـار آمــد گـل نــوروز نشکفت   امیر هوشنگ ابتهاج   بهار آمد گل و نسرين نياورد نسيمی بوی فروردين نياورد پرستو آمد...
فصــل خـــزان...
  فصــل خـــزان   فصل خزان رسيد و جهان زرد و زار شد ‎فرش زمردين چمن زرنگار شد ‎قمرى زبون و سرو سهى گشت واژگون ‎د...
برف و شـب...
برف و شـب برف آمد و پنهان شد،آن ماه نسب امشب سر بر کفش افگنده، از خون عنب امشب بیتابی ومستوری، خاصیت خامان است این...

سیاسی

توافقنامه همکاری نظامی روسیه و افغانستان ضرورت دوجانبه و برمبنای منافع طرفین...
توافقنامه همکاری نظامی روسیه و افغانستان ضرورت دوجانبه و برمبنای منافع طرفین   نویسنده :محمد ولی منافع روسیه افغا...
ما به یک نامزد چپِ کارگری برای ریاست ‌جمهوری نیاز داریم...
دیدگاه های فعالان سیاسی و کارگری ایالات متحده امریکا :  ما به یک نامزد چپِ کارگری برای ریاست ‌جمهوری نیاز داریم   ا...
سرنوشت دموکراسی در کولمبیا...
سرنوشت دمـوکـراسی در کولمبیا         دبلیو تی ویتنی جونیور    گوستاوو پترو، نخستن و تنها ریس‌ جمهورِ چپ‌ گرا کولمب...
تجمع گسترده کارگران کوبا در روز جهانی کارگر در واکنش به تهدیدهای ترامپ به جنگ با کوبا...
تجمع گسترده کارگران کوبا در روز جهانی کارگر در واکنش به تهدیدهای ترامپ به جنگ با کوبا  هم‌ زمان با تشدید محاصره انرژی...
در امریکای لاتین چـه می گـذرد؟...
در امریکای لاتین چـه می گـذرد؟   ال کاراکازو، نیکوالس مادورو، راننده اتوبوس و پسر یک فعال اتحادیه ، را به سازماندهی...
هشتمین کنگره حزب چپ اروپا در بروکسل برپا شد...
از زنده گی سیاسی احزاب جهان :   هشتمین کنگره حزب چپ اروپا در بروکسل دایر شد اووه زتلــر   صلح، خلع سلاح، امنیت اجت...
همایش جهانی بسیج ترقیخواهانه در بارسلونا...
همایش جهانی بسیج ترقیخواهانه در بارسلونا     لولا: جهان دیگر تاب جنگ‌ های بیشتر را ندارد. سانچز: راست افراطی می ‌دان...
الگوی دموکراسی در کوبا بر تحقق مادی حقوق اجتماعی تاکید دارد...
الگوی دموکراسی در کوبا بر تحقق مادی حقوق اجتماعی تاکید دارد   یونگه ولت در هفته‌ های گذشته، به نظر می ‌رسید که رهبر...
سانچز، رهبر «پیشروترین دولت غرب»: این سفر به چین فراتر از «چرخش به شرق» است...
سانچز، رهبر «پیشروترین دولت غرب»: این سفر به چین فراتر از «چرخش به شرق» است   ژایو دینگ ‌چی، پژوهشگر موسسه مارکسیزم...
هنگامی‌ که فاشیست‌ ها تهدید به‌ نسل ‌کشی می ‌کنند، باید باورشان کرد...
دیدگاه حزب کمونیست امریکا در مورد جنگ تجاوزگرانه ترامپ در برابر ایران: هنگامی‌ که فاشیست‌ ها تهدید به‌ نسل ‌کشی می ‌کنن...

دیدگاه

امنیت، فراتر از نبود جنگ...
امنیت، فراتر از نبود جنگ نبود جنگ به ‌تنهایی امنیت نیست   انور متین امنیت مفهومی چندبعدی، مهم   سیاسی، حقوقی، اقتص...
اتحاد بـزرگ در بـرابـر فاشیـزم...
اتحاد بـزرگ در بـرابـر فاشیـزم !     ساویتسکایا راسیا در ۲۳ ماه می، در مسکو، در آستانه سومین مجمع بین‌المللی ضدفاش...
حمایت از غــزه در ایتالیــا...
حمایت از غــزه در ایتالیــا روزنامه پراودا روز ۲۱ ماه می یک اعتصاب سراسری ۲۴ ساعته در ایتالیا در حمایت از غزه و سرکو...
د ېوه ملګري یاداښت  (٧)   هرکله چې د ترقي غوښتونکو ډلګېو فکري ټوټې او برخې، یو سالم هدف ته د رسېدو لپاره سره بسیجې شي...
فرهنگ مسئولیت‌پذیری وحدت در نیروهای مترقی...
فرهنگ مسئولیت‌پذیری وحدت در نیروهای مترقی نویسنده : صفت الله عمل یار در جهان پرتحول و پیچیده امروز، هیچ نیروی سیاسی...
نگارش برداشتی از"یادداشت یک رفیق "...
نگارش برداشتی از"یادداشت یک رفیق (٧)":   حکیم کرنزی   یادداشت مبسوط وبا مفهوم یک رفیق که ازلحاظ محتوی در دو بخش تن...
ستون‌های اصلی وحدت میان نیروهای ملی و دموکراتیک...
ستون‌های اصلی وحدت میان نیروهای ملی و دموکراتیک   نویسنده : صفت الله عملیار   درجوامعی که با بحران‌های سیاسی، اجتم...

فرهنگی و اجتماعی

قطعنامه فدراسیون جهانی اتحادیه ‌های کارگری در همبستگی با مردم فلسطین، خاورمیانه و خلیج فارس...
قطعنامه فدراسیون جهانی اتحادیه ‌های کارگری در همبستگی با مردم فلسطین، خاورمیانه و خلیج فارس     فدراسیون جهانی اتحا...
مــادر مهــربان...
  مــادر مهــربان‎  تو از جان اى پسر دارش گران تر ‎ كه از مادر ندارى مهربان تر ‎ روانش را بسى افشرد ايام ‎كه تا پاي...
سخنرانی الیانور مارکس در نخستین روز جهانی کارگر...
سخنرانی الیانور مارکس در نخستین روز جهانی کارگر* الیانور مارکس ما نیامده‌ایم که برای احزاب سیاسی کاری یا فعالیتی انج...
پرسشهای یک کارگر با‌سواد...
  پرسشهای یک کارگر با‌سواد چه‌ کسی شهر هفت ‌دروازه‌ی «تب» را بنا کرد؟ در کتاب‌ ها، نام فرمان روایان را نوشته‌ اند،...
دست کـارگـر...
دست کـارگـر گر نیست دو دستِ نامور، ما را کَس می ‌نَرَهانَد از خطر، ما را تا چند برای نفع خود، اشراف آواره کنند و درب...
اعلامیه و فراخوان ملی بخاطر انفاذ قانون اساسی به‌ مثابه شاه‌کلید نجات افغانستان...
اعلامیه و فراخوان ملی بخاطر انفاذ قانون اساسی به‌ مثابه شاه‌کلید نجات افغانستان بنام خداوند حق و عدالت   با اتکا بر...
کـاش...
  کـاش   کاش رسم بیوفایی اندرین دنیا نبود شیوه ی نامردمی ایکاش در دلها نبود زندگی لبریز عشق ومهربانی بود ولیک از...
پیام همدردی حزب آبادی افغانستان...
پیام همدردی حزب آبادی افغانستان   با اندوه فراوان اطلاع حاصل نمودیم که بی بی حاجی شهزاد بیگم محسن زاده ، خواهر رفیق...
گـل آبـدار نــوروزی...
  ای گل آبدار نوروزی دیدنت فرخی و فیروزی ای فروزنده از رخانت جان آتش عشق تا کی افروزی؟ دل بدخواه سوز اندر عشق چو...
فصـل بهـاران رسـید...
سه سروده زیبای بهاری از جلال الدین محمد بلخی :    دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رس...
اعلامیه و فراخوان انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان...
اعلامیه و فراخوان انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان   بنام خداوند حق و عدالت بخاطر محکمه عاملان جنایات جنگی و ضد بشر...
بهار آمـد...
بهــار آمـد  بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله‌زار آمد  ز سوسن بشنو ای ریحان که سوس...
نـوروز، هنگامه بیــداری زمیـن و امیـد انسان...
نـوروز، هنگامه بیــداری زمیـن و امیـد انسان     داکتر نثاراحمد صدیقی   باز هم جهان به آستانه یکی از باشکوه‌ ترین ل...
عيــد رمضــان...
  طفلی به پدر گفت که عید رمضانست روز طرب و عشرت و عیش همگانست دل ها همه جوشیده و لب ها همه خندان تن ها همه پوشیده و...
فراخوان عمومی « شورای جهانی صلح » به جنبش‌های صلح‌ در جهان...
در پیوست با تجاوز امپریالیستی امریکا و اسراییل بر ایران :   فراخوان عمومی « شورای جهانی صلح » به جنبش‌های صلح‌ در جهان...
پیام انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان بمناسبت هشتم مارچ، روز بین المللی زن...
پیام انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان بمناسبت هشتم مارچ، روز بین المللی زن هشتم مارچ  (روز جهانی زن )     هشتم مار...
پیام هیات رهبری بنیاد فرهنگی اوستا به مناسبت «روزجهانی زن »...
پیام هیات رهبری بنیاد فرهنگی اوستا به مناسبت «روزجهانی زن »   هیات رهبری بنیاد فرهنگی اوستا بهترین شادباش‌های خود را...
پیام شادباش تشکیلات دموکراتیک زنان ایران...
پیام شادباش تشکیلات دموکراتیک زنان ایران به مناسبتِ هشتم مارچ، روز جهانی زن، امسال در فاجعه تهاجم امپریالیزم و همدست کو...