نگارش برداشتی از"یادداشت یک رفیق (٧)":

 

حکیم کرنزی

 

یادداشت مبسوط وبا مفهوم یک رفیق که ازلحاظ محتوی در دو بخش تنظیم وبه نگارش گرفته شده ، سخت قابل تعمق وتحلیل همه جانبه را از ما تقاضا’داردوانرا می‌توان منحیث رهنمودی در راهکار های بعدی برای یکجایی ها وهمگرایی ها نیروهای ترقی خواه در راستای  عبور کشور از تنگنای کنونی  قلمداد نمودواین یادداشت را منحیث نشانه’بلوغ سیاسی زمانی میتوان دیدکه محتوی این باواقعیت سیاسی برمبنای عدم دشمن سازی دایمی ،عدم تقدیس اشخاص وافراد وبدون اسیر شدن در انشعاب های تاریخی تعریف نمود.

بخش دوم آن را می‌توان منحیث رهنمود راه وشیوه های برون رفت سیستم موجود حاکم از معضلات فعلی برای ایجاد ساحه’ مذاکره ‌وتفاهمات با نیرو های ترقیخواه و نسل ابدیده روشنفکران با مسولیت از معضلات فعلی وبرای بهبود شیوه های برخورد حاکمان فعلی در خور توجه وزیرنگین ترصدی عقل وخرد باید قرار دادکه این قسمت مورد بحث ما نیست،با آنکه محتوی آن برمبنای رفع مسولیت های نیرو های ترقیخواه در پیوند با سیاست های فعلی مروج کشور وحاکمان فعلی منحیث یک سند معتبر با غور وبررسی همه جانبه تحریر شده ،میباشد.

واما می‌توان این یاداشت را عمیق تر از زاویه روانشناسی سیاسی ،فرهنگ وتجربه تا’ریخی جنبش های ترقیخواهانه بررسی نمود.

در بسیاری ازجنبش ها واحزاب سیاسی چپی مخصوصا’در جوامعی که سال‌ها بحران مهاجرت ، سرکوب یا شکست های سیاسی وجود داشته ،به بخشی از تاریخ سیاسی جهان تبدیل شده وافراد یا جناح ها تنها براساس برنامه های امروزی تعریف نمی شوند ،بلکه براساس خاطره ها ،وفا داری ها و روایت های تاریخی به تعریف گرفته می‌شوند ومشکل عمده هم از همین جا آغاز میگردد،یعنی ګذشته به ابزار مشروعیت تبدیل میگرددوبرخی از جریان‌ها مشروعیت سیاسی خویش را نه از توانایی های کنونی بلکه از وابستگی ها به رهبران فقید با گذشته تا’ریخی می گیرندودر چنین وضعی نقد از گذشته ها دشوار شده واختلافات قدیمی مقدس جلوه داده شده وهر تلاش برای وحدت ((عدول از اصول))،قلمداد میشود ،در حال که سیاست زنده نیازمند به پاسخ به مسایل امروز است ونه زندگی در خاطرات گذشته ،زیرا تفاوت میان حفظ حافظه تاریخی ‌اسارت در گذشته یک حزب سالم از غیر سالم در انست که حزب سالم تاریخ خودرا مطالعه نموده واز اشتباهات درس میگیرند وبه رهبران پیشین احترام میگذارند واما اسیر گذشته ها نمی شوند،ولی هرگاه اختلافات سال‌های قبل اگر هنوز هم تعیین کننده سیاست وروابط امروزی ما باشد عملا”تاریخ از یک منبع تجربه به یک زندان سیاسی تبدیل میگردد.

در بسیاری موارد اختلافات قدیمی اختلافات نظری نیستند بلکه با احساسات عمیق همراه است ،مثلا”احساس خیانت ،احساس رقابت های شخصی ،زخم های تشکیلاتی ویا از ترس از دست دادن نفوذ فردی ،وبه همین دلیل گاهی افراد نا خودآگاه از وحدت ویا ایتلاف می ترسند ،چون این پروسه ممکن است جایگاه قدیمی شانرا تغیر دهدویا مرزبندی های سنتی شانرا از بین ببردویا رهبری های قبلی  را زیر سوال قرار دهد،که در این حالت گذشته بهانه یی برای حفظ وضعیت موجود است.

تجارب جهانی بسیاری از جنبش ها نشانداده که به اساس انشعاب ها ‌تکرار اختلافات تا’ریخی شدیدا”ضربه خورده ‌وتضعیف گردیده آند ودر مقابل جریان‌های که توانستند  فرهنگ گفتگو ،نقد متقابل، ‌تمرکز بر اهداف مشترک را در پیش گیرندمو’فق تر بوده اند ،زیرا وحدت اوصولی به معنی حذف اختلافات نیست بلکه به معنی مدیریت عقلانی اختلافات  بوده واگر گذشته ها بدون نقد باقی بماند،چنین وحدت ها دوام نمی آورند وگذشته از آن عبور ازاختلافات تار’ریخی به معنی فراموش کردن حقیقت هم نیست بلکه به معنی اولویت دادن به آینده ،پذیرش اشتباهات ‌ساختن فرهنگ سیاسی جدید است.

هرگاه جنبش های سیاسی مطالب بالایی را در شیوه کاری خویش در نظر نداشته باشندوبراساس منافع اجتماعی وضرورت های زمان تصمیم نگیرند ،سیاست به باز تولید کینه های تا’ریخی تبدیل شده ونیرو ها فرسوده می‌شوند.

در نهایت هرجنبش سیاسی اگر نتواندمیان حافظه تاریخی وضرورت آینده تعادل را ایجاد کند بتدریج از جامعه فاصله گرفته وبیشتر در درون خود مصروف ‌وسرگرم شده تا درگیر تغیر واقعی جامعه.

بنابر این محاسبه روی اختلافات جناحی قدیمی برای جلوگیری از وحدت در بسیاری موارد نتنها کمک به رشد سیاسی نمی نماید بلکه می‌تواند نشانه نوعی از رکود فکری وناتوانی در انطباق با شرایط جدید باشد.

البته این هم درست نیست که بعضی اختلافات گذشته ممکن ریشه عمیق فکری ویا اخلاقی داشته باشدونمیتوان انرا کاملا”نادیده گرفت اما برخورد سازنده اینست که این اختلافات با مذاکره،نقد سالم وشفاف وتوافق براوصول مشترک مدیریت شود ونه اینکه مانع دایمی وحدت گردد.

۲۱/۰۵/۲۰۲۶

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۶ـ ۲۲۰۵                    

Copyright ©bamdaad 2026