فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت در نیروهای مترقی

نویسنده : صفت الله عمل یار
در جهان پرتحول و پیچیده امروز، هیچ نیروی سیاسی مترقی بهتنهایی قادر نیست پاسخگوی همه نیازها، چالشها و مطالبات گسترده اجتماعی باشد. شرایط دشوار اقتصادی، بحرانهای سیاسی، گسترش بیعدالتی، افزایش فاصلههای اجتماعی و محدود شدن عرصههای مشارکت ، بیش از هر زمان دیگر ضرورت همکاری و همسویی نیروهای مترقی، ملی و دموکراتیک را برجسته ساخته است. با اینهمه، تجربه نشان داده است که صرف اعلام تمایل به وحدت، تشکیل نشستها و یا انتشار اعلامیههای مشترک، برای تحقق یک وحدت پایدار و اثرگذار کافی نیست؛ بلکه آنچه به وحدت معنا، دوام و ظرفیت عملی میبخشد، شکلگیری فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت در میان نیروهای شریک آن است.
فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت، پیش از هر چیز به معنای درک مشترک از ضرورت تاریخی همگرایی و پذیرش مسئولیت در قبال سرنوشت جمعی است. نیروهای مترقی زمانی میتوانند به یک حزب واحد و جبهه نیرومند اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند که از دایره تنگ ملاحظات گروهی، رقابتهای فرسایشی و حساسیتهای غیرضروری عبور کرده و منافع بزرگتر مردم و جامعه را در محور تصمیمگیریهای خویش قرار دهند. هرگاه منافع محدود سازمانی یا تمایل به برتریجویی سیاسی بر روحیه همکاری غلبه یابد، روند وحدت با بیاعتمادی، سوءتفاهم و فرسایش روبهرو خواهد شد.
واقعیت آن است که در بسیاری از موارد، ناکامی تلاشهای وحدتطلبانه نه ناشی از نبود شعارهای وحدت، بلکه نتیجه ضعف در فرهنگ مسئولیتپذیری بوده است. هنگامیکه برخی نیروها وحدت را تنها در چارچوب منافع کوتاهمدت خویش تعریف میکنند، یا انتظار دارند دیگران بدون احترام متقابل در محور دیدگاه آنان گرد آیند، زمینههای شکاف و پراکندگی تقویت میگردد. وحدت واقعی، نیازمند روحیه مشارکت، شنیدن دیدگاههای متفاوت، پذیرش نقد سازنده و آمادگی برای مصالحه اصولی در راستای اهداف مشترک است.
مسئولیتپذیری در امر وحدت همچنین مستلزم صداقت سیاسی و وفاداری به تعهدات مشترک است. نیروهای مترقی زمانی اعتماد متقابل ایجاد میکنند که در گفتار و کردار، پایبندی خویش را به توافقات، اصول پذیرفتهشده و اخلاق همکاری سیاسی نشان دهند. برخوردهای دوگانه، تصمیمگیریهای یکجانبه، سیاست حذف یا کمرنگ ساختن نقش دیگران، نهتنها به روند وحدت آسیب میرساند، بلکه اعتبار نیروهای مترقی را در برابر مردم نیز تضعیف مینماید.
یکی از عناصر اساسی فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت، پذیرش تنوع در درون همسویی سیاسی است. نیروهای مترقی، با وجود اشتراکات بنیادین در عرصه عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی، توسعه و دفاع از حقوق مردم، ممکن است در برخی دیدگاهها، روشها یا اولویتها تفاوت داشته باشند. این تفاوتها نباید به مانع همکاری تبدیل گردد. برعکس، بلوغ سیاسی در آن است که اختلافها بهگونهای مدیریت شوند که اصل همکاری و همگرایی آسیب نبیند. وحدت پایدار، به معنای یکسانسازی اندیشهها نیست، بلکه هنر یافتن نقاط مشترک و تبدیل آنها به برنامه عمل مشترک است.
فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت، همچنان ایجاب میکند که نقد و انتقاد در فضای سالم، رفیقانه و سازنده صورت گیرد. نیروهای مترقی زمانی میتوانند به اعتماد پایدار دست یابند که اختلاف نظرها را از طریق گفتوگو، استدلال و احترام متقابل حل نمایند، نه از راه تخریب، اتهامزنی یا برخوردهای احساساتی. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که زبان خصومت در درون صفوف مترقی، بیش از هر عامل دیگر، ظرفیتهای جمعی را ضعیف ساخته و فرصتهای مهم سیاسی را از میان برده است.
در این میان، نقش فرهنگ تشکیلاتی نیز برجسته است. تشکیلاتهای مترقی اگر خواهان وحدت مؤثر هستند، باید فرهنگ همکاری، پاسخگویی، شفافیت و احترام به تصمیمهای جمعی را در درون خود تقویت نمایند. وحدتی که در سطح رهبریها باقی بماند اما به فرهنگ رفتاری اعضا و بدنه اجتماعی انتقال نیابد، دوام چندانی نخواهد داشت. از اینرو، مسئولیتپذیری در قبال وحدت باید به یک ارزش سیاسی و اخلاقی در تمام سطوح فعالیت سیاسی مبدل گردد.
همچنین باید پذیرفت که وحدت، یک روند زنده و پویاست؛ نه یک توافق لحظهای یا پروژه کوتاهمدت. حفظ وحدت، گاه دشوارتر از ایجاد آن است. بنابراین، همه نیروهای شریک در همسوییهای مترقی مسئولاند تا با صبر سیاسی ، انعطاف معقول و تعهد عملی، از آسیب دیدن این سرمایه جمعی جلوگیری کنند.
امروز، در شرایطی که مردم بیش از هر زمان دیگر نیازمند بدیلهای مترقی، عدالتخواه و مردممحور اند، پراکندگی و واگرایی نیروهای پیشرو میتواند هزینههای سنگینی بر روند تحول اجتماعی تحمیل کند. مردم از نیروهای مترقی انتظار دارند که فراتر از اختلافات کوچک، برای دفاع از منافع عمومی، عدالت اجتماعی، دموکراسی، رفاه و کرامت انسانی، زبان مشترک و عمل مشترک بیابند.
بنابراین، فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت باید بهعنوان یکی از ستونهای اساسی رفتار سیاسی نیروهای مترقی مورد توجه قرار گیرد؛ فرهنگی که در آن تعهد به اهداف مشترک، احترام به تنوع، صداقت سیاسی، تحمل متقابل و ترجیح منافع عمومی بر ملاحظات محدود گروهی جایگاه مرکزی داشته باشد. تنها در چنین صورتی است که وحدت میتواند از یک آرزو و شعار فراتر رفته و به نیرویی مؤثر برای تغییرات مثبت اجتماعی و سیاسی تبدیل گردد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت آن احساس میشود که نیروهای مترقی، نهتنها از وحدت سخن بگویند، بلکه مسئولیت حفظ، تقویت و نهادینه ساختن آن را نیز بهگونهای آگاهانه و صادقانه بر دوش گیرند. زیرا وحدتی که بر پایه مسئولیتپذیری و اعتماد متقابل استوار باشد، میتواند امید و اعتماد مردم را دوباره احیا کرده و زمینهساز تحولات مثبت و پایدار در جامعه گردد.
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۳۱۰۵
Copyright ©bamdaad 2026