پیام شادباش تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
به مناسبتِ هشتم مارچ، روز جهانی زن، امسال در فاجعه تهاجم امپریالیزم و همدست کودک کُش آن و بمباران مردم ایران، گرامی باد ۸مارچ!

۸ مارچ روز جهانی زنان، روز گرامی داشتِ پیکارِ طولانی و پرفرازونشیب زنان در راه دستیابی به برابری حقوقی و رهایی از خشونت و تبعیض جنسیتی امسال در وضعیتی فاجعه بار در کشور ما فرا می رسد. در این اوضاع و احوال، مردم میهن ما با همه وجود خود نگران رویدادهای این روزها دقیقه ها و لحظه هایی جانفرسا را سپری می کنند. و چشم و گوش جهانیان نیز با همدلی با مردم ما و نفرت از متجاوزان، به خبرها و تصویرهای رویدادهای این روزها یعنی به جنگ خانمان سوز در خاورمیانه و تجاوز ددمنشانه و تروریستی دولت فاشیستی امریکا و رژیم نژاد پرست اسراییل به خاک و مقام های مسوول میهن ما که رسانه ها را انباشته دوخته شده است. آن هم در شرایطی که سرزمین خونین و غم زده و سوگوار ما هنوز در تکانه کشتار هزاران انسان بی گناه در اعتراضهای مردمی جدی ۱۴۰۴ به دست رژیم استبدادی و سرکوبگر ولایت فقیهی و قتل و ویرانی تهاجم دوازده روزه چند ماه پیش از این در سوگی عظیم بود که هدف حملههای مشترک موشکی و نظامی دو نیروی فاشیست و تجاوزگر قرار گرفت، جنگی خانمان سوز که مردم و همه نیروهای مترقی با نگرانی و هشدار احتمال و قوع اش را حدس می زدند در میهن ما به وقوع پیوست. در بمبارانهای وحشیانه این روزها با هدف نابودی زیرساختارهای کلیدی ایران تنها در اولین روز آن در مدرسه دخترانه ای در میناب بیش از ۱۶۰ دانشآموز بی گناه و ۱۴ نفر از معلمان این مدرسه به نحوی دلخراش کشته شدند.
هنوز ردِ خون پاک جوانان و قتلعام وحشیانهٔ مردم معترض از کف خیابانها و کوچهها و گذرگاه های شهرهای کوچک و بزرگ ایران پاک نشده و خانواده های عزادار با وجود همه تهدیدها در کنار کنشهای سیاسی و دُور زدن آیین های سنتی عزاداری و جایگزین ساختن شان با رقص سوگ همراه با قشرهای گوناگون مردم شجاع و آزاده ایران در یادمان چهلم عزیزان شان بودند که بمبهای ترامپ و موشک های نتانیاهوی کودک کُش بر سرشان باریدن گرفته است. فریاد « نه » به دیکتاتوری و « نه » به جنگ در دانشگاهها و مدارس عالی گسترده تر و رساتر از همیشه به گوش می رسید که به فرمان شخص اول دولت امپریالیستی غارتگر امریکا و « نتانیاهو» همدستِ جنایتکارش حملهها به مردم و خاک ایران آغاز شد تا با گسترش جنگی ویرانگر و تخریب زیرساخت ها و منابع انسانی به منظورِ به یغما بردن گنجینه غنی ثروت های زیرزمینی کشور بار دیگر مبارزات مردم و هدفها و آرمان های انسانی جنبش مردم رنج کشیده میهن مان را به شکست یا به انحراف بکشانند.
به گواهی تاریخ، مردم مبارز میهن ما نبردی طولانی و پرفرازونشیب را در مبارزه با رژیم های استبدادی سلطنتی یا ولایی و علیه دخالت های امپریالیستی در مسیر تحقق یافتن حقوق و آزادی های دموکراتیک و عدالت اجتماعی را در کارنامه پرافتخار مبارزاتی شان به ثبت رسانیده اند. زنان پیشرو و مترقی ایران به ویژه در زمره تلاش گران پیگیر این نبرد بودهاند. تلاش گرانی که همواره حقوق انسانی آنان نادیده گرفته شد اما از پا ننشستند. از شرکت وسیع و میلیونی زنان ایران در انقلاب دلو ۵۷ برای استقلال، آزادی، و سرنگونی دیکتاتوری پهلوی گرفته، حکومتی که به کمک کودتای امریکایی به سلطنت بازگردانده شد، تا شرکت گسترده در جنبش های مردمی اخیر. بر این اساس، یک سده مبارزه پرشور و قهرمانانه زنان ایران برای دست یافتن به برابری حقوقی و رهایی از ستم جنسی و طبقاتی و در مقطعهای زمانی تاریخی مهم برای هواداری از صلح و علیه جنگ و تجاوز بیگانگان در تاریخ مبارزات مردم میهن ما با خطوطی زرین حک شده است.
از نخستین تلاشها برای بزرگداشت روز جهانی زن در روز ۱۷ حوت ۱۳۰۱ یعنی ۱۰۳ سال پیش که در مراسمی به ابتکار زنان پیشرو میهن مان در شهر رشت برگزار شد تا امروز زنان میهن ما نه تنها در چالشهای حقوقی و برابری طلبانه علیه رژیم های استبدادی، بلکه در مبارزات آزادی خواهانه و ضد استبدادی و علیه توطیه های امپریالیستی نقشی فعال داشته اند. از جمله در برهه های زمانیای تعیین کننده همچون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن صنعت نفت کشور (کوتاه کردن دست امپریالیزم از غارت منابع نفت ایران) مبارزه بر ضد رژیم دیکتاتوری شاه، انقلاب دلو ۱۳۵۷ و سرنگون کردن رژیم سلطنتی دست نشانده امپریالیزم، مبارزه برای حفظ صلح و پایان دادن به جنگ هشت ساله ایران و عراق، و به ویژه در خلال سال های دهههای اخیر در مبارزه بر ضد سیاست های استبدادی و زن ستیزانه رژیم « ولایت فقیه » همواره پیشرو بوده و مُهر و نشان خود را بر جنبش های اجتماعی میهن ما به جا گذاشته اند. جنبش « زن، زندگی، آزادی » از نمونه های درخشان چنین مبارزه ای است که ما در سال های اخیر شاهد آن بوده ایم.
زنان میهن مابیش از یک سده است که با وجود همه سرکوب شدنها و محدودیتهای به وجود آمده از طرف رژیم های استبدادی روز تاریخی ۸ مارچ را چه در زندانها و چه در زندانی به وسعت ایران گرامی داشته اند و بر مبارزه برای رسیدن به آزادی و رفع هر نوع تبعیض و نابرابری پای فشردهاند و همچنان پیگیر پای می فشارند.
۸مارچ و شعار سازمان ملل به مناسبت « روز جهانی زنان »
شعار امسال « نهاد زنان سازمان ملل متحد » برای ۸ مارچ (سال ۲۰۲۶) « حقوق، عدالت، و اقدام برای همه زنان و دختران » تعیین شده است که بر اساس آن بر اقدام موثر دولت ها برای از بین بردن مانع های ساختاری در جهت دست یافتن به عدالت و برابری تأکید دارد.
در میهن ما به طورکلی سیاست های راهبردی رژیمِ زن ستیز و واپسگرای اسلام سیاسی در همه زمینه ها به ویژه در زمینه اقتصادی در جهت محدود ساختن اشتغال زنان تنظیم شده که درنتیجه به شکاف هرچه بیشتر جنسیتی در بازار کار ایران دامن زده است. در شرایط فعلی نیز همراه با سیاست های مخرب اقتصادی و تحریم های اعمال شده و اجرای هرچه بیشتر نسخه های مخرب نولیبرالی از طرف رژیم حامی کلان سرمایه داران، بیشترین آسیب ها را زنان و دختران ایران از اقتصاد بیمار و نحیف ایران و « جراحی » های اقتصادی دیده و می بینند. از جمله در روند تغییرهای تدریجی قانون کار به سود کلان سرمایه داران و تعدیل اقتصادی، از کاستن ساعت های کار زنان کارگر متاهل شاغل در صنایع مختلف، حجاب اجباری در محیط کار، دستمزد نامساوی در برابر کار مساوی زنان با مردان در کارهای مشابه، بهره مند نبودن از مزایای قانون کار شامل اجرای حقوق سابقه کاری، حقِ بیمه و اولاد، و ازاین قبیل، را می توان نام برد که دولت های مختلف در نظام ولایی جمهوری اسلامی همواره آن را به پیش بردهاند. در برنامهٔ «هفتم توسعه » نیز در شرطِ حمایت از اشتغالِ زنان بر ازدواج کردن و فرزند آوردن زنان تأکید شده است.
زنان ایران همواره برای بازستاندن ابتدایی ترین حق (مثل حقِ پوشش) و بنیادی ترین حقوق انسانی شان باشکال گوناگون و پیگیرانه به مبارزه برخاستهاند، و علاوه بر خواست رفع ستم جنسی و جنسیتی هم زمان نیز بر ضد تمام شکل های نابرابری و ستم از جمله ستم بر اقلیت های دینی، قومی، و ستم طبقاتی و ستمِ در فقر زیستن و تحمل انواع ناهنجاری های اجتماعی ناشی از آن مثل زن کشی، و برپا کردن برخی کارزارهای مهم اخیر مثل کارزارِ « نه به زن کُشی» و « زن ناموس هیچ کس نیست » را با تمام محدودیتهای اعمال شده به پیش بردهاند. در چالشهایی مثل « کار کودک » یا « ازدواج کودکان » ، تلاش برای تشکیل و گسترش نهادهایی غیردولتی، مبارزه برای حفظ صلح و حفظ محیط زیست و برای داشتن حقِ حیات (کارزار« نه » به اعدام) حفاظت از یادمان جان باختگان راه بهروزی مردم (مادران دادخواه) جنبشهای دانشجویی، وغیره، همواره در صف مقدم بوده و همراه با جنبش های مدنی و اجتماعی کارگران، زحمتکشان، بازنشستگان، و فرهنگیان به مبارزه پیگیرشان ادامه داده اند. گاه در رویدادهای تاریخی و ماندگار از جمله در خیزش بزرگ « زن زندگی آزادی » صحنه هایی خلق کردهاند که عزم راسخ آنان در پیگیری خواستهای انسانی و تغییرهایی بنیادین را نشان می دهند. در خیزش سرتاسری « زن زندگی آزادی» (سال ۱۴۰۱) این جنبش فراگیر و مردمی با محوریت زنان و دختران شجاع ایران نقطه عطفی تاریخی در جنبش آزادی خواهانه و مردمی میهن ما بود و به دستاوردهایی بازگشت ناپذیر توانست نایل شود که تداوم آن را در خیزش جدی ۱۴۰۴ شاهد بودیم.
۸مارچ و زنان علیه جنگ
در جهان پرآشوب کنونی ما بیش از هر زمان دیگری شاهد یکه تازی امپریالیزم امریکا و همدستان آن در جهان و بخصوص دولت نژاد پرست و راست افراطی اسراییل در خاور میانه هستیم و این که چگونه جنگها و تنشهای منطقه ای خشونت را در تمام شکل هایش گسترش می دهند و علاوه بر نابودی زیرساخت ها و منابع انسانی، بسیاری دیگر از عرصههای حیاتی از جمله محیط زیست و اقتصاد را به نابودی می کشانند. زنان و کودکان اولین قربانیان این فاجعهٔ عظیماند، فاجعه ای که قدرت های امپریالیستی با بهانه های گوناگون برای حفظ منافع ژیوپلتیکی شان به جنگ و تنشهای منطقه ای دامن می زنند و رسانه های وابسته شان نیز نه تنها تودههای غیرنظامی و بی گناه را به ابزار و شماره و تعداد کشته شدگان در جنگها تقلیل می دهند، بلکه پای بندی به « حقوق بشر» این قدرتها نیز انتخابی و از قبل تعیین شده است. جنگ علیه مردم ستمدیده فلسطین و غزه ویران شده و خونین نمونه ای بارز از مدعیات این بشردوستان دروغین است .
مردم میهن مان به ویژه زنان ایران هیچ گاه خواهان جنگ نبوده و نیستند و این را بارها و از جمله در جنگ ۱۲ روزه ثابت کردند و نشان دادند که حفظ تمامیت ارضی و کیان سرزمین ایران در اولویت آنان است و این را در « نشست هم اندیشی نهادهای مدنی دربارهٔ صلح » که تابستان گذشته بهم ناسبت « روز جهانی صلح » در تهران برگزار گردید با صدای رسا و به صراحت اعلام داشتند ( کانال تلگرامی « مادران صلح ایران» ، ۲۸ سنبله ۱۴۰۴/ ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵). هم اکنون میهن ما بار دیگر با تجاوز جنایتکارانه دولت های فاشیستی امریکا و اسراییل درگیر جنگی خانمان سوز و ناخواسته شده است تا اسراییل به « آرزوی ۴۰ ساله » اش که تجزیه خاورمیانه است برسد (نقل به مضمون از سخنان اخیر نتانیاهو، جلاد غزه) و برای امپریالیزم نیز راه چپاول و غارتگری در ایران و منطقه و به طورکلی حفظ منافع ژیوپولیتیکیاش آسان تر گردد.
در جنگ جنایتکارانه اخیرکه مانند قبل در میانه مذاکرات رخ داد، مدارس و بیمارستانها را نیز هدف قرار داده و می دهند. بنا به گزارش هلال احمر ایران تا امروز(روز سوم) ۷۸۷ نفر از مردم جان باختهاند که بسیاری از آنان کودکان و دانش آموزانی بودند که در مدارس یا سالنهای ورزشی کشته شدند . به جز دختران دانشآموز کشته شده در میناب و مدارس دیگر خبرگزاری دانشجو از جان باختن ۱۸ تا ۲۰ والیبالیست دختر در حمله رژیم صهیونیستی به یک سالن ورزشی در لامرد ـ فارس- خبر رسانی کرد.
در پی این حمله های خونبار به میهن ما و ارسال بیانیهٔ تشکیلات دموکراتیک زنان ایران، خطاب به سازمانهای « فدراسیون دموکراتیک جهانی زنان » مبنی بر محکومیت این اقدام جنایتکارانه، بسیاری از سازمان های خواهر در سراسر جهان ضمن محکوم کردن تجاوز وحشیانه امپریالیزم امریکا پیام همبستگی خود را با زنان و مردم ایران اعلام داشتند. از جمله سازمان های مترقی زنان در کشورهای ایتالیا، لبنان، ترکیه، جاپان، اتریش، انگلستان حمایت های خود را از مردم میهن ما ابراز داشتند. لورنا پنا مندوزا، رییس فدراسیون دموکراتیک جهانی زنان ، در پیام خود تأکید کرد: « مردم ایران از همبستگی و حمایت جامعه مترقی جهان برخوردار است ». «انجمن زنان مترقی ترکیه ـ İKD » در بیانیه خود ضمن ابراز همبستگی با مردم ایران و هشدار به مقام های سیاسی ترکیه مبنی بر بستن حریم هوایی کشور به روی هواپیماهای امریکایی و اسراییلی نوشت: « ما در برابر تجاوز امپریالیزم و صهیونیزم قاطعانه در کنار مردم ایران میایستیم ».
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران با ارزشمند شمردن این همبستگی های بینالمللی باور عمیق دارد که جنگ ها پیامدهایی ویرانگر برای مردم جهان به ویژه زنان و کودکان به همراه دارد. ما خواهان آتش بس فوری و مذاکره برای صلح و پایان دادن به این جنگ خانمانسوز در میهن ما هستیم و از همه صلح دوستان جهان تقاضا داریم در این روز تاریخی در کنار سایر خواستهای انسانی صدای اعتراض خود را به ویژه علیه جنگ و جنگ افروزان هرچه رساتر سازند.
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران ضمن همدردی عمیق با خانوادههای داغدار و ستمدیده ایران در گرامی داشت هشت مارچ، روز مبارزه همبسته زنان جهان برای دستیابی به صلح و آزادی، برابری و عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست، یک بار دیگر به صراحت تأکید می کند که تصمیم گیری درباره آینده سیاسی ایران تنها ومنحصراً بهعهده مردم ایران است نه دولتمردان خارجیای که دست شان تا مرفق به خون هزاران نفر در سراسر جهان به ویژه کودکان غزه و هم اکنون نیز ایران آغشته است.
پیروز باد مبارزه مردم ایران در راه دست یافتن به حاکمیتی ملی و دموکراتیک!
زنده باد صلح، آزادی، برابری و عدالت اجتماعی !
۳ مارچ ۲۰۲۶
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۲۶ـ ۰۷۰۳
Copyright ©bamdaad 2026
زندگی زنان افغانستان به روایت تاریخ
یک سده فراز و فرود

محمد انورمیتین
چکیده
تحولات سیاسی یک سده اخیر افغانستان نشان می دهد که جایگاه زنان همواره تابع مستقیم ساختار قدرت، نوع دولت سازی و سطح توسعه سیاسی بوده است. از اصلاحات دولت محور آغاز قرن بیستم تا محدودیتها و حذفهای اخیر، وضعیت زنان میان پیشرفت و عقب گرد در نوسان بوده است. این مقاله با رویکرد تحلیلی ـ تاریخی، سیر تحولات زندگی زنان افغانستان را بررسی می کند و نشان می دهد که حقوق پایدار زنان تنها در بستر اصلاحات عمیق اقتصادی، آموزشی، حقوقی و فرهنگی امکان پذیر است.
مقدمه
مساله زنان در افغانستان صرفاً موضوعی اجتماعی نیست، بلکه شاخصی برای سنجش ماهیت قدرت سیاسی و میزان مدرن بودن ساختار دولت است.
در قرن بیستم، هم زمان با شکل گیری دولت ـ ملتها، گسترش آموزش عمومی و طرح مفاهیم حقوق بشر، نقش زنان در بسیاری از جوامع بازتعریف شد.افغانستان نیز از این روند تاثیر پذیرفت، اما این تأثیرگذاری همواره ناپایدار، نابرابر و شکننده بوده است. تاریخ معاصر افغانستان نشان می دهد که هر تغییر سیاسی مستقیماً بر وضعیت زنان اثر گذاشته و آنان را به معیار سنجش تجدد یا واپس گرایی نظامهای حاکم بدل کرده است.
اصلاحات دولت محور در دوره امانالله خان
آغاز طرح رسمی مساله زنان به دوره امانالله خان بازمی گردد. اصلاحات او بخشی از برنامه نوسازی حقوقی و نقطه عطفی برای حقوق زنان و گذار از ساختار سنتی به دولت مدرن بود. اقدامات مهم شامل:
ـ تأسیس مکاتب دخترانه،
ـ اعزام دختران برای تحصیل به خارج،
ـ تعیین حداقل سن ازدواج،
ـ منع ازدواج اجباری، محدودسازی چندهمسری و
ـ رفع حجاب اجباری.
چهرههای پیشگام نهضت زنان:
- ملکه ثریا طرزی: همسر شاه امانالله، مدافع حقوق زن، موسس اولین مکتب دخترانه «مکتب مستورات» و جریده «ارشادالنسوان » ،
- سرور سلطان: حامی مشروطه خواهی، مدافع آزادی زندانیان و فعال حقوق اجتماعی زنان ،
- عذرا دختر محمود طرزی: فعال فرهنگی و آموزشی زنان ،
- خدیجه همسر سردار عنایتالله خان: نقش سازنده در برنامههای آموزشی و اجتماعی زنان.
معلمان و دانشآموزان. نخستین مکاتب دخترانه: با وجود فشارهای سنتی، اولین نسل زنان تحصیل کرده در نهضت بیداری زنان نقش موثری داشتند
با وجود آن شتاب زدگی سیاسی و مداخلات بیرونی مانع تداوم برنامه های مترقی شد و سقوط دولت امانی نخستین گسست جدی در روند اصلاحات زن محور را رقم زد، هرچند مبانی فکری آن در حافظه تاریخی باقی ماند.
دوره حبیبالله کلکانی
با روی کار آمدن حبیبالله کلکانی (۱۳۰۷)، بسیاری از اصلاحات امانی لغو شد. مکاتب دخترانه بسته گردید و تحجر، جهل و خرافات جایگزین تجدد شد. این دوره کوتاه نشان داد که اصلاحات اجتماعی بدون پشتوانه فرهنگی و آگاهی عمومی پایدار نمیماند.
دوره محمد نادرشاه و محمد ظاهر شاه
در دوره نادرشاه بسیاری از اصلاحات مدرن لغو ونظام نامه علیه افغانستان سرچپه شد تا حمایت نیروهای سنتی و سران قبایل از سلطنت تقویت گردد.
در دوره ظاهر شاه، به ویژه دهه دموکراسی، حقوق سیاسی و مدنی زنان به رسمیت شناخته شد. زنان حق رأی، حق انتخاب و حضور در آموزش عالی و مشاغل دولتی را یافتند.
پیشگامان:
- کبرا نورزایی: اولین وزیر زن (وزیر صحت عامه)
- معصومه عصمتی وردک: نماینده زن در پارلمان و فعال حقوق زن
- رقیه ابوبکر: عضو مجلس سنا
- خدیجه احراری: نماینده منتخب مردم هرات درپارلمان .
- دکتور اناهیتا وکیل منتخب شهر کابل: بنیان گذار سازمان دموکراتیک زنان افغانستان، نخستین بنیان گذار مراسم ۸ مارچ در کابل و سازمانده فعال تظاهرات گسترده زنان کابل علیه تیزاب پاشی بر دختران توسط گروههای اخوانی. نقش او در جنبش مترقی زنان و گسترش حقوق زن در سطح ملی برجسته و تاریخی است.
دستآوردهای این دوره عمدتاً در شهرهای بزرگ متمرکز بود و به مناطق روستایی گسترش کامل نیافت.
جمهوری محمد داود خان
روند مدرن سازی ادامه یافت و حضور زنان در آموزش عالی، رسانه، طبابت و ادارات دولتی گسترش پیدا کرد. با این حال، تمرکز قدرت و محدودیت فضای سیاسی مانع شکل گیری نهادهای مستقل و پایدار زنان شد.
جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان
پس از ۱۳۵۷، اصلاحات گستردهای در آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی زنان اجرا شد. حضور زنان در نهادهای حکومتی، جامعه مدنی، رسانه ها، آموزش، حق بر سلامت،هنر وفرهنگ ، حمایت های حقوقی ، قانونی و در بخش های قوای مسلح افزایش یافت.
با این حال ،جنایات امین ،جنگ های نیابتی ،مداخلات وتهاجم خارجی زیرنام جهاد مانع نهادینه شدن پایدار این اصلاحات شد.
سقوط حکومت دکتر نجیب باعث از بین رفتن بسیاری از دستاوردها گردید.
فروپاشی حقوقی در دوره مجاهدین و طالبان
دردهه هفتاد خورشیدی، جنگهای تنظیمهای جهادی امنیت و کرامت انسانی زنان را به شدت تهدید کرد.
بسیاری ازمکاتب و پوهنتون کابل به روی دختران بسته شد.
در دور نخست طالبان، حذف زنان از عرصه عمومی الزام آور و اجبار شد،آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی زنان به طور گسترده محدود وسرکوب گردید
فرصت تاریخی فصل ناتمام ( ۲۰۰۱–۲۰۲۱ )
پس از ۲۰۰۱، با تصویب قانون اساسی جدید و حمایت جامعه جهانی وحکومت افغانستان و رعایت تبعیض مثبت نسبت به زنان زمینه آن فراهم گردید تا زنان درعرصه سیاست، رسانه، آموزش عالی و جامعه مدنی، فرهنگ وهنر وموسیقی شدند.
قوانین حمایتی تصویب و نهادهای مرتبط ایجاد شد.
مشارکت زنان در ساختار حکومت افزایش یافت
با این حال، فساد، حملات تروریستی و اقتصاد وابسته مانع تحقق کامل این دستاوردها گردید.
حذف ساختاری در دور دوم طالبان (۱۴۰۰تا امروز)
از سال ۱۴۰۰ به این سو، محرومیت زنان جنبه سیستماتیک یافته است:
- بسته شدن مکاتب متوسطه و لیسه های دخترانه ،
- ممنوعیت تحصیلات عالی،
- منع کار در ادارات و نهادهاو سفر بدون محرم،
- انحلال وزارت امور زنان.
این اقدامات نه تنها حقوق زنان، بلکه ظرفیت توسعه و آینده کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
مبارزات و مقاومت زنان در برابر طالبان
با وجود سرکوب و تهدید، زنان افغانستان اشکال نوینی از مقاومت مدنی و سیاسی را شکل دادهاند:
- اعتراضات خیابانی،
- فعالیت های آگاهی بخش در فضای مجازی،
- دادخواهی حقوقی،
- ایجاد شبکه های همبستگی داخلی و بین المللی.
این پایداری نشان می دهد که زنان دیگر صرفاً موضوع سیاست نیستند، بلکه کنشگران آگاه و اثرگذار در معادلات اجتماعی و سیاسی هستند.
نتیجه گیری
مرور یک سده تاریخ افغانستان نشان می دهد که حقوق زنان تنها زمانی پایدار می ماند که در بستر اصلاحات ساختاری اقتصادی، آموزشی، حقوقی و فرهنگی نهادینه شود.
حذف زنان به معنای حذف نیمی از ظرفیت انسانی کشور است
هیچ پروسه دولت سازی بدون مشارکت برابر آنان دوام نخواهد داشت
دستیابی به عدالت جنسیتی مستلزم توسعه اقتصادی، گسترش آموزش، تقویت نهادهای قانونی مستقل و تحول در فرهنگ مردسالاری است
تحقق این شاخصها می تواند افغانستان را از چرخه تکرارشونده پیشرفت و عقب گرد به سوی ثبات و برابری پایدار رهنمون سازد.
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۷۰۳
Copyright ©bamdaad 2026
اعلامیه انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان بمناسبت روزهای جهانی عدالت اجتماعی و زبان مادری

بنام خداوند حق و عدالت
هم وطنان گرامی،
۲۰ و ۲۱ فبروری روز بین المللی به ابتکار سازمان ملل متحد روز به عنوان روز جهانی عدالت اجتماعی و روز بین المللی زبان مادری اعلام و گرامی داشته میشود.
این روزها یادها نیاز حق بنیادین هر انسان برای کرامت، عدالت، فرصت های برابر و حفاظت از هویت فرهنگی و زبانی است و تعهد دولتها و جامعه جهانی را برای مقابله با فقر، تبعیض و نابرابری یادآوری می کند.
عدالت، جوهر تاریخ بشر است و عدالت اجتماعی، رکن اساسی صلح پایدار، ثبات اجتماعی و انسجام ملی به شمار می رود. براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فرد حق دارد از سطحی از زندگی شایسته، شامل خوراک، مسکن، مراقبت صحی ، آموزش و ارزش های فرهنگی خویش برخوردار باشد.
میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولتها را موظف میسازد عدالت اجتماعی را با تضمین حق کار، آموزش، امنیت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان محقق سازند. افزون بر این، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، بر برابری جنسیتی و دسترسی برابر زنان به آموزش، کار و مشارکت عمومی تأکید دارد.
افغانستان کشور، کثیرالقومی و با تنوع غنی زبانی و فرهنگی است که هر کدام بخش از باغ بزرگ ملت لایتجزای افغانستان است.
صحبت و انکشاف زبان مادری نه تنها حق فرهنگی و هویتی است، بلکه پیش شرط عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و مشارکت کامل شهروندان در زندگی اجتماعی و سیاسی محسوب میشود.
که در اسناد حقوقی آنی سازمان ملل متحد نیز مسجل گردیده است:
اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیتهای ملی زبانی ، قومی، مذهبی و زبانی (۱۹۹۲ م )
کنوانسیون حقوق کودک (در زمینه حق آموزش به زبان مادری در مراحل ابتدایی - ۱۹۸۹ م)
متأسفانه، احوال نا هنجار کنونی کشور فقر گسترده، بیکاری فراگیر، فروپاشی نظام حمایت اجتماعی و خدمات عمومی، محرومیت دختران و زنان از آموزش و حذف نظام مند گروههای قومی و زبانی از عرصه عمومی، نمونه های بارز از تبعیض ونقض عدالت اجتماعی و حقوق بنیادین شهروندان افغانستان است.
این مصیبت با سیطره ذهنیت تکفیری ، در سایه استبداد خشن شخص محور رهبرطالبان ، و فقدان حکومت مشروع و پاسخگو ، تهدیدی مستقیم برای صلح، ثبات و انسجام ملی به شمار میرود.
فشار بر زبانهای دیگر و محدود سازی آنها، نه تنها حقوق فرهنگی و آموزشی را نقض می کند، بلکه بیعدالتی و نابرابری اجتماعی و اقتصادی را عمیق تر می سازد.
عدالت اجتماعی و احترام به زبانهای مادری در افغانستان بر سه رکن بنیادین استوار است:
۱- برابری فرصت ها ، تضمین دسترسی برابر همه اقوام و زبان ها به آموزش، کار و مشارکت اجتماعی ،
۲- توزیع عادلانه منابع، کاهش فقر، حمایت از گروههای آسیب پذیر و تضمین رفاه اجتماعی،
حاکمیت قانون و پاسخگویی حاکمیت ، رعایت حقوق بشر، حفاظت از هویت فرهنگی و زبانی.
تجربه تاریخی نشان داده است که بدون عدالت اجتماعی، احترام به زبان های مادری و پاسخگویی قدرت سیاسی، شکاف های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عمیق تر می شوند و محرومیت، تنش و بی ثباتی پایدار تقویت می گردد.
عدالت اجتماعی و حق استفاده و انکشاف زبان های مادری تنها در یک چارچوب یک حکومت مشروع و پاسخگو قابل تحقق است.
در این روز جهانی عدالت اجتماعی و زبان مادری انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان تأکید می کند:
- مبارزه با فقر و تضمین آموزش و مشارکت برابر برای تمام گروههای قومی و زبانی، به ویژه زنان و دختران، در صدر اولویتها باشد،
- زبانهای مادری باید در آموزش، رسانه و زندگی عمومی به رسمیت شناخته شوند و هرگونه تبعیض زبانی پایان یابد،
- دولتها و جامعه جهانی موظفاند نهادهای پاسخگو و مشروع را بازسازی و عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و احترام به تنوع قومی و زبانی را محقق سازند،
- عدالت اجتماعی و احترام به زبانهای مادری، پیش شرط صلح پایدار، توسعه انسانی و مشروعیت هر نظام سیاسی در افغانستان است.
هموطنان گرامی، عدالت اجتماعی، احترام به زبانهای مادری و تساوی حقوق، نه شعار و نه آرمان دست نیافتنی، بلکه یک تعهدی حقوقی، اخلاقی و سیاسی است.
«روز جهانی زبان مادری» » و « روز جهانی عدالت اجتماعی» یادآور این حقیقت است که افغانستان تنها زمانی مسیر توسعه، صلح و ثبات را طی خواهد کرد که عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و حق تمام زبانها به صورت واقعی، فراگیر و پاسخگو برقرار باشد.
بیاد داشته باشیم که:
هیچ حاکمیت سیاسی بدون عدالت اجتماعی و احترام به تنوع زبانی و قومی نمی تواند مشروعیت کسب کند.
افغانستان تجزیه ناپذیر ، خانه مشترک تمام اقوام و زبانها و پیروان مذاهب مختلف است و موجودیت آن بقول شاه امان اله فقید ، در گرو، وحدت ملی آن است
با حرمت
هیات اجراییه انجمن انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان
میر عبدالواحد سادات ، رییس انجمن
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۱۰۲
Copyright ©bamdaad 2026
« تشکیلات دموکراتیک زنان ایران » حمله تجاوزکارانه امریکا و اسراییل به میهن مان ایران را به شدت محکوم می کند

ما از همه نیروهای مترقی و صلح دوست جهان تقاضا داریم ضمن محکومیت این تجاوز وحشیانه که با قوانین بین المللی، حاکمیت ملی کشورها، وجدان و اخلاق بشری مغایر است ، علیه این تجاوز آشکار و وحشیانه صدای شان را بلند کنند و با کارزارهایی گوناگون بار دیگر از ادامه یافتن جنگ و کشتار مردم بی گناه و تخریب و نابودی منابع انسانی و طبیعی منطقه و ایران مانع گردند.
رفقا و دوستان گرامی سازمانهای «فدراسیون دموکراتیک زنان جهان » و همه زنان مترقی و صلح دوست جهان !
همان طور که مطلع اید صبح امروز شنبه ۹ حوت ۱۴۰۴/ ۲۹ فبروری ۲۰۲۶ در حالی که به نظر می رسید مذاکرات در سطح بالا بین نمایندگان امریکا و ایران ادامه دارد، خاک میهن ما هدف حمله های سازمان دهی شده مشترک رژیم های فاشیستی و نژادپرست امریکا و اسراییل قرار گرفت، حملههایی که علاوه بر نابودی منابع و زیرساخت های کشورمان، کشتار وحشیانه مردم غیرنظامی ایران را به دنبال داشت. در اولین گزارشها در پی این تجاوز وحشیانه به خاک میهن ما، مدرسه دخترانهای در شهر میناب ( واقع در ولایت هرمزگان ) هدف قرار گرفت که بنا به گفته فرماندار میناب در نتیجه این حمله جنایتکارانه بیش از ۹۰ کودک دانش آموز کشته و کودکان زیادی دیگر نیز زحمی شدند و مدرسه آنان نیز به یک ویرانه مبدل شده است.
به رغم اینکه نیروهای ملی و مترقی میهن ما بارها اعلام کردهاند راه نجات میهن ما از نظام استبدادی حاکم کنونی تنها با مبارزه مردم و نیروهای مترقی ملت ایران در خاک کشورمان امکان پذیر است و بر این اساس هر نوع دخالت خارجی و ارتش بیگانه نقض حاکمیت ملی ایران و تجاوز به خاک میهن ما است و آن را به شدت محکوم می کنند، اما امپریالیزم امریکا امروز در توجیه این جنایت وحشیانه اش و نقض حاکمیت کشورمان، از براندازی رژیم ایران نام می برد و اینکه به کمک رژیم نژادپرست اسراییل که دستش به خون هزاران کودک بیگناه غزه آغشته است و تحت تعقیب دادگاه بینالمللی بهجرم جنایت جنگی قرار دارد گویا قرار است دموکراسی و آزادی را به کشورمان ایران هدیه کند. البته افکارعمومی جهان نمونههای اهدای چنین آزادیها و دموکراسیهایی را به مردم لیبیا، عراق، افغانستان، و جز اینها، مشاهده کرده است.
ایران نیز در پاسخ به این تجاوز با حمله های موشکیای متقابل به تعداد زیادی از پایگاه های امریکا در منطقه را آغاز کرده که در نتیجه ادامه یافتن حملههای تجاوزکارانه امپریالیزم و همکارش این حملههای موشکی و نظامی آتش جنگ و تنشهایی خونین در منطقه خاورمیانه را شدت خواهد بخشید، آتش جنگ و تنشهایی خونین و خانمانسوز که قربانیان اصلی اش کودکان، زنان، و غیرنظامیان بی دفاع خواهند بود. در چنین فضایی مانند حمله و جنگ ۱۲ روزه جون سال گذشته، شاهد جشن های «پیروزی» رضا پهلوی و هواداران سلطنت طلب اش و یا مریم رجوی و«سازمان مجاهدین خلق ایران » هستیم به این امید که توسط اربابان خارجی خود به عنوان دیکتاتورهای جدید منصوب شوند.
ما از همه نیروهای مترقی و صلح دوست جهان تقاضا داریم ضمن محکومیت این تجاوز وحشیانه که با قوانین بینالمللی، حاکمیت ملی کشورها، وجدان و اخلاق بشری مغایر است ، علیه این تجاوز آشکار و وحشیانه صدای شان را بلند کنند و با کارزارهایی گوناگون بار دیگر از ادامه یافتن جنگ و کشتار مردم بی گناه و تخریب و نابودی منابع انسانی و طبیعی منطقه و ایران مانع گردند. راه نجات میهن ما از استبداد کنونی جنگ و دخالت خارجی نیست، بلکه فقط و فقط با مبارزه مردم ایران و نیروهای مترقی و آزادیخواه آن به پیش برده می شود.
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۱۳ حوت ۱۴۰۴
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۴۰۳
Copyright ©bamdaad 2026
بیانیه شورای صلح ایالات متحـده

.
شورای صلح ایالات متحده امریکا میگوید : بگذارید کوبا زندگی کند!
محاصره امپریالیستی را فوراً پایان دهید!
کوبا تهدیدی برای امنیت امریکا نیست. امریکا از سال ۱۸۹۸ تهدید واقعی برای آزادی کوبا بوده است. همان گونه که مارتین لوتر کینگ گفت: امریکا بزرگ ترین صادرکننده خشونت در جهان است.
کوبا مسوول جنایتهای امپریالیزم امریکا در قاره امریکا نیست. همانا امریکاست که کشورها را تهدید و اشغال می کند، انتخابات را دستکاری می کند و سلطه استعماری را تداوم بخشیده است.
کوبا عامل نسل کشی نیست. همانا امریکا و اسراییل هستند که مردم فلسطین را قتلعام می کنند.
کوبا جنگ های جهانی، ترور، کودتا و تخریب اقتصادی سازمان نداده است. این جنایات کار امریکا و متحدانش است.
هیچ تحریم قانونی بینالمللی علیه کوبا وجود ندارد. همانا امریکاست که با محاصره غیرقانونی، منشور سازمان ملل متحد را نقض می کند.
بخش سلامت برای کوبا « کسب وکار» نیست. برعکس، دههها خدمات پزشکی رایگان به فقیرترین مردم جهان ارایه داده است.
رهبری کوبا مردم خود را استثمار نمی کند. جامعه سوسیالیستی کوبا آموزش، صحت عامه، مسکن، غذا و حمل ونقل سبساییدی فراهم می کند. جایزه جهانی طمع و استثمار به طبقهٔ حاکم امریکا تعلق دارد.
تهدید واقعی امنیت جهانی، فاشیزم داخلی امریکا، ماشین جنگی هسته ای و انحصارات سوخت فسیلی آن است.
راه پیش رو ارعاب و تجاوزگری نیست، بلکه احترام به حاکمیت همسایگان است.
طرح سنای امریکا (S.136) برای پایان محاصره و قطعنامه مجلس برای کنارگذاشتن دکترین مونرو نشان می دهد که امکان تغییر وجود دارد.
شورای صلح ایالات متحده بار دیگر همه را به اقدام فرامی خواند: یاری، اعتراض، اقدام مستقیم، آموزش سیاسی، لابیگری و اعزام هیات های همبستگی.
زنده باد کوبا!
زنده باد انقلاب کوبا!
محاصره امپریالیستی را پایان دهید!
پیروزی از آنِ ماست!
١١ فبروری ٢٠٢۶
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ۱۷۰۲
Copyright ©bamdaad 2026