گفت و گوی ویژه بامداد با  بانوی فرهیخته ، نجیبه آرش یکی از زنان برجسته و پیکارجوی کشور

 

بانو نجیبه آرش یکی از فعلان پرکار حقوق زن در افغانستان و از شمار برجسته ترین زنان افغان در چند دهه گذشته بوده است.وی در نهضت آزادیخواهی و حق طلبی زنان کشورشرکت فعال و پرثمر داشته و در مهاجرت نیز در این میدان با اندیشه و قلم  کوشش های فراوانی نموده است.هشتم مارچ روز همبسته گی جهانی زنان را بهانه گرفته، گفت و گوی ارزشمندی را با وی آماده نموده ایم  که اینک پیشکش تان می نمایم .

( بامداد )

 

بامداد : نظر شما در مورد هشتم مارچ در وطن و اکنون در غربت چه است؟                                                      

نجیبه آرش: روز هشتم مارچ بیش از یکنیم قرن گذشته بنام روز جهانی زن نام گذاری شد۰ و نخستین باربه عنوان یک حرکت سیاسی از جانب دولت اتحاد شوروی و اقمار آن مطرح گردید ۰ بعد از مبارزات گسترده ی زنان در سرا سرجهان این روز بمثابه روز توجه و هوشدار باش به حقوق پایمال شده ی زنان در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به صورت یک حرکت مثبت وارد فرهنگ عمومی جوامع بشری گردید۰ اما بنظر من بزرگداشت ازین روز خجسته چه در وطن و چه در غربت یک وظیفه ملی و میهنی میباشد۰

نخستین تجلیل از هشتم مارچ در کشورعزیز ما افغانستان با نام جنبش مترقی و متشکل زنان ( س د ز ا) پیوند نا گسستنی دارد ۰ چنانکه در هشتم مارچ ۱۳۴۶ خرشیدی، خواسته های بر حق زنان طی بر نامه ی از جانب این سازمان اعلام گردید۰ که در روشنی این برنامه، ندای زنان زحمت کش و روشنفکر افغان از چاردیوار خانه گرفته تا مکاتب، موسسات دولتی، تحصیلات عالی و موسسات تولیدی جهت تحقق حقوق زنان و رهایی زنان از شرایط تنگ وتار تبعیض وتعصبات قرون وسطایی ،طنین انداز شد۰ چنانکه در دهه هشتاد تا نود میلادی ازین روز در سراسر کشور با اشتراک تمام سازمان های اجتماعی بزرگ داشت بعمل می آمد۰ و اکنون در غربت نیز از طریق گرد همایی ها در کشور های مختلف و ایراد بیانیه ها، قطعنامه ها، نوشته های انترنیتی به این روز ارج گذاشته میشود و به دشمنان آزادی زن و متجاوزین بر حقوق زن تفهیم میگردد که زن را به مثابه نصف جامعه بگذارند تا آزاد نفس بکشند وحق انسان بودن شانرا تلف نکنند. زنان آگاه جامعه ما چه در وطن و چه درغربت خشونت را محکوم میکنند و از دولت اسلامی افغانستان خواست دارند تا مجرمین وناقضین حقوق زن را مطابق قانون منع خشونت علیه زنان مجازات کند۰                                                                                                                                     

بامداد :  چرا شما از میان گروه های وسیع زنان، از زنان ستم دیده و محروم شده ازحق تحصیلات و رانده شده از کار حمایت میکنید؟                                                                                                                        

نجیبه آرش: من به مثابه یک زن و مدافع حقوق زنان زحمتکش وظیفه خود میدانم صدای دردمند ترین زنان را که در آتش فقر، بیکاری، ستم تبعیض، خشونت وتجاوز میسوزند، بلند نمایم۰ بسیار دور نمیرویم طی همین ده سال حکومت آقای کرزی و با موجودیت ۵۰ کشور خارجی زنده گی زنان و دختران آزاده ی کشور ما چه تصویر بدی دارد۰ اکثریت زنان با واژه های توهین، تحقیر، لت و کوب، بریدن اعضای بدن، تجاوز، ضرب شلاق در محضر عام، تیرباران و سنگسار و فتوای ملا های تاریک اندیش روبرو هستند۰ این تنها من نیستم که درد و رنج زنان زحمت کش را احساس میکنم بلکه هزاران زن روشنفکر در داخل و خارج از کشور از طریق نشرات در ویب سایت ها ،گردهمایی ها و متینگ ها و از راه وسایل اطلاعات جمعی صدای زنان رنج دیده را انعکاس میدهند۰                                                                        

بامداد : زنان افغان در مهاجرت نیز از بی حقی ها و جفا های بیشماری رنج میبرند. از دید شما دلیل وانگیزه این بی حقی و ستم در کجا ها نهفته است؟                                                           

نجیبه آرش: البته زنان از جمله ی  قربانیان درجه اول مهاجرت ها هستند . زنان زودتر از مردان بکار استخدام نمیشوند واز اینرو از بیکاری و ا سارت دایمی خانه رنج میبرند. و بخصوص که در مهاجرت ها تنها شوند، از لحاظ معیشت زنده گی مصون نمیباشند، در حالت بیکاری، تنهایی و بدون کمترین امکانات در کمپ های مهاجرین زنده گی بسر میبرند. هموطنان ما خاطرات بسیار بدی از مهاجرت ها دارند، کوچیدن ها از یک جا به جای دیگر، پارچه پارچه شدن خانواده ها، کار های اجباری، بیگاری، بیهویتی، بی سرپنایی همیشه گریبانگیر آنان بوده است۰ نداشتن اسناد و شناسنامه مشکل دیگری میباشد که زنده گی را به کشورهای دیگر سنگین تر میسازد. خلاصه اینکه زنان پناهنده نسبت به مردان پناهنده در برابراشکال مختلف خشونت آسیب پذیر اند۰

بامداد :  از یک دهه بدین سو تلاش دارند تا چنین وانمود کنند که تازه زنان افغانستان در موجودیت حکومت کرزی وحضور نیروهای آیساف شوق مبارزه را برای آزادی و تجدد پیدا نموده اند. نظر شما در این باره چیست؟

نجیبه آرش: باید یاد آور شد که مبارزه یک شوق بوده نمیتواند بلکه نظر به شرایط و حا لات ناگوار اقتصادی،اجتماعی و سیاسی یک ضرورت و نیاز میباشد.اگر بصورت مقایسه وی دوره ده ساله ی حکومت  آقای کرزی و حضور جامعه جهانی را با دوره به اصطلاح مجاهدین وطالبا ن از نظر بگذرانیم، همین ده سال اخیر خشونت بارترین زمان علیه زنان بوده است۰ اگر از حقیقت نگذریم در اثر مبارزات و مقاومت خود زنان، اعتراضات دسته جمعی آنان، همکاری جامعه مدنی، هشدار باش جامعه حقوق دانان،قطعنامه های سازمان مشارکت سیاسی زنان، حمایت قوای ایساف، زنان توانسته اند اندک آزادی بیان در عرصه های فرهنگی را از آن خود سازند و در اجتماع حضور یابند. از جمله شرکت ۲۵ فیصد زنان در پارلمان، ۳۰ تن در صفوف اردوی ملی ۳۰۰ تن در صفوف پولیس ملی جابجا شده اند. ولی چنانکه دیده میشود هشتم مارچ روز بین المللی زنان از طریق ادارات دولتی بطور نمایشی و کمرنگ بر گزار میگردد۰ طوریکه از فتوای علمای دین بر میآید که بعد ازین زنان سراپا در حجاب باشند و بدون محرم شرعی سفر کرده نمیتوانند. از نشر این فتوای عجولانه و تصدیق لفظی آقای کرزی چنین بر می آید که دولت اسلامی افغانستان در مورد حقوق زنان موضع عقب گرا دارد۰

 فتواست که هر شبانه را باید کشت

هم رویش عاشقانه را  باید  کشت

هم سبز قبا  را که از دیر  گذشت

هم  سبز ترین  ترانه  را باید کشت

باغ از هنجره  سبز زنان  میروید

پس  هنجره زنانه  را باید کشت

بامداد : از نگر شما آیا دگرگون جلوه دادن پیشینه مبارزات زنان در راه دیموکراسی و برابری، رفع ستم جنسی و خشونت، جفا به زنان نیست؟

نجیبه آرش: یک ضرب المثل عامیانه مردم ماست( آفتاب به دو انگشت پنهان نمیشود) مطمینا که هیچ حرکت مثبت و یا منفی از حافظه تاریخ پنهان نمی ماند۰ زنان افغان در تمام فراز و فرود تاریخ عضو مولد و فعال جامعه بوده ولی در دهه هشتاد تا اوایل نود میلادی در مجموع حیات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جامعه ما سهم بر جسته ی داشته است ۰ چنانکه در کتاب یادداشت های سیاسی و رویداد های تاریخی زیرعنوان « موقف زنان روشنفکر» نوشته محترم سلطانعلی کشتمند آمده است: « در میان متخصصان و کارمندان علمی و فرهنگی، درمجموع در میان جامعه روشنفکران کشور،زنان نیز جایگاه شایسته خویش را نه بگونه نمادین و نمایشی بلکه عملا بگونه واقعی در دهه هشتاد احراض نموده اند، نخست اکثریت زنان از قید چادری اجباری خود را نجات دادند و با استعداد سرشار به سرعت راه ترقی و تعالی را پیش گرفتند. » برابری با مردان از لحاظ قانونی در اصول اساسی دهه هشتاد و سایر قوانین کشوری اعلام گردیده بود. زنان عملا در جامعه با مردان در یک سطح مساوی قرار داشتند۰ « بر طبق آمار منتشره از سوی منابع که رویداد های دهه هشتاد را در افغانستان هنوز به دیده تعصب مینگرندآمده است هفتاد تا هشتاد در صد آموزگاران، در حدود پنجاه در صد دوکتوران و بیش از پنجاه در صد پرسونل طبی، شامل نرس ها، قابله ها، دوا سازان، در دهه هشتاد زن بودند۰ جمعا شصت در صد کارمندان عرصه های فرهنگی و آموزشی را زنان تشکیل میداد». فکر میکنم که جای انکار از حقایق چیزی باقی مانده باشد. و در صورت انکار ازین حقایق واقعا جفا بر زنان افغانستان است۰

بامداد :  شما نقش  سازمان دموکراتیک زنان افغانستان  را در سمت و سودهی مبارزه متشکل زن افغان چگونه میبینید؟

نجیبه آرش: در افغانستان اواخر سال ۱۳۳۸ هجری شمسی به زنان رسما اجازه داده شد که حجاب را از چهره بر دارند۰ این تحول بزرگ به زنان موقع داد تا استعداد سر شاری که در آنان نهفته بود به سرعت راه ترقی و تعالی را بپیماید و با استفاده از قانون اساسی سال ۱۳۴۳ که گام بزرگی به سوی دیموکراسی وتضمین آزادی بود، زنان نیز از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن مستفید شدند۰ برای اولین بار در تاریخ افغانستان چهار تن از خانم ها ، رقیه حبیب، داکتر اناهیتا راتب زاد از کابل، خدیجه احراری از هرات و معصومه عصمتی از ولسوالی معروف ولایت قندهار به عضویت ولسی جرگه انتخاب شدند وبه شورای ملی راه یافتند. دراین انتخابات زنان برای کاندید مورد نظر خود در شهر کابل سهم فعالانه گرفتند و گروه های وسیع زنان از کتگوری های مختلف بسوی حوزه انتخاباتی ناحیه چهارم شهر کابل روی آوردند۰ از همین جا نخستین هسته جنبش مترقی زنان در سال ۱۳۴۴ بنام سازمان دیموکراتیک زنان افغانستان تحت رهبری زن آگاه و وطن پرست کشور ما داکتر اناهیتا راتبزاد اساس گذاشته شد۰ و به زودی به یک سازمان سرتاسری افغانستان تبدیل شد و در طول مبارزات قهرمانانه خود بیش از یکصدوشصت هزار زن را از اقشار مختلف کشور صرف نظر از موقعیت اجتماعی، وابستگی های قومی،قبیلوی، معتقدات مذهبی و ادیولوژیک سیاسی جهت مبارزه و کار مشترک به خاطر دفاع از وطن، تامین حقوق زن حمایه ی کودک و تامین صلح پایدار، دیموکراسی و استقلال ملی به صورت کاملا داو طلبانه در صفوف خویش متشکل ساخته بود۰

در اولین کنفرانس سرتاسری س  د  ز  ا  که در ۱۹۸۰ در کابل دایر شد بیش از ۲۰۰۰ نماینده از ولایات مختلف افغانستان  و هییت های نماینده گان فدراسیون دیموکراتیک بین المللی زنان جهان دعوت و اشتراک نموده بودند۰ برنامه این نخستین همایش زنان در زمینه اعتلای نقش زنان در جامعه و ارتقاع سطح اطلاعات حقوقی زنان بود و همچنان وضع زنان کشور از جهات گوناگون اقتصادی، اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت۰درین کنفرانس جهت تقویت نقش زنان در انکشاف جامعه اعلام گردید که شامل ایجاد کورس های سواد آموزی، کلوپ های زنان غرض ارتقاع نقش  مسلکی  زنان ، آموزش های حرفوی زنان ، توسعه شورا های زنان در سراسر کشور، سفر  های کاری به ولایات غرض تدویر سمینار ها به فعالین ولایات، حل منازعات خانواده ها از طریق کمسیون حقوقی و ده ها دست آورد دیگرکه در این اندک نمی گنجد۰

بامداد: خانم آرش ارجمند؛ ازاینکه این گفت وگو را با ما انجام دادید از شما سپاسمندیم. برای شما ، زنان کشور و جهان  هشتم مارچ روز همبسته گی جهانی با پیکار زنان را تهنیت و شاد باش گفته برای تان آرزوی پیروزی و کامگاری مینماییم.

نجیبه آرش :از لطف تان تشکرامید به پرسش های تان جواب قناعت بخش داده باشم.

نگاه گذرایی به فمینیسم

 

 

نوشته: سحر سیندخت

 

 

کاربرد نخستین این واژه را به معنی کنونی آن به چارلس فوریه ، دانشمند فرانسوی نسبت میدهند که در آغاز سده نزدهم ترسایی اندیشه هایی را در نقد سرمایه داری  و تصوراتی در باره سوسیالیزم بیان نموده بود . از همو آورده‌اند :  « درجه آزادی زن مقیاسی است برای پیشرفت اجتماعی ...و پیشرفت اجتماعی بر مبنای پیشرفت زن صورت میگیرد.»

فمینیسم امروزی نامیست بر بینش‌های روشنگرانه و جنبش های سیاسی و اجتماعی بخاطر رهایی زن از قید ستم و وابستگی .با آنکه از بکار گیری این مقوله در حدود دو صد سال میگذرد باز هم فمینیسم سیستم اندیشه‌های واحد نیست بلکه تیوری های آن ترکیبی است از نظریات متعدد که گاهی همسویی و همسانی نشان میدهند و گاهی نا همگونی و تناقض . در آوان نخستین که اندیشه‌های مترقی تدوین میگردیدند « مساله زن » سمت و سویی مشخص داشت و ستم بر زنان مولود سیستم‌ های حاکمیت سرمایه داری و پدر سالاری دانسته میشد .راه رهایی واقعی زن هم در برآورده سازی حقوق زن در همه عرصه های اجتماعی بود که پیش از همه باید با رفع مناسبات زن ستیزانه سرمایه داری شکل میگرفت . فمینیسم سوسیالیستی از همان آغاز نه تنها بر بهره کشی از زن در عرصه مناسبات تولیدی انگشت میگذاشت بلکه بر کار بدون مزد و پاداش زن در محیط خانه و کار باز تولید ( تولید نسل ) نیز اشاره مینمود .به همین جهت این فمینیسم پیوند نزدیک با جنبش کارگری داشت و در متن فعالیت‌های سیاسی خود همواره خواسته‌های دموکراتیک و فراگیر زنان را مطرح مینمود .البته این جنبش ملهم از دستآورد انقلابات بورژوایی به ویژه مبارزه بخاطر رعایت حقوق زن در قوانین اساسی نیز بود ؛ چنانچه رهبر شناخته شده نهضت زن در جهان کلارا تسکین در دومین کنفرانس انترناسیونال سوسیالیستی زنان در کوپنهاگن بروز 27 اگست 1910 ترسایی اظهار نمود :  «ما هیچگونه حقوق استثنایی برای زنان نمیخواهیم ، بلکه ما حقوق بشری آنانرا مطالبه مینماهیم . » مبارزه زنان بحاطر دریافت حق رای انگیزه ای بود تا تسکین در همین کنفرانس خواست زنان سوسیالیست جهان را برای برگزاری روز جهانی زن مطرح سازد که انترناسیونال با توجه به تجارب مبارزه زنان در ایالات متحده آمریکا و اروپا این پیشنهاد را پذیرفت و اکنون بیش از صد سال است که این روز در سراسر جهان تجلیل میگردد . فمینیسم سوسیالیستی از همان گاه نخست « مساله زن » را تنها متعلق به جنس معین ندانسته بلکه آنرا امر همه مردان و زنان بشمار می‌آورد .جنبش فمینیستی اروپا توانست در نیمه اول سده بیستم بدستآورد های نسبی در برآورده سازی برخی از خواسته‌های خود موفق گردد و راه مبارزه را دنبال کند .جنگ جهانی دوم پسگردی بود در این راه که آزادی‌های بدست آمده را با جبر اقتصادی و زور نظامی واپس میگرفت . پس ار این جنگ جنبش بورژوایی زنان که خواهان تقویت حقوق زنان در یک سیستم سرمایه داری بود در امر برابری « مرد و زن » و دستیابی آنان به حق انتخاب ، مزد مساوی در برابر کار مساوی ، دسترسی به همه رشته‌های شغلی و …تلاش نمود .

سیمون ده بو وار با کتاب خود « جنس دیگر » در سال 1949 ترسایی به توضیح وضع زنان پرداخت و دید فلسفی خود را در باره ستم بر زنان ابراز نمود .او باور داشت که سرکوبی زن بیشتر به تصورات اخلاقی ، نورم ها و رواج های یک فرهنگ وابستگی دارد .در سال‌های بعدی و به‌خصوص در سال‌های شصت سده پیشین اشکال نو سازمانی ، مراکز زنان و جنبش های گوناگون فمینیستی در کشور های غربی سر بلند کردند که همه آنها در مخالفت با سیستم ، دارای وجوه مشترک بودند .بسیاری از  این جریانات بورژوایی با فمینیسم تیوریتیکی دارای اختلافات جدی نبودند و تنها انتقاد بر پراتیک سیاسی و یا نماینده های شناخته شده و برجسته آنان مرز های جدایی آنانرا مشخص میساخت .جنبش های سیاسی و اجتماعی زنان همواره با آشفتگی سر دچاربوده و برای رفع هیرارشی ها و تفاوت‌های جنسی  متناسب به طیف وسیع  سازمانی و گرایشی خود رهبرد های گونه گونه ایرا عرضه داشته است .در میان موج‌های فمینیستی نو ،  استراتیژی « برابری حقوق » ، استراتیژی « توسعه فرهنگ خودی زنان » و استراتیژی « کار انفرادی بخاطر تغیر آوری » قابل یاد آوری است .

در جستجوی مدل های جدید سیاسی تقریبأ همه جریانات فمینیستی علل تعین کننده نابرابری زنان را در اجتماع همانا در ساختار های قدرت و اجتماعی سازی جنس گرایانه انسان‌ها میدیدند .برخی از گرایش های فمینیستی با ادعای برتری زنان بر مردان و بر جسته ساختن خواص آن‌ها راه افراط را در پیش گرفته و نوعی از بنیادگرایی را در جنبش زنان ببار آورده‌اند .

« مساله زن » که بخش جدایی ناپذیر « مساله اجتماعی » است در چند دهه اخیر در زندگی بین‌المللی هم جایگاه در خور اهمیت کسب نموده و در چارچوب سازمان ملل متحد نیز گردهمایی های برگزار گردید. کنفرانس بین‌المللی زنان در سال 1975 ترسایی به همه زنان و به ویژه زنان کشورهای رو به انکشاف امکان آنرا فراهم نمود تا با ایجاد پلاتفورم ها و تامین روابط با جهان مبارزه زن را سازماندهی بهتر نمایند. یکی از دستآورد های کنفرانس های  زنان جهان در چارچوب سازمان ملل متحد پیدایش ابتکاری بنام جندرـ ماین استریمینگ * است که فمینیست های جهان از آن پیشتیبانی نمودند.این فرایند جندر ( جنس ها ) را تنها از نگاه اجتماعی و روانشناسی تعریف نموده و آماج اساسی را برآورده ساختن مساوات میان مرد و زن در همه سطوح اجتماعی میداند . بنا باید  مجموعه از جندر ها و ارزش‌های برابری مرد و زن در همه مراجع تصمیم گیرنده کشورها ترویج و پاگیر شوند .همنوایی بیشترینه بخش‌های فمینیست ها با این ابتکار از اینجا سر چشمه میگیرد که این طرح همه جنس های بشری را در نظر گرفته و با سکسیزم بمثابه نمادی از راسیسیزم در تضاد است .

هر چند امروز هر کسی در زیر نام فمینیسم چیزی دیگری می‌فهمد و انگیزه‌های فمینست بودن هم نهایت متنوع است ، باز هم در میان انبوه پراگنده، نا سازگاری جدی به چشم میخورد که همبسته گی ، عمل مشترک و دیالوگ میان زنان را دشوار میسازد .این ناسازگاری در شیوه دید فردی و اتخاذ موقف مشترک با همفکران است که روز تا روز فاصله ها را بیشتر میسازد .این نتاقض مایه نگرانی نیرو های داد خواه است . بایست   « مساله زن » و فمینیسم باردیگر مطرح گردد و نباید گذاشته شود که این جنبش زنان تنها در قالب « فرهنگ » محدود گردد .

مساله زن با سیستم اقتصادی ـ اجتماعی همانند سرمایه داری یا پدر سالاری  رابطه و پیوند محکم دارد . این پدیده‌های زن ستیز از اصول همدیگر برای بقای خود بهره میگیرند و نشانه آشکار آن توزیع نابرابر ، ارزشدهی غیر عادلانه کار تولید و بازتولید زنان است .ساختار های پدر سالاری برغم همه دستآورد های جنبش زنان هنوز پا بر جاست و مناسبات قدرت به طور یکجانبه به نفع مرد ها می‌باشد .در راه ارتقای اجتماعی و اقتصادی زنان در جوامع عقب‌مانده و کشور های پیشرفته سرمایه داری موانع عبور نا پذیر فراوان وجود دارند و نیمی از جامعه از داشتن چانس مساوی محروم اند .زن های زحمتکش با وجود کار غریب و در کسب معاش تنها دارای نقش فرعی اند .این امر وابستگی و تابعیت آنانرا به مردان نفقه ده و نان آور بیشتر میسازد .در بازار کار زنان با بر خورد تبعیض آمیز روبرو میگردند .زن ها همچنان قربانی خشونت و آزار در محیط خانواده و بیرون اند و سرکوبی جسمی و روحی آنان امر عادی تلقی میگردد .اگر شرایط دردبار اکثریت زنان جهان را ژرفتر بنگریم ناگزیر خواهیم بود تا بیشتر بنویسم که در این مختصر مقدور نیست.باید برای پیریزی جامعه ای برزمیم که در آن زنان و مردان با هم برابر ، آزاد و همبسته باشند و زندگی بر پایه خود ارادیت ، سهمگیری مساوی در قدرت و اداره و بدون تعین نقش‌های جنس گرایانه اجتماعی ، بدون تقسیم کار مبتنی بر جنس و بدون سکسیزم ** و وابستگی روال عادی داشته باشد. دیموکراتیزه سازی همه عرصه های زندگی و رفع استثمار و استبداد پیش‌زمینه های برای رهایی زن است .برای رسیدن به این امر ضرور است تا ساختار ها تغیر یابند و هرآنچه مایه اسارت مادی و معنوی زن است از میان برداشته شود .در این مبارزه مشترک همه زنان و مردان ، جنبش های پیشتاز فمینیستی دارای نقش روشنگرایانه و خلاق اند . نباید گذاشته شود که نسل های جداگانه جنبش زنان و فمینیسم در برابر هم قرار گیرند و مبارزه بر حق زنان جهان از مسیر سازنده و بار آور خود بدور گردند . مساله زنان به عمل سیاسی همه نیروها نیاز دارد و این عمل میتواند تنها در وحدت همه فمینیست های آگاه و متعهد بر آورده گردد .

 

 

پانویس ها :

 

*  ماین استریمینگ  یا جریان اصلی روندیست که در آن طرح ها و تصورات ارزشی  نهاده می‌شوند .

 

** سکسیزم ساختار اجتماعی است که تفاوت‌ها میان انسان را از نگاه جنس و نورم ها و شیوه عمل‌کرد  ناشی از این تفاوت‌ها را در خود نهفته دارد .

« برکناری برکناری » صدایی که  در همه جا طنین انداز است

  
 

 

موج جدید تظاهرات ضد دولتی مصر را فراگرفت.

 

استاد دانشگاه الازهرفتوا داد: « هر کسی که از رییس جمهور انتقاد کند از مرتدی که به پیامبر (ص) در مکه حمله کرد بدتر است.»

 

 

نوشته : اسد

 

قاهره ، پورت سعید،‌ الاسماعیلیه ، سویز، اسکندریه، ولایت های الغربیه و البحیره اسکندریه، کفرالشیخ شبرا در شمال قاهره، دمیاط  و شهر های دیگرمصر از چند ماه بدینسو شاهد تظاهرات گسترده مردم دراعتراض به سیاست های ستمگرانه محمد مرسی و اخوان المسلمین بود. آتش مبارزه بین جوانان بیکار ، زحمتکشان واقشار ناتوان جامعه ، زنان آزادیخواه و احزاب و سازمانهای سیاسی  و صنفی هوادار دموکراسی  و مردم از یکسو و انحصار گران قدرت از سوی دیگر گرم بوده و روزی نیست که خبر لت و کوب ، بهره از ابزار قهر، تجاوز های جنسی در برابر زنان بپاخاسته و اقدامات بازدارنده دیگر در مصر پخش نشود.  با آنکه شنیدن این سرکوبگری ها، رنجش زا و دیدنش درد بار است ؛ هنوزهم میدان تحریر جوش وخروش سالهای گذشته را از دست نداده و بسیاری ها تا به امروز در این سنگر باقیمانده و برخواست های اجتماعی واقتصادی شان پافشاری دارند.

مصری های بصورت فزاینده در برابر سیاست های نابکار و ضعف اداره  حزب اخوان المسلیمن و سازمان های سلفی همپیمان  اش اعتراض نموده  با  راه اندازی « جمعه محاکمه نظام »، «جمعه عذرخواهی» و یا هم « رقص هارلم شیک » در برابر دفتر حزب اخوان المسلیمن ، نا رضایتی شانرا در برابر حاکمیت بیان نموده ؛ خواستار کنار رفتن محمد مرسی از قدرت ، برگزاری انتخابات دموکراتیک و پابندی به ارمان های خیزش های مردمی  میباشند. با آنکه رییس جمهور مصر قیود گشت و گذار و حالت « فوق العاده » را در چند شهر مصراعلان کرد، ولی این اقدام با خشم مردم روبرو شده و مردم آنرا نادیده انگاشته  در برابر آن بپا خاستند. خانواده‌های  که فرزندان شان در این خیزش ها توسط پولیس و نیرو های دولتی کشته و یا زخم برداشته اند با صدور بیانیه‌ای خواهان برکناری و محاکمه محمد ابراهیم، وزیر کشور مصر و محمد مرسی شدند.

در اسکندریه بیشتر از دو هزار تن با برگزاری تظاهرات و سردادن شعار « حکومت اخوان المسلمین باید سرنگون شود» خواهان برکناری محمد بدیع، رهبر اخوان السلمین مصرشدند. در قاهره صدها تن با تظاهرات در مقابل دادگاه عالی این کشور برکناری طلعت عبدالله، دادستان کل مصر را که توسط محمد مرسی برگزیده شده و با مخالفت‌های گسترده مردم رو به رو میباشد، خواستار شدند. « برکناری برکناری»  به خواست گروه های وسیعی از مردم از جمله کارگران و زحمتکشان  که چشمداشت دگر گونی و بهبود در وضع میشتی شانرا داشتند؛ تبدیل شده و اتحادیه های کارگری مردم را  به نافرمانی مدنی فراخوانده و خود ازپرداخت بل های آب و برق و گاز سر باز زده اند.

« برکناری برکناری » صدایی که امروز در همه جا طنین انداز است


 بی رسمی و بد رایی فرمانروایان تازه  زیر رهبری حزب اخوان المسلیمن و گروه های سلفی و نادیده گرفتن احزاب و سازمانها ی اپوزیسیون از سوی دیگر  دلیل گردید تا رده بندی و وصف آرایی میان  احزاب مذهبی و مردم دامنه دار ترشود. این مبارزه میان مردم و حاکمیت سبب شد تا  محمد مرسی رییس جمهور مصر تاریخی را برای انتخابات تازه در این کشور اعلام نماید. با اعلان تاریخ  انتخابات که بدون  سهم و نظر مخالفین حاکمیت گزیده شد ، موج تازه ای از تظاهرات  مصر را فراگرفت. مظاهره کنندگان با سردادن شعارهایی در انتقاد از عملکرد و سیاست‌های اخوان المسلمین مصر، خواستار به محاکمه  کشانیدن عاملان کشتار ده‌ها تن از تظاهره کنندگان در اعتراض های  نه ماه  گذشته ( از آغاز ریاست جمهوری مرسی در جون گذشته) را خواستار شدند.

فرمان  اخیرمحمد مرسی، برای تعیین تاریخ برگزاری انتخابات پارلمانی این کشور در ماه آوریل، باعث ناخشنودی‌های سیاسی در مصر گردیده است. نیروهای اپوزیسیون مصر با تسلط اخوان‌المسلمین در دولت مخالف‌اند. احزاب و گروه‌های سیاسی مخالف دولت در تشکلی به نام « جبهه نجات ملی » گرد هم آمده اند و خالد داوود، سخنگوی این جبهه در پی اعلام  تاریخ انتخابات در اینکشورموضع گیری مرسی را عجولانه خواند .

در این جبهه  نجات ملی گروه‌های مخالف به رهبری محمد البرادعی، رییس حزب الدستور ، عمرو موسی، دبیرکل سابق اتحادیه عرب و حمدین صباحی، نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری مصر شرکت دارند. از جمله محمد البرادعی گفت که  : « با این تحریم باید سیاست تظاهر به دمکراسی را افشا کرد. » او اعلام نمود که : «  در انتخابات فریبکارانه شرکت نمی کنم ؛ باید سیاست تظاهر به دمکراسی مرسی را افشا کرد . » اپوزیسیون مصر خواهان تشکیل دولت موقت  با شرکت  همه‌ نیروهای سیاسی جامعه می باشند. آنها  با تسلط اخوان‌المسلمین در دولت مخالف‌اند. وحزب الوفد نیز اعلام نمود که به زودی نشستی برگزار خواهد کرد و موضع رسمی این حزب را برای مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات را اعلام  خواهد نمود. ترسا یی های قبطی مصر نیز انتخابات را یک فریب خوانده،  و چون  تاریخ برگزاری آن با تعطیلات عید اوسترن مسیحی مصادف است بر آن خرده گرفتند.

وضع موجود و دستپاچگی اخوانی ها در مصر

در نتیجه رویا رویی مردم با شیوه حکومتمداری  اخوانی ها در مصر، دست و پاچگی شدیدی دامنگیر احزاب و سازمانهای مذهبی مصر شده است. اساس ترین مشکلی كه در برابر اسلامگرايان مصر و به ‌ويژه اخوان المسلمین وسلفی‌ها قرار دارد،  بی اعتمادی روبه افزونی مردم  نسبت به آنها میباشد.  این سازمانها قبل از انتخابات  وعده های بیشماری بخاطر بهبود شرایط زنده گی به مردم داده بودند که  امروز در انجام آن دست وپاچه و ناتوان هستند. ناجه ابراهيم از اعضاي برجسته جماعت اسلامی  مصردر باره دشوار ميان مذهب و سياست در مصر نوشت که  « پروژه اسلامگرايان مصر مبتنی بر سه اصل است: مذهب، سياست و اجتماع. اين در حالی است كه احزاب اسلامگرای امروز بيش از حد بر نقش سياست به‌عنوان دست برتر بر دو عامل ديگر تلاش مینمایند.» آنها عشق و علاقه بیماننده نسبت به قدرت نشان داده و از همه ابزار دست داشته برای نگهداری قدرت بهره میجویند. همین دلیل چسپیدن به قدرت و بهره گیری از دستگاه  سرکوبگر پولیس ، نیرو های امنیتی  و شبکه های سرکوبگر اخوانی ها باعث  شده تا مردم در برابر این ها مانند  محمد حسنی مبارک  به قیام شان ادامه دهند.درمظاهرات ماه های اخیر خواست های سیاسی مردم را از جمله  دست کشیدن اخوانی ها از انحصار قدرت ، مشارکت بیشتر مردم و احزاب سیاسی در رهبری و اداره کشور ، پابندی به اصول دموکراسی و آزادی عقیده وبیان ، و اقدامات سودمند و کارا برای  حل پرابلم های گستر ده  اقتصادی و اجتماعی می ساخت.حزاب حاکم مذهبی برای حفظ کرسی و مقام شان از ابزار های کهنه نظام دیکتارتوری حسنی مبارک کار گرفته پولیس ، قضا و رسانه ها را در انحصارخود قرار داده و از آن در جهت سرکوب مردم کار میگیرند. نارصایتی و رویا رویی مردم با حاکمت در این کشور باعث بحران عمیق و درز در میان احزاب و سازمانها متعدد سلفی از جمله  الوطن ، اصالت ، النور، البنا ، الفضل ، التنمیا ، القباه  السلفیه ، الامه المصریه  شده و آنها را با چالش های تازه و بی مانندی روبرو نموده است. در حالیکه بیشتر این احزاب برتعویض اصول قوانین مدنی به  اصول شریعیت اسلام تکیه مینمایند ، مردم مصر و احزاب مخالف دولت « پروژه اسلامگرایان »  را منبع  خطر ناکی برای سو بهره از دین بخاطر هدف های سیاسی  اخوانی ها در مصر میدانند.   در همین درراستا  اظهارات یک از استادان دانشگاه الازهرمصر که گفته است : « هر کسی که از رییس جمهور انتقاد کند ازمرتدی که به پیامبر (ص) در مکه حمله کرد، بدتر است.» زمینه ساز خشم و انزجار بیشتر مردم  گردید.

د رچین جو پر از تشنج و بی باوری  خرید ۱۴۰ هزار بسته حاوی گاز آشک آور توسط  دولت ، خشم بیشتر مردم  و قیام کننده گان  در قاهره ، پورت سعید و اسکندریه را برانگیخت. در باره این خریداری  حکومت محمد مرسی روزنامه گاردین نوشت که: « با وجود اینکه دولت قاهره در آستانه ورشکستگی قرار دارد ۷،۱ میلیون پوند را برای خرید ۱۴۰ هزار بسته حاوی گاز اشک ‌آور از آمریکا در ماه گذشته ترسایی صرف کرده است.»  دولت در رویا رویی با مخالفین بصورت فزاینده از گاز اشک آور و گلوله های پلاستیکی کار میگیرد. چنانکه گروهی از پزشکان داوطلب که مسوولیت تداوی  زخمی شده گان را به عهده داشتند هشدار دادند ، استفاده از گاز‌ اشک آور در میدان التحریر به سطح خطرناکی رسیده  و در نتیجه کاربرد آن از یکسو و درجه بلند مواد مضره در آن ، جان صد ها شهروند مصر از این بابت به خطر جدی روبر میباشد. حسین عبدالغنی، سخنگوی جبهه نجات ملی و رهبر برجسته مخالفین دولت  در باره گفته است که: «   این  همان تاکتیکی است که در زمان مبارک از آن استفاده می‌شد. استفاده از پول مالیات دهندگان برای کشتن فرزندان آنها.»

رخداد های مصر نشان  داد که  تا وقتی نیروهای حاکم فرمانروا در این کشور به اساسی ترین خواست های مردم ، یعنی دگرگونی در زنده گی اقتصادی ـ اجتماعی به نفع مردم  ،مساله  تامین دموکراسی ، رشد فرهنگی ، کار و برابری  پاسخ عملی ندهد، دگرگونیی در وضع موجود را نمی توان انتظار داشت. همین سوال در تونس ، مصر ، لیبی ، عراق و دیگر کشورهای اسلامی و عربی  در برابر احزاب وسازمانهای دین گرا حاکم قرار دارد.


                                                                                  

 

 

  به استقبال ازهشتم مارچ روزبین المللی زن 

 

 

 

نوشته : عزیزه عنایت

 

اکنون که درآستانه هشتم مارچ (روزخجسته بین المللی زن) قرارداریم این روز را به تمام زنان جهان مخصوصاً زنان افغانستان عزیز از صمیم قلب تبریک  گفته آینده درخشان و دور ازتبعیض، تحت چترعدالت ومساوات با مردان را برایشان خواهانم .ازآنجایکه ازجانب نویسنــده گان و قلمبدستان کشورمان دررابطه به روز جهانی زن (هشتم مارچ) مقالات ومضامین بسیاردلنشین وباارزش ارایه گردیده است وهم ازجانب نهادهای اجتماعی، انجمن های افغانان درخارج وداخل وطن ازاین روزبا شکوه تجلیل بعمل میاید که دراین نشست ها تعداد زیادی ازهموطنان ما سهم گرفته وبا اشتراک خویش وحدت وهمبستگی شانراعلام میدارند که این موضوع خود  یک گام مثبت در راه پیشرفت به سوی آینده درخشان وعدالت ا جتماعی، مخصوصاً گرامی داشت از حقوق زن در جامعه میبا شد.اما نکته ی مهم دراینجاست که باتجلیل ازاین روزپرافتخار وآنهم دربین روشن فکـران،متباقی مردان تاچه حد برای زنا ن احترام قایل انــد ؟

بطورمثـال در افغانستان درموردخشونت علیه زنان ستم دیده ورنج کشیده افغانستا ن که سالهای متمادی تحت استثمار و شکنجه قرارگرفته اند. یک تعداد افراد بااحساس بانوشته هــای شان و یا ازطریق تصاویردر صفحات تلویزیون ونشریه ها صدای زن افغان را بلنــد کــرد ه وبگو ش جهانیان وقتاً فوقتاً رسانیده  و رخ استبدادگران و زن ستیزان رابه مردم شریف وطن و جهان  نمایانده اند .که این اقدام و حرکت آنان قابل قدرو ستایش است.ولی به نسبت مبــا رزه ی انفرادی شان کمتر اثـر گذار بوده است . دولت  افغانستان هم قسمیکه لازم است توجه جدی به خاطررفع این  نقیضه در داخل افغانستان نکرده است  ویااگر تا حدودی دراین عرصه کار شده وآنهم درشهرها نه در دوردست های افغانستان.

زن ستیزان حاکم و صاحبان زرو زوربا استفاده ازدین اسلام درشکنجه های مختلـف زنان ازهیچ عمل غیرانسانی دریغ نکرده اند. که دراین مدت بیشتر از10 سال بنا به حکم های غیرعادلانه طالبان در مناطق تحت تسلت آنان بـه سنگسار، دره زدن ،قطع کردن گوش وبین ودیگرجنایات بشری درگوشه و کناروطن پرداخته اند که بارها ازطریق رسانه ها دیده شده و ازسوی د ولت افغانستان هم دربرابرچنین اعمال زشت سکوت اختیارشده ویا با گفتن (ما این عمل آنانرا تقبیح میکنم ) خلاصه شده است .

در حالیکه جناب رییس جمهور کرزی باربار دربیانیه های خویش گفته اند که ما روی تمام مسایل که به نفع ملت افغانستان با شد با برادران آزرده خاطر خود بحث کرده ایم . وا یــن برادران آزرده خاطراند که به خواسته های خود عمل میکنند وهـرآنچه دلشان خواست انجام میدهند . نه اعتنایی به حقوق زن دارند ونه به سخنان رییس جمهوردولت .

در سال های فرمانروایی طالبان و حتا تا کنون اندیشه ی طالبانی چنان دربین مردا ن خانواده ها رشد کرده است  که اکثریت ، شیوه زن ستیزی را بخود افتخار میدانند .

همین زنان اند که با رنج و سختی های زیاد دراجتماعی که با فقر و بد بختی دست وپنجه نرم میکنند اولاد سالم به جامعه  تقدیم  کرده و جامعه را میسازند.

اگرزن نمیبود جهان نمیبود. زیرا بدون موجودیت زن نسل بشروجود نمی داشت. جای تعجب است که مردان زن ستیز از چه روبه خود می نازند واحترام برای زن را شکست درغرورخود میپندارند در خانواده و محیط زیست به زن که نیمه ی ازپیکرجامعه است ارزش قا یل نیستند؟ دولت هم برای عاملین چنین جنایات بطـورشاید وباید نظربه قوانین جزا تعین نکرده است تا از طریق مجازات و جریمه های نقدی این افراد دست به چنین عمل نزنند.تبلیغ ازطریق ملا امامان مساجد، بزرگان قومی  به دفاع ازحقوق زنان که موثراست اگرصورت بگیرد بهتر خواهد بود. زیرا درکشورهای اسلامی تبلیغ توسط علمای دین نتیجه مثبت به بارمی آورد .

خشونت  علیه زنان نه تنها در افغانستان و کشورهای اسلامی جریان دارد بلکه زنان مورد آزار و اذیت درکشورهای دیگر نیز قرار میگیرند ولی به نوع دیگری .بطور مثال در کشور های روبه توسعه  زنان سهم بزرگی درعرصه های کشاورزی، صنایع را به عهده دارند اما درآمد آنها کمتر ازمردان کشورشان میبا شد در بعضی از کشورها زنان بـا مردان بخاطرآموزش و پرورش تعلیمی دریک ردیف قــرار دارنــد ودرمو سسات تعلیمی وآموزشی منحیث استادان 7 درصد مردان را تشکیل میدهند که این رقم خود عدم حـق مساو ی با مردان  را نشان میدهدو در حالیکه  اعلامیه حقوق بشر اعلام  میداردکه تبعیض میا ن انسان ها بطور جدی منع است .باآنکه در سالهای اخیرتحولات و تغیرات زیادی درجهان رونما گردیـده ولی نتوانسـته که معضلات بشری را حل نماید چون عنان این تحولات در دست عده ی ازصاحبـان زر و زورقرارگرفته که بیشترین صدمه های نابرابری ها را افراد و زنان کشورهای روبه توسعه میکشند و میلیونها زن در قاره های آسیا، افریقاو امریکا به بیکاری ویاکاردرمقابل دست مزدکم زند گی بخور ونمیر دارند که این حالت فقر و بدبختی حیات و هستی آنانرا به خطر مواجه سا خته است زنان علاوه از اینکه با شکنجه های خانواده گی و اجتماعی روبرو اند درزندانهاومراجع تحت نظارت نیز موردخشونت و تجاوز های جنسی قرار میگیرند که عاملین این جنایات بشری ازجانب دولت های سراقتدارو ارگان های قضائی مورد بازپرس قرار نمیگیرندکه فعالین حقوق بشردراین راستا فعالیت  مینما یند و زنان جهان بخاطر مبارزه از حقوق خویش متحد شد ه وبه دفاع بر خاسته اند که در سال 2011 میلادی کنفرانس به عنوان ( پایه ) درکشور ونزویلا دایـر گردید که از تمام کشورهای جهان زنان کارکن ،زنان بی کار، زنان استثمار شونده درآن سهمداشتند و به طرفداری از زنان تحت ستم و براه پیما ئی بزرگی پردا ختند که ازاین طریــق وبا بلند نمودن صدای خویش بخاطر کسب حقوق اقتصـادی، اجتماعی ، فـزیکی و سیاسی خود متحدانه مبارزه کرده راه (کلارا تسکین)زن مبارز آلمانی و بنیان گذارروزهشتــم مارچ رادرپیش گرفتند .

همچنان دراین دوسال اخیرنیز، زنان درهرگوشه و کنارجهان با بلند کردن صدای خویش خواهان حق و حقوق خویش شده و راه مبارزه را ادامه میدهند.لهذا ازتمام نهادی ها وانجمن های زنان افغان چه در داخل ویــا در خارج کشور صمیمانه در خواست میگردد که دراین راه مبارزه نموده و از حقوق زنان افغان که دربدترین وضع قراردارنددفاع نمایند تا زنان افغان با استفاده از ماده 22 قانون اساسی کشورکه درآن تذکر رفته است .زنان با مردان حقوق مساوی دارند به زنده گی خویش ادامه داده ودر موسسات تعلیمی ،تحصیلی،درمحیط کارهای اجتماعـی  فعالانه سهم بگیرند و از شکنجه های که درحق آنان روا داشته میشود جلوگیری گردد. زیرا هیچ فردی ویا ارگانی نمیتواند به تنهایی  درراه  مبارزه خشونت علیه زنان ازاین آزمون بدرآید ،چون تجربه نشان داده است که با وحدت و همبستگی میتوا ن کوه را به لرزه درآورد. وسعی کنیم متحدانه ظلم بی حد که از جانب استبدادگران  مخصوصاً دراین اواخردرحق زنان کشورما روا داشته میشود ، مبارزه نموده وازحقوق زنا ن وطن خویش دفاع نمایم.

 

اعتراضات گسترده مردم در اسپانیا و پرتگال

 

 

 

 

 

 

همه چیز ما را گرفتند، همه چیز!                                                     

تنها چیزی که برای ما گذاشته اند ترس است .

 

مردم در پرتگال میگویند :
ما تسلیم فقر و بهره کشی نمی شویم !

 

 

 

روز شنبه گذشته هزاران نفر در سراسر اسپانیا علیه تخلیه اجباری مسکن های خود، دست به تظاهرات اعتراضی زدند. در بزرگترین تظاهرات که در شهر بارسلونا برپا شد بیش از ۸۰ هزار نفرشرکت نمودند. بنا به گزارش روزنامه « ال پاییز»  مردم برای تظاهرات اعتراضی در برابر شعبه های بانکها و در برابر ساختمان مرکزی حزب دست راستی حاکم « پارتیدو پوپولار » تجمع کردند. شعار تظاهر کننده گان این بود که :« نیرومند ترین سلاح ما همبستگی ماست .» گروههای مهاجر به اسپانیا نیز در برابر ساختمان حزب حاکم دست به تظاهرات زدند. یکی از فعالان این گروه در سخنان خود گفت :  « همه چیز ما را گرفتند، همه چیز. تنها چیزی که برای ما باقی گذاشته اند ترس است.»

در « والادولید»  و « سانتانادر»  نیز تظاهراتی برپا بود. روزنامه ال پاییز از قول  خوزه رامون بلانکو  یکی از فعالان جنبش نوشت :  « ما برای اعتراض به خیابان آمده ایم، زیرا اینجا تنها جاییست که می توانیم اعتراض کنیم «.

از آغاز بحران اقتصادی و مالی در اسپانیا حدود ۴۰۰ هزار خانوار مجبور به ترک مسکن های خود شده اند، زیرا اینها قادر به پرداخت بدهی آن نیستند. تا کنون بیش از صد نفر از ترس بی خانمانی دست به خودکشی زده اند.

در پرتگال نیز دهها هزار نفر برای اعتراض به سیاست تحمیل های ریاضتی بار دیگر دست به اعتراض زدند و خواستار برکناری دولت « پادرو پاسوس کویلو» شدند. ناراضیان پرتگالی روز شنبه با شعار » تسلیم فقر و بهره کشی نمی شویم » در۲۴ شهر پرتگال دست به تظاهرات اعتراضی زدند. در لیزبون پایتخت پرتگال هزاران نفر در تظاهرات مرکزی شرکت کردند. دبیرکل اتحادیه مرکزی اصناف ، آرمنیو کارلوس ، که از مردم برای شرکت در نخستین تظاهرات بزرگ سال جاری دعوت کرده بود گفت :  « وقت آنست که پاسوس فریاد اعتراض مردم را بشنود ».

کارلوس گفت:   اتحادیه مرکزی اصناف مبارزه را تشدید خواهد کرد و روز دوم ماه مارچ  به  تظاهرات گروه مردمی و نیرومند « تروییکا* را به درک می فرستیم»  شرکت خواهد کرد. این سازمان در ۱۵ سپتامبر سال گذشته در پرتگال  بزرگترین تظاهرات اعتراضی ده سال گذشته را سازمان داده بود. طبق تخمین رسانه ها در آن روز ده میلیون و پنج صد هزار نفر از مردم پرتگال برای اعتراض به خیابانها آمده بودند.

در هفته گذشته فاش شد که تعداد بیکاران اروپای غربی در آخرین سه ماهه سال گذشته به رقم ۱۶،۹ در صد افزایش یافته است. مقامات مسوول اعلام کردند که رشد منفی اقتصاد پرتگال در سال ۲۰۱۲ به رقم ۳،۲ درصد رسید، رقمی که بیش از پیش بینی های احتمالی بود.

پرتگال در سال ۲۰۱۱ ترسایی مبلغ  ۷۸ میلیارد یورو کمک از صندوق بین المللی پول دریافت کرد و متعهد شد سیاست ریاضتی شدیدی را به اجرا بگذارد.

 

 

برگرداننده: رضا نافعی

* تروییکا شامل کمیسیون اتحادیه اروپا ، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول میشود که برنامه های ریاضت کشی درشماری از کشور های اروپایی از جمله هسپانیا و پرتگال  با کاهش درد باردر خدمات بهداشتی واجتماعی ، کاهش در سطح دستمزد اقشار پایینی ، خصوصی سازی موسسات دولتی ، و ... را از پیش میبرند. ( بامداد )