سکوت فمینیست‌های غــربی درباره غــزه ، نقاب از چهره منافقانه آنان برمیدارد

 

فاطمه بوتو

اگر برای فمینیسم جهانی اهمیتی ندارد که آمار سقط جنین در نوار غزه خلال امسال سه برابر شده، یا ماداران فلسطینی چنان از سوتغذیه رنج می ‌برند که توان شیردادن به نوزادان خود را ندارند، این حرکت دقیقاً چه معنایی دارد؟

میزان سقط جنین در غزه طی نیمه نخست امسال با جهشی نگران ‌کننده سه برابر شده و به نزدیک ۴۰۰۰ مورد رسیده است.

اگر چنین بحرانی در هر نقطه دیگری از کره زمین رخ می ‌داد، زنان در هر گوشه‌ ای دست به اعتراض می ‌زدند و با دلایل تماماً موجه، خیابان ‌ها را به آتش می ‌کشیدند.

خشم و خروش زنان اروپایی را به یاد دارید هنگامی که خواهران ایرانی‌ شان مجبور به استفاده از حجاب شدند؟ فیلم گرفتند، طومار امضا کردند و به نشانه همبستگی زنانه تکه‌ هایی از موی خود را چیدند، آنها واقعاً خشمگین بودند.

اما خبر ناتوانی نگران‌ کننده زنان غزه در به پایان رساندن دوران بارداری، حتا ذره‌ای خاطرِ مدعیان فمینیسم را در سراسر جهان مکدر نکرد.

آیا گلوریا استاینم راهپیمایی اعتراض‌آمیزی ترتیب داد؟ آیا اوپرا سلسله برنامه ‌هایی را به این موضوع اختصاص داد؟

مسلماً نه.

فمینیسمِ امروز مرده است و به دست نمادهای خودخوانده‌اش به قتل رسیده، همان کسانی که برای پوشش و دستمزد زنان در شرکت‌ های فهرست «فورچون ۵۰۰» شتابان دست به تحرک می ‌زنند، اما در برابر بحران بی ‌سابقه و تاریخی سلامت مادران در غزه، سکوت کرده‌اند و به ‌طرز تأسف ‌باری فلج شده‌اند.

پزشکان نه تنها درباره آمار تکان‌ دهنده سقط جنین در غزه هشدار داده‌اند، بلکه از «افزایش شدید زایمان‌های زودرس پیش از هفته ۲۶ بارداری» خبر می‌دهند، مرحله ‌ای که بقای نوزاد اصلاً تضمین ‌شده نیست و تنها با دسترسی به مراقبت ‌های ویژه پزشکی امکان ‌پذیر می ‌شود. تصاویر بخش زایشگاهی که در حمله و هجوم نظامیان اسراییلی آسیب دیده، حاکی از تخریب دستگاه‌های انکوباتور است. ویدیوهایی وجود دارد که نشان می ‌دهد سربازان اسراییلی در حال نابود کردن تجهیزات سونوگرافی هستند.

برخی از ویدیوهایی که به یاد دارم دیده‌ام، دیگر در اینترنت پیدا نمی ‌شوند. « یوتیوب » بیش از ۷۰۰ ویدیو از نقض حقوق بشر توسط اسراییل را حذف کرده، «مِتا » به‌ طور سیستماتیک اسناد افشاکننده جنایات جنگی اسراییل را پاک می‌ کند و پلاتفرم‌های هوش مصنوعی طوری برنامه‌ ریزی شده‌اند که نسل ‌کشی اسراییل را انکار کنند.

ما صرفاً بیننده ویرانگری بی ‌مهار یک ارتش دچار اختلالات روانی نیستیم، بلکه شاهد پاک ‌سازی و محو اسنادِ اقدامات نسل ‌کشی هستیم.

طبق ماده ۲ (بند د) کنوانسیون ۱۹۴۸  ترسایی سازمان ملل  متحد برای پیشگیری و مجازات جنایت نسل ‌کشی، تعریف نسل ‌کشی شامل «تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از توالد و تناسل در میان» یک گروه هدف مشخص است.

 

زیرساخت‌های بهداشتی غزه هدف حملات عامدانه و بی ‌رحمانه قرار گرفته، پزشکان آن زیر شکنجه رفته و به گروگان گرفته شده‌اند. اگر آواره گی ‌های اجباریِ پی ‌درپی، سوتغذیه، نایاب شدن دوا، تجهیزات پزشکی و آزمایش‌های تشخیصی، و مواجهه با فسفر سفید و ده‌ها ماده شیمیایی دیگر ( در حالی که اسراییل کشفیات نظامی خود را روی فلسطینیان آزمایش می‌ کند ) همراه با قحطی، گرما، سرما و استرس مزمنِ امان‌بُر را به این معادله اضافه کنیم، با یک نسل‌ کشی تمام‌عیار و درحال جریان از سوی اسراییل روبرو هستیم.

محاصره جنایتکارانه‌ که اسراییل بر غزه تحمیل کرده موجب شده ورود تجهیزات بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) به نوار غزه به‌ شدت محدود یا حتا بارها کاملاً مسدود شود.

به گفته سازمان ملل متحد، سیستم سلامت مادران در غزه « از پا درآمده و نابود شده» است. اسراییل در همان آغاز جنگ نسل‌ کشی خود، بزرگ ‌ترین کلینیک باروری و لقاح مصنوعی (IVF) غزه را نیز بمباران کرد که طی آن ۴۰۰۰ جنین از بین رفت (حملات مشترک امریکا و اسراییل به ایران نیز یک شفاخانه باروری و IVF را در تهران هدف قرار داد.)

اما برای به تحرک واکاشتن «فمینیست‌های غربی محبوب شما» به شوک‌های بسیار بزرگ ‌تری نیاز است. شاید اگر زنان غزه به جای آنکه گلوله‌ای به سرشان شلیک شود، پارچه بیشتری بر تن می ‌کردند، دست به اقدام و حرکتی می ‌زدند، هرچند در آن هم تردید دارم.

مدت‌هاست که از فمینیسم ناامید شده‌ام، جنبشی که به قطاری بی ‌خاصیت از شعارهای پوچ تبدیل شده است: «بدن من، اختیار من»، هشتگ MeToo#، کلاه‌های صورتی، جنبش Time’s Up و مواردی از این دست. بیش از دو سال پیش در نخستین یادداشت خود در «زتیو» به این موضوع پرداختم و از آن زمان تا اکنون هیچ چیز تغییر نکرده است. برعکس، اوضاع وخیم ‌تر هم شده است.

چگونه کسی می ‌تواند ادعای باور به اندیشه‌ ای را جدی بگیرد که سخنگویان اصلی‌اش زنان غرق در ناز و نعمتی هستند که گمان می‌ کنند بستن یک پیکسل سینه معنایی دارد، یا هیلاری کلینتون (از حامیان سرسخت جنگ‌ها) و کامالا هریس (رییس پولیسِ “صاحب‌سخن”) را الگو و نماد خود می ‌دانند؟

می ‌دانم فمینیست‌های اصیلی هم وجود دارند، مبارزان واقعی راه زنده گی و آزادی زنان. اما این را هم می‌ دانم که این زنان همان‌هایی هستند که در غزه جان می‌ بازند، زیر بمباران‌های لبنان خرد می‌ شوند و در افریقا و آسیا نادیده گرفته می ‌شوند. من در اینجا زنانی را رسوا می‌ کنم که تریبون و صدایی جهانی در اختیار دارند، اما در برابر گزارش‌های اخیر مبنی بر جهش بی ‌سابقه تولد نوزادانی با نقص‌های مادرزادی شدید در غزه، خفه خون گرفته‌اند.

دکتر عدنان راضی، رییس کمیته مشورتی وزارت بهداشت غزه، به نشریه ایندیپندنت گفت: «در سال‌های گذشته، تولد نوزادی بدون دست و پا اتفاقی به‌ شدت نادر بود. اما امروز این مساله به پدیده‌ای تکرارشونده در زایشگاه‌ها تبدیل شده است.» این‌ها ناشی از مواد شیمیایی کاربردی اسراییل، سلاح‌های جدید زیر آزمایش، و آلوده گی شدید جوی و محیطی در غزه‌ است، اما هیچ ‌کدام از این‌ها اهمیتی ندارد و جنبش جهانی فمینیسم پشیزی به آن توجه نمی‌ کند.

اگر خبر کاهش ۴۱ درصدی آمار موالید غزه طی سه سال، دل کسی را به درد نیاورده، پس دقیقاً چه چیزی را می ‌توان فمینیسم نامید؟

در غزه، زنان باردار با شکم گرسنه سر بر بالین می ‌گذارند. پس از زایمان، توان شیر دادن به نوزادان خود را ندارند. سازمان دفاع از کودکان (Save the Children) اخیراً گزارش داده که برخی مادران ناچارند برای فرو نشاندن سوز گرسنگی نوزادانشان، آب را با ارده مخلوط کنند.

 

مادران غزه بدون غذای کافی برای خود، توان تغذیه فرزندانشان را ندارند. جهش آمار سقط جنین در غزه چنان سنگین و از واقعیت زنده گی ما دور است که درک آن سخت می ‌نماید. غزه فهم ما را از مفاهیم متعددی ( از حقوق بشر گرفته تا حقوق بین‌الملل )  زیر و رو کرده و مضحکه بودن فمینیسم را بر ملا ساخته است، اما این بحران حتا فراتر از آمار و ارقام می ‌رود.

زنده ماندن در غزه یک کالای لوکس است، مساله شانس است و تصادف محض. هول و هراس افکنده شده از سوی اسراییل چنان فراگیر و مطلق است که اگر شما را با متوقف کردن آمبولانس مادرتان نکشند، با بمباران بیمارستانی که در آن به دنیا آمده‌اید می ‌کشند. یا با قطع برق باعث پوسیدن نوزاد در انکوباتور می ‌شوند، یا با گرسنگی دادن مرگش را رقم می ‌زنند، و یا شاید به مادرتان در حال شیر دادن به شما زیر چادری محقر شلیک کنند.

اسراییل تمام این رنج‌ها را بر سر نوزادان فرود آورده است.

اگر از معدود خوش ‌شانس‌هایی باشید که از دوران نوزادی جان سالم به در می ‌برند، ممکن است با تسلیحات امریکایی ‌شان مدرسه یا خانه ‌تان را روی سرتان خراب کنند. شاید حیات شما با بیماری سالک که با ایجاد عمدی وضعیت اسفبار بهداشتی شکل گرفته، تباه شود. اگر به سنین نوجوان برسید، احتمالاً بدون هیچ اتهامی بازداشت شده و در سیاه‌ چاله‌ هایشان زندانی می‌ شوید.

به لطف گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری اسراییلی مانند «بتسلم»، می ‌دانیم که تجاوز و شکنجه در زندان‌ها بخشی از سیاست رسمی آنان است. زنانی که با این سوگ ‌ها دست و پنجه نرم می ‌کنند چگونه دوام می‌آورند؟ اگر ( و این «اگر» بسیار بزرگ است )  موفق به فرار شوند، باز هم به نحوی کشته می‌ شوند. اسراییل با منع مجوز خروج برای درمان یا با قتل‌عام خانواده‌ شان در برابر چشمانشان، همیشه راهی برای پایان دادن به یک زندگی پیدا می ‌کند.

اسراییل شاید دشمن زنده گی باشد، اما این نکته را روشن ساخته که جنبش جهانی فمینیسم نیز هرگز یاور و متحد زنان نیست. سکوت آنان چیزی جز هم ‌دستیِ شرم‌ آور و محکوم نیست.

 

 

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۴۰۸                 

 

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

استـقـلال

 

به زير سايه ای بال هماى استقلال

هميشه ميكنم از دل دعاى استقلال

چه نكبت است كه زيباتر از اسارت نيست

چه نعمت است كه دارد صفاى استقلال

كجا به گوش كشد حلقه ى غلامى را

كسي كه كه گشت اسير لقاى استقلال

به دوش همت افغان نامور بار است

سرى كه خاك نگردد به پاى استقلال

مدام نعره ى الله اكبرِ اسلام

دمد به گوش حديث بقاى استقلال

ز يمن همت مردان كار تا به ابد

تزلزلى نپذيرد بناى استقلال

منور است و منور هميشه خواهد بود

ز برق خنجر اسلام فضاى استقلال

برون شود تن ما اگر چه روح و روان

برون نميرود از سر هواى استقلال

جواب دشمن خود را ز نوک برچه دهيم

به دوش ماست مدام اتكاى استقلال

به خاك خود نگذاريم پاى بدخواه را

كنيم جان و سر و تن فداى استقلال

نوشته اند كه محصول خون مردان است

به روى خشت و گل دلگشاى استقلال

هزار تازه نهال وطن كفن پوشيد

كه زيب پيكر ما شد قباى استقلال

ضيا مدام بود طالب رفاه وطن

به زير سايه ى بال هماى استقلال

 

(ضيا قاريزاده )

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۱۹۰۸                 

Copyright ©bamdaad 2026

 

کنفرانس بین‌المللی ضدجنگ

 

جان ریس، بنیانگذار «ایتلاف توقف جنگ »

 

اخیراْ لندن میزبان یک کنفرانس بین‌المللی تاریخی علیه جنگ و نظامیگری بود. در روز ۲۰ جون تالار مرکزی «وست‌مینستر» سرشار از شور و هیجان بود. حداقل سه هزار نفر شرکت کننده این تالار نمادین را پرکرده بودند که بیش از هزار نفر از آنان از دست‌کم ۲۷ کشور خارج از بریتانیا از جمله فرانسه، اسپانیا، المان، ایالات متحده، کانادا، ایران و بحرین بودند.

نمایندگان پارلمان‌ها و رهبران اتحادیه‌های کارگری در این کنفرانس در کنار فعالان ضدجنگ و حامیان آرمان فلسطین حضور داشتند، از جمله مصطفی برغوثی، از تشکل «ابتکار ملی فلسطین » که از کرانه باختری اشغالی به لندن سفرکرده بود. او سخنرانی‌ پرشور ایراد کرد، سخنرانی‌ای که حاضران وا داشته شدند بارها شعار« فلسطین را آزاد کنید! » سر دهند.

این کنفرانس همچنین میزبان سخنرانی فعالان صلح اوکراینی و روسی بود که از شرکت‌کنندگان خواستند برای ایجاد یک جنبش نیرومندِ بین‌المللیِ ضدجنگ، به‌عنوان جایگزینی برای جنگ بی‌پایان، براساس منافع مشترک مردم عادی در دو طرف خط مقدم، تلاش کنند. این کنفرانس که به‌ابتکار ایتلاف «جنگ را متوقف کنید»  سازمان‌دهی شده بود، پس از نخستین کنفرانس بین‌المللی‌ ضدجنگ بود که در اکتوبر سال گذشته با استقبال گسترده در پاریس برگزار شده بود. بعد ازظهر روز جمعه، پیش از آغاز نشست اصلی، یک  جلسه‌ مقدماتی با حضور ۲۰۰ نماینده از اتحادیه‌های کارگری و دیگر سازمان‌های حامی این کنفرانس برگزار شد. در این نشست، شرکت‌کنندگان از کشورهای مختلف درباره سیاست‌های دفاعی، سیاسی و اقتصادی دولت‌های‌ کشورشان و ابتکارها و کارزارهایی ضدجنگ که در واکنش به این سیاست‌ها درحال شکل ‌گیری است، گزارش‌هایی به حاضران در کنفرانس دادند.

درهمین نشست مقدماتی بیانیه‌ای که بعداً به ‌تصویب کنفرانس اصلی رسید، تدوین و آماده شد. جلسه‌ها در سالون مرکزی صبح با گردهمایی اتحادیه‌های کارگری و فعالان آغاز شد که در آن مسایل و مبارزات کلیدی از جمله افزایش هزینه‌های تسلیحاتی، گسترش خدمت سربازی اجباری، اسلام‌هراسی، کاهش هزینه‌های رفاهی، محاصره کوبا توسط ایالات متحده، ربودن رییس ‌جمهور ونزویلا و موارد دیگر مورد بحث قرار گرفت.

جلسه‌‌های اصلی کنفرانس در بعدازظهر به دلیل شمار بسیار زیاد شرکت‌کنندگان به‌ طور هم ‌زمان در دو سالون بزرگ برگزار شد. در تالار بزرگ، کنفرانس با بزرگداشتی موثر از جنبش بی ‌سابقه همبستگی با فلسطین در بریتانیا آغاز شد. لیندزی جرمن، هماهنگ‌ کننده ایتلاف «جنگ را متوقف کنید»، نمایندگان اعضای ایتلاف فلسطین را معرفی کرد. ایتلافی که تا آن زمان، از اکتوبر ۲۰۲۳ترسایی تعداد ۳۵ تظاهرات سراسری در حمایت از فلسطین را سازمان ‌دهی کرده بود. در این بخش همچنین مصطفی برغوثی، استفان کاپوس (بازمانده نسل ‌کُشی‌هولوکاست) تشکل کارزار «روبان‌های سرخ » برای آزادی گروگان‌های فلسطینی، تشکل ایتلاف جهانی برای فلسطین و نمایندگان گروه «فیلتون ۲۵ » حضور داشتند. ادامه‌ جلسه به بحث بین‌المللی درباره‌ عصر جدید جنگ جهانگیر اختصاص یافت که سخنرانان اصلی آن عبارت بودند از: دبیرکل‌های اتحادیه‌ های کارگری بریتانیا ، فران هیثکوت (PCS) و جو گریدی (UCU)، نمایندگان مجلس بریتانیا جان تریکت، ریچارد بورگون، جرمی کوربین، و دایان ابوت، معاون رهبر «حزب سبز»، موتین علی، پیتر لیری از کارزار «همبستگی با فلسطین » و یاسمین آدام از «انجمن مسلمانان بریتانیا». سخنرانان خارجی عبارت بودند از: مدیا بنجامین از سازمان ضدجنگ امریکاییِ «کد پینک »، ایرن مونترو، نماینده پارلمان اروپا از «پودموس اسپانیا» ، و لورنا دلگادو واراس، نماینده مجلس سویدن و عضو سابق «ناوگان سومود » به‌ سوی غزه.

نشستِ پایانیِ کنفرانس با عنوان: «حرکت به‌ سوی جنگ در اروپا »، برمقاومت در برابر نظامی ‌سازی در سراسر قاره اروپا و همچنین کاهش هزینه‌های اجتماعی که برای تامین مالی این سیاست‌های نظامی بر مردم تحمیل می ‌شود متمرکز بود. در این نشست نیز طیفی گسترده‌ از نمایندگان پارلمان‌ها، فعالان ضدجنگ، و نمایندگان اتحادیه‌های کارگری، و از جمله زارا سلطانا، نماینده مجلس، فلیکس کرکلو روخاس، سازمان‌دهنده اعتصابات مکاتب برلین، اندرو فاینشتاین، نماینده سابق «کنگره ملی افریقا »، جورجیوس گوگوس، «رییس کارگران اسکله پیرایوس» در یونان، اولریکه ایفلر، فعال «‌اتحادیه کارگری» المان، رهبران «اتحادیه‌های کارگری بریتانیا » دانیل کبده (NEU)، مریم اسلام‌دوست (TSSA)، میکایلا تریسی-راموس (معاون رییس اتحادیه) و ادی دمپسی (RMT) سخنرانی کردند. همچنین ژروم لِگاوره، نماینده پارلمان فرانسه از حزب «فرانسه تسلیم ‌ناپذیر»، طارق علی، نویسنده و حامی ایتلاف «جنگ را متوقف کنید»، و پیتر مِرتِنس، رهبر«حزب کارگران بلجیم » در کنار بسیاری دیگر از سخنرانان، سخنرانی کردند. در پایان، کنفرانس بیانیه‌ ای را به‌ تصویب رساند که علاوه بر جمع‌ بندی مسایل و چالش‌های اصلی پیشِ رویِ جنبشِ ضدجنگ، برگزاری سه روز بین‌المللی تظاهرات و اقدام اعتراضی را خواستار شد.

نخست، تظاهرات جهانی هماهنگ در حمایت از فلسطین در هر کشور، در روز شنبه ۱۰ اکتوبر ۲۰۲۶ ترسایی (سومین سالگرد آغاز نسل‌ کشی اسراییل در غزه) برگزار خواهد شد.  سپس، در تاریخی که توافق خواهد شد، یک « روز همبستگی در حمایت از کارگران بارانداز » در ایتالیا، فرانسه، و یونان که علیه جنگ اقدام می‌کنند از جمله با مسدود کردن ارسال محموله‌های اسلحه به اسراییل و پس از آن، یک « آخر هفته بین‌المللی تظاهرات» علیه نظامیگری، علیه تمایل به جنگ، و علیه خدمت اجباری در شنبه و یکشنبه ۲۱ و ۲۲ نوامبر برگزار خواهد شد. پیش از آن، روز جهانی اعتصاب‌ها و اعتراض‌های دانشجویی در جمعه ۲۰ نوامبربرگزار می ‌شود.

فضای حاکم بر سراسر کنفرانس، اعتراض آمیز و در عین حال پر شور بود. برخلاف معمول کنفرانس‌هایی که در بریتانیا برگزار می‌ شوند، سخنرانی‌ها با تشویق‌های گسترده، فریادها و شعارهای حمایت‌آمیز همراه بود. هنگامی که نمایندگان ساختمان را ترک می‌ کردند، با احساس رضایت از این ‌که برای جنبشِ « رفاه به‌جای جنگ، دستمزد به‌جای سلاح » گامی مهم برداشته شده است، به‌ طور خودجوش « سرود انترناسیونال » را به‌ زبان‌های گوناگون خواندند. این رویداد بی ‌تردید نشانه‌ای از رشد روحیه سازمان ‌دهی و بسیج علیه جنگ ‌طلبی بود.

حرکت از حرف به عمل

این کنفرانس تنها آغازِ ایجاد جنبش جهانی‌ای واقعاً مردمی علیه جنگ بود. همان ‌گونه که در سخنرانی‌ام نیز گفتم، اکنون باید از حرف زدن به عمل کردن روی آوریم. این کار از هم‌ اکنون آغاز شده است. ایتلاف «جنگ را متوقف کنید » در اوایل نیمه سرطان یک نشست برای پیگیری فعالان و گروه‌های مختلف برگزار کرد تا درباره گام‌های بعدی بحث و گفت ‌وگو کنند. این نشست پس از هفته گردهمایی جنگ ‌طلبان در اجلاس ناتو در انقره تشکیل شد، اجلاسی ناتویی که جنگ با ایران را توسط ترامپ بار دیگر شعله ‌ور کرد که برای امپریالیست‌ها امری عادی به‌ شمار می‌آید.

کنفرانس‌های ضد‌جنگ پاریس و لندن تلاشی برای پاسخ دادن به تغییر وضعیت بین‌المللی و حرکت جهانی به ‌سوی جنگ بود. نخست، از طریق تقویت جنبش همبستگی با فلسطین با افزایش سطح هماهنگی‌های بین‌المللی و همچنین با معطوف کردن توجه جنبش به مسیله تشدید نظامیگری و پرداختن ایدیولوژیک به استدلال‌هایی که طبقه حاکم مطرح می ‌کند. این کنفرانس‌ها همچنین در پی آن بودند که اقدام‌های هماهنگ در سراسر اروپا در مخالفت با افزایش هزینه‌ های نظامی را سازمان‌یافته‌ تر و گسترده‌ تر کنند. قرار است سومین کنفرانس سال آینده در آلمان یا اسپانیا برگزار شود ولی در لندن یک گام اساسی به جلو برداشته شد و آن اینکه جنبش تنها به برگزاری کنفرانس‌ها نمی ‌تواند محدود بماند. ایجاد اقدام‌های هماهنگ در سطح بین‌المللی ضرورت دارد. به همین دلیل روزهای تعیین و مشخص ‌شده مورد اشاره در سطرهای بالا برای اقدام و اعتراض مشترک در دستورکار قرار گرفته‌اند.

از زمان برگزاری کنفرانس اتحادیه کارگری UGT در اسپانیا این بیانیه را برای ۷۰ هزار عضو خود منتشر کرده است. همچنین سه اتحادیه معلمان در فرانسه و یک اتحادیه معلمان در ایتالیا، فراخوان کنفرانس را تصویب کرده‌اند و در حال برنامه ‌ریزی برای همکاری مشترک درباره مساله نظامیگری در برنامه‌های آموزشی هستند. در همین راستا شبکه جوانان ایتلاف «جنگ را متوقف کنید »  نیز نشستی به‌ منظور سازمان ‌دهی برگزار کرده است تا برای روز جهانی اعتصاب‌ها و اعتراض‌های دانشجویی در جمعه ۲۰ نوامبرآماده شود. این شبکه با دانشجویان و جوانان در سراسر اروپا و فراتر از آن ارتباط برقرار می‌کند تا در مخالفت با تجدید تسلیحات و خدمت اجباری سربازی فعالیت مشترک سازمان دهند. در پایان، همان ‌گونه که برای برگزاری این کنفرانس سازمان ‌دهی کردیم، باید سازمان‌های ضد جنگ نیرومندتری نیز به همان شیوه ساخته شوند. با اینکه دوازده اتحادیه کارگری سراسری بریتانیا از این کنفرانس حمایت کردند، به روشنی اعلام کردیم که می ‌خواهیم این کنفرانس در سطح مردمی، در سطح کارگران عادی، و نه فقط در میان رهبران اتحادیه، برگزار شود. تلاش زیادی صرف شد تا شاخه‌ های محلی اتحادیه‌ های کارگری از این کنفرانس حمایت کنند به ‌گونه‌ای که حدود ۱۳۰ شاخه‌ یک قطعنامه نمونه در حمایت از کنفرانس را تصویب کردند. ما باید همین روش را برای سازمان‌ دهی اقدام‌های آینده نیز به‌ کار بگیریم. اکنون لازم است همین شاخه‌ها قطعنامه پس از کنفرانس را نیز تصویب کنند. اگر قرار است بتوانیم با بحث و جدل سیاسی‌ای بسیار جدی درباره اشتغال و دستمزدها در برابر جنگ و نظامیگری مقابله کنیم، باید قدرت سیاسی جنبش اتحادیه‌ای کارگری را از سطح شعبه‌ ها و بدنه اعضا دوباره بازسازی کنیم.

ما نمی ‌توانیم این کار را تنها با استدلال‌های اقتصادی پیش ببریم، زیرا طبقه حاکم این کار را تنها با استدلال اقتصادی انجام نمی ‌دهد. آن‌ها همه وزن تحلیل خود از مناسبات و تحولات بین‌المللی را به ‌کار می ‌گیرند تا بر مبانی اقتصادی زندگی طبقه کارگر تأثیر بگذارند و سیاست‌های خود را توجیه کنند. اگر قراراست بتوانیم جنبش علیه جنگ را به ‌طور موفقیت‌آمیز بسیج و در همه ابعاد گسترش دهیم، فعالان مبارز و پیشرو در محیط‌ های کار باید به این استدلال‌های سیاسی مجهز شوند تا بتوانند درکی بین‌المللی از آنچه در معرض خطر است بدست آورند./ ن م

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۰۴۰۸                

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

به نام خداوند و بخاطر افغانستان مستقل و سربلند !

 ۲۸اسد ، روز استرداد استقلال افغانستان

 

 

یکی از پرافتخارترین و شورانگیز ترین صفحات زرین تاریخ معاصر ما و نماد اراده و محصول مبارزه و فداکاری مردم و تبارز همبستگی ملی تمام اقوام باهم برادر و برابر، در برابر اژدهای استعمار کهن انگریز ، بخاطر احراز حق افغانستان را در تعیین آزادانه سیاست خارجی آن میباشد .

بهترین نحوه تبجیل از این روز بزرگ و حماسه آفرین ، گرامیداشت خرد ورزانه ، ازاین آرمان تاریخی که با خون و ایثار پدران و مادران ما رقم خورده است :

بازخوانی درس های تاریخی و خواست واقعی محصلان استرداد استقلال افغانستان ، پدران معنوی ما ، مشروطه خواهان و آزادیخواهان شجاع و شاه امان اله فقید ، این شاخص ترین نماد :

استقلال ، ازادی ، ترقی ، تجدد ، برابری و سمبول وحدت ملی افغانستان میباشد .

این شاه منور مولف رساله ارزشمند در باره حاکمیت قانون و یگانه زمامدار کشور است که از طرف یونورستی های بزرگ آکسفورد و برلین ، لقب دوکتورای افتخاری را بدست آورده است .

اندیشه استقلال خواهی نباید فقط یک خاطره تاریخی نوستالژیک ، بلکه در بازخوانی جنبش مشروطیت افغانستان و با مفاهیم جاودان :

آزادی، سیادت قانون ، قانون اساسی ، عدالت، حقوق مساوی مردم ( اعم از زن مرد و تعلق قومی و مذهبی ) ، استقلال نسبی اقتصادی همراه ، گرامیداشت تا در مسیر استقلال واقعی قرار گیریم .

استرداد استقلال (۱۹۱۹ م ) در راستای مبارزه تاریخی علم و جهل و جدل ( سنت و تجدد ) و بعد از شمس النهار و در دوره بعد از ایجاد دولت مرکزی ( با خون و آهن ) و ایجاد زمینه برای تحول ، زمینه ساز ، اجرای تحولات بزرگ و نهضت بزرگ امانی ، بخاطر گذار از عقب مانده گی قرون ، به شاهراه ترقی ، توسعه و نوگرایی در تمام ابعاد سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و حیات جامعه افغانستان گردید که باید از آن بحیث بزرگترین پروژه تاریخی و راهگشا مدرنیته یاد کرد .

ولی هیهات افسوس و صدافسوس

که آماج دسایس دشمنان تاریخی افغانستان ( استعمار انگلیس ) و پاسداران جهل و تاریکی قرار گرفت ‌ .

با سقوط نهضت امانی ، آرمان دشمنان ترقی و ملا عبداله ( ملای لنگ ) و دیوبند آنوقت در نخستین فرمان حبیب اله کلکانی بازتاب یافت و تمام مظاهر نهضت امانی « منسوخ » و رهبران ، آنرا « دهری » خواندند .

البته با مرور به آن فاجعه تاریخ باید از اشتباهات در تطبیق اصلاحات ، درس های را آموخت .

از این منظر، و در امتداد :

« جدل تاریخی مشروطه و‌ مشروعه »

، با شکست های بعدی در این بیشتر از یک قرن اخیر :

ما کماکان ، مقروض مشروطیت و مشروطه‌ خواهان بزرگ افغانستان و ، همان « پروژه » و آرمان شاه امان اله فقید ، ناشی از نخستین قانون اساسی ، اولین دولت ملی و آرمان ‌های قانون ‌گرایی، آزادی ، عدالت‌ و ترقی میباشیم .

بدینرو :

در احوال ناهنجار و پر منجلاب کنونی و در جدل جاری :

«مشروطه و مشروعه» و در حالیکه وطن مشترک ما افغانستان عزیز و لایتجزأ ، با بحرانات بزرگ و منجمله :

بحران حقوقی و‌مشروعیت مواجه است و پاشنه آشیل آن :

فقدان دولت مقتدر ملی قانون محور ، عدالت گستر و متبعث از اراده آزاد مردم میباشد ، بر ما است :

که با تشخیص دقیق نیاز « مادروطن » و با چنگ زدن به منافع ملی افغانستان :

انفاذ قانون اساسی را ، بمثابه شاه کلید ، باز نمودن ، قفل دروازه بسوی ، دولت متعارف که جایگاه شایسته بین المللی افغانستان را احراز و از تمامیت ارضی ، استقلال و حاکمیت ملی دفاع نماید .

دستیابی به چنین مامول بزرگ ملی ، زمانی یک ، « سراب » نخواهد بود که :

همه پاسداران استقلال ، ازادی ، عدالت و ترقی افغانستان ، بدون در نظرداشت حضور شان در کدام ضلع ، شطرنج پر رنج افغانستان :

و بدون هر نوع تبعیض و تمایز ، قومی ، سمتی ، مذهبی و ایدیولوژیک با وفاق و ‌تمکین به وحدت ملی ، که بقول شاه امان اله فقید :

« موجودیت افغانستان در گرو ، آنست »

۲۸ اسد و سالروز استرداد استقلال را ، بمثابه روز تجدید پیمان ملی صادقانه بخاطر پاسداری از ارزش های والای متذکره ، با فكر كلان ملى ، منورانه و دادخواهانه گرامیداشت نماییم .

‌منحیث حسن ختام :

مکتب ماست ، جای استقلال

سبق ما ، هوای استقلال

و سزاوار است که در روز استقلال ، همچنان ، روان استاد بزرگوار قاسم افغان و « پیر خرابات افغانستان » ، را شاد بخواهیم که :

که این ابیات را به نماینده دولت استعماری انگلیس ( دابس ) ، تدریس میکرد .

با حرمت

 

هیات اجراییه انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان

میر عبدالواحد سادات رییس انجمن

 

۱۹ اگست ۲۰۲۶  

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۱۹۰۸                 

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

قطعنامه فدراسیون جهانی اتحادیه ‌های کارگری در همبستگی با مردم فلسطین، خاورمیانه و خلیج فارس

 

 

فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری که برای برگزاری نشست سالانه خود در روزهای ۱۲ و ۱۳ می ۲۰۲۶ گردهمآیی داشت، جنایات و وحشیگری رژیم نسل کش اسراییل را محکوم و همبستگی کامل و حمایت بی‌دریغ خود از خلق قهرمان فلسطین و مردم مبارز منطقه را، در پیکار عادلانه ‌شان برای آزادی، عزت و حاکمیت ملی ابراز می‌ دارد.

نسل‌ کشی دامنه ‌دار علیه مردم فلسطین، که از اکتوبر ۲۰۲۳ ترسایی با حمایت آشکار ایالات متحده، اتحادیه اروپا و متحدانشان به ‌گونه‌ای چشمگیرافزایش یافته، تا اکنون به کشته شدن ده‌ها هزار تن، ویرانی‌های گسترده و رنج‌ های بی ‌سابقه انسانی انجامیده است. اسراییل در پی ویران سازی‌های خود در غزه، به تجاوز وحشیانه‌ اش در کرانه باختری، با دست زدن به آدمکشی ‌های روزمرّه، دستگیری‌ها و با ویرانگری سازمان ‌یافته زیرساخت‌ها و خانه‌ های مردم ادامه می‌ دهد و برنامه‌های آواره گی و پاکسازی قومی جمعیت فلسطین را گسترده تر می ‌سازد. این جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت در  نوار غزه، که در حال حاضر در رویه‌ های جهانی در دیوان بین‌ المللی دادگستری، در پرونده نسل ‌کشی مطرح شده از سوی افریقای جنوبی و در رویه‌ های دیوان بین‌المللی کیفری، که به ‌صدور حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو و وزیر دفاع او انجامید، مورد بررسی قرار گرفته است.

فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری بار دیگر بر این دیدگاه پا فشاری مینماید که تنها راه برای دست ‌یابی به‌ صلح و پایداری در منطقه، پایان  دادن بی ‌درنگ به ‌اشغال همه سرزمین ‌های عربی از سوی اسراییل، همخوان با قطعنامه ‌های سازمان ملل متحد و برپایی یک کشور مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷با پایتختی ابیت المقدس شرقی و پایندانی حق بازگشت همۀ پناهندگان فلسطینی است.

در عین حال، شورای ریاست فدراسیون، همبستگی خود با مردم منطقۀ وسیع‌ تر را که قربانی تجاوز امپریالیستی و تاخت و تاز دولت تروریستی اسراییل  نیز هستند، ابراز می‌ دارد. اعضای وابسته و دوستان فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری به ‌نبرد در خط مقدم، برای تقویت و تحکیم همبستگی با مردم قهرمان فلسطین، با انجام تظاهرات و بسیج، مشارکت در ساماندهی کمک‌های بشردوستانه، تسخیر میدان‌ها و خیابان‌ها با تظاهرات خود، بستن راه‌های فرستادن محموله‌ های جنگ‌ افزاری به اسراییل ، شرکت در اقدامات تحریم، همانند نمونه چندی پیش کارگران بارانداز، ادامه خواهند داد.

فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری تاخت و تاز امپریالیستی علیه ایران از سوی ایالات متحده امریکا و اسراییل  که زیر پا گذاشتن آشکار قوانین بین‌المللی و حاکمیت این کشور است را با شدت محکوم می ‌کند. این یورش،  رویارویی سنگین برای زمامداری راه‌های حمل و نقل انرژی و کالا در منطقه‌ را که از پیش در حال سوختن بود، شدت بیشتری می‌ بخشد و هدف آن واداشتن مردم منطقه به پذیرفتن سلطه امپریالیستی ایالات متحده و خدمت به سودجویی ژیوپلیتیکی و اقتصادی آن است. فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری همبستگی کامل خود را با مردم ایران ابراز و تأکید می ‌کند که آینده این کشور مساله‌ایست صرفاً مربوط به خود مردم آن سرزمین، با دوری جُستن از مداخله بیرونی.

فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری همچنین درازدستی پیوسته اسراییل  به لبنان را، که به کشته شدن صدها غیرنظامی، ویرانی گسترده و ناتوان سازی صلح و ثبات در منطقه انجامیده و بار دیگر وحشیگری و ماهیت افزون خواهانه دولت اسراییل  را به نمایش گذاشته است، محکوم می ‌کند. فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری همبستگی کامل خود با مردم لبنان را در نبرد‌شان دربرابر تجاوزات امپریالیستی ابراز می ‌دارد.

مردم یمن نیز قربانیان یورش‌ها و تجاوزات امپریالیستی دولت اسراییل ، ایالات متحده و متحدان آنان بوده و از پیامدهای جنگ، محاصره و فاجعه انسانی در رنج هستند.

در رویارویی با شدت یافتن تجاوز امپریالیستی، شورای ریاست فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری بر این موضوع پافشاری می‌کند که همبستگی بایستی که نیرومندتر شود. جنبش جهانی اتحادیه‌های کارگری، با موضع ‌گیری طبقاتی، با استواری در کنار مردم فلسطین و منطقه ایستاده و جنگ‌ها و مداخلات امپریالیستی را محکوم می ‌کند. فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری، بار دیگر بر همبستگی بی ‌چون و چرا و اصولی خود تأکید و درخواست خود برای پایان دادن بی ‌درنگ به همه مداخله‌ها و تاخت و تازهای نظامی امپریالیستی در خاورمیانه و خلیج فارس و محکومیت آن توسط جامعه بین‌المللی را تکرار می‌کند. این فدراسیون از اعضای وابسته و دوستان خود می‌ خواهد که کنش‌های همبستگی بین‌المللی خودشان را در هر محل کار و در هر کشوری نیرومندتر سازند.

 

دفتر مرکزی فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری ، ۱۵ می ۲۰۲۶

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۱۸۰۵                

Copyright ©bamdaad 2026