زندگی زنان افغانستان به روایت تاریخ

یک سده فراز و فرود

 

محمد انورمیتین

 

چکیده

تحولات سیاسی یک سده اخیر افغانستان نشان می ‌دهد که جایگاه زنان همواره تابع مستقیم ساختار قدرت، نوع دولت ‌سازی و سطح توسعه سیاسی بوده است. از اصلاحات دولت‌ محور آغاز قرن بیستم تا محدودیت‌ها و حذف‌های اخیر، وضعیت زنان میان پیشرفت و عقب ‌گرد در نوسان بوده است. این مقاله با رویکرد تحلیلی ـ تاریخی، سیر تحولات زندگی زنان افغانستان را بررسی می ‌کند و نشان می‌ دهد که حقوق پایدار زنان تنها در بستر اصلاحات عمیق اقتصادی، آموزشی، حقوقی و فرهنگی امکان ‌پذیر است.

مقدمه

مساله زنان در افغانستان صرفاً موضوعی اجتماعی نیست، بلکه شاخصی برای سنجش ماهیت قدرت سیاسی و میزان مدرن ‌بودن ساختار دولت است.

در قرن بیستم، هم ‌زمان با شکل ‌گیری دولت ـ ملت‌ها، گسترش آموزش عمومی و طرح مفاهیم حقوق بشر، نقش زنان در بسیاری از جوامع بازتعریف شد.افغانستان نیز از این روند تاثیر پذیرفت، اما این تأثیرگذاری همواره ناپایدار، نابرابر و شکننده بوده است. تاریخ معاصر افغانستان نشان می‌ دهد که هر تغییر سیاسی مستقیماً بر وضعیت زنان اثر گذاشته و آنان را به معیار سنجش تجدد یا واپس‌  گرایی نظام‌های حاکم بدل کرده است.

اصلاحات دولت‌ محور در دوره امان‌الله خان

آغاز طرح رسمی مساله زنان به دوره امان‌الله خان بازمی‌ گردد. اصلاحات او بخشی از برنامه نوسازی حقوقی و نقطه عطفی برای حقوق زنان و گذار از ساختار سنتی به دولت مدرن بود. اقدامات مهم شامل:

ـ تأسیس مکاتب دخترانه،

ـ اعزام دختران برای تحصیل به خارج،

ـ تعیین حداقل سن ازدواج،

ـ منع ازدواج اجباری، محدودسازی چندهمسری و

ـ رفع حجاب اجباری.

 

چهره‌های پیشگام نهضت زنان:

  • ملکه ثریا طرزی: همسر شاه امان‌الله، مدافع حقوق زن، موسس اولین مکتب دخترانه «مکتب مستورات» و جریده «ارشادالنسوان » ،
  • سرور سلطان: حامی مشروطه ‌خواهی، مدافع آزادی زندانیان و فعال حقوق اجتماعی زنان ،
  • عذرا دختر محمود طرزی: فعال فرهنگی و آموزشی زنان ،
  • خدیجه همسر سردار عنایت‌الله خان: نقش سازنده در برنامه‌های آموزشی و اجتماعی زنان.

معلمان و دانش‌آموزان. نخستین مکاتب دخترانه: با وجود فشارهای سنتی، اولین نسل زنان تحصیل ‌کرده در نهضت بیداری زنان نقش موثری داشتند

با وجود آن شتاب ‌زدگی سیاسی و مداخلات بیرونی مانع تداوم برنامه‌ های مترقی شد و سقوط دولت امانی نخستین گسست جدی در روند اصلاحات زن ‌محور را رقم زد، هرچند مبانی فکری آن در حافظه تاریخی باقی ماند.

 

دوره حبیب‌الله کلکانی

با روی کار آمدن حبیب‌الله کلکانی (۱۳۰۷)، بسیاری از اصلاحات امانی لغو شد. مکاتب دخترانه بسته گردید و تحجر، جهل و خرافات جایگزین تجدد شد. این دوره کوتاه نشان داد که اصلاحات اجتماعی بدون پشتوانه فرهنگی و آگاهی عمومی پایدار نمی‌ماند.

دوره محمد نادرشاه و محمد ظاهر شاه

در دوره نادرشاه بسیاری  از اصلاحات مدرن لغو ونظام نامه علیه افغانستان سرچپه  شد تا حمایت نیروهای سنتی و سران قبایل از سلطنت تقویت گردد.

در دوره ظاهر شاه، به‌ ویژه دهه دموکراسی، حقوق سیاسی و مدنی زنان به رسمیت شناخته شد. زنان حق رأی، حق انتخاب و حضور در آموزش عالی و مشاغل دولتی را یافتند.

پیشگامان:

  • کبرا نورزایی: اولین وزیر زن (وزیر صحت عامه)
  • معصومه عصمتی وردک: نماینده زن در پارلمان و فعال حقوق زن
  • رقیه ابوبکر: عضو مجلس سنا
  • خدیجه احراری: نماینده منتخب مردم هرات درپارلمان .
  • دکتور اناهیتا وکیل منتخب شهر کابل: بنیان ‌گذار سازمان دموکراتیک زنان افغانستان، نخستین بنیان‌ گذار مراسم ۸ مارچ در کابل و سازمانده فعال تظاهرات گسترده زنان کابل علیه تیزاب‌ پاشی بر دختران توسط گروه‌های اخوانی. نقش او در جنبش مترقی زنان و گسترش حقوق زن در سطح ملی برجسته و تاریخی است.

دستآوردهای این دوره عمدتاً در شهرهای بزرگ متمرکز بود و به مناطق روستایی گسترش کامل نیافت.

جمهوری محمد داود خان

روند مدرن ‌سازی ادامه یافت و حضور زنان در آموزش عالی، رسانه، طبابت و ادارات دولتی گسترش پیدا کرد. با این حال، تمرکز قدرت و محدودیت فضای سیاسی مانع شکل ‌گیری نهادهای مستقل و پایدار زنان شد.

جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان

پس از ۱۳۵۷، اصلاحات گسترده‌ای در آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی زنان اجرا شد. حضور زنان در نهادهای حکومتی، جامعه مدنی، رسانه‌ ها، آموزش، حق بر سلامت،هنر وفرهنگ ، حمایت های حقوقی ، قانونی و در بخش های  قوای مسلح افزایش یافت.

با این حال ،جنایات امین ،جنگ‌ های نیابتی ،مداخلات وتهاجم  خارجی زیرنام جهاد مانع نهادینه ‌شدن پایدار این اصلاحات شد.

سقوط حکومت دکتر نجیب باعث از بین رفتن بسیاری از دستاوردها گردید.

فروپاشی حقوقی در دوره مجاهدین و طالبان

دردهه هفتاد خورشیدی، جنگ‌های تنظیم‌های جهادی امنیت و کرامت انسانی زنان را به ‌شدت تهدید کرد.

بسیاری ازمکاتب و پوهنتون کابل به روی دختران بسته شد.

در دور نخست طالبان، حذف زنان از عرصه عمومی الزام‌ آور و اجبار شد،آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی زنان به طور گسترده محدود وسرکوب  گردید

فرصت تاریخی فصل ناتمام ( ۲۰۰۱۲۰۲۱ )

پس از ۲۰۰۱، با تصویب قانون اساسی جدید و حمایت جامعه جهانی وحکومت افغانستان و رعایت تبعیض مثبت  نسبت به زنان زمینه آن فراهم گردید تا زنان درعرصه سیاست، رسانه، آموزش عالی و جامعه مدنی، فرهنگ وهنر وموسیقی  شدند.

قوانین حمایتی تصویب و نهادهای مرتبط ایجاد شد.

مشارکت زنان در ساختار حکومت افزایش یافت

با این حال، فساد، حملات تروریستی و اقتصاد وابسته مانع تحقق کامل این دستاوردها گردید.

حذف ساختاری در دور دوم طالبان (۱۴۰۰تا امروز)

 از سال ۱۴۰۰ به این ‌سو، محرومیت زنان جنبه سیستماتیک یافته است:

  • بسته‌ شدن مکاتب متوسطه و لیسه‌ های دخترانه ،
  • ممنوعیت تحصیلات عالی،
  • منع کار در  ادارات و نهادهاو سفر بدون محرم،
  • انحلال وزارت امور زنان.

این اقدامات نه تنها حقوق زنان، بلکه ظرفیت توسعه و آینده کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

مبارزات و مقاومت زنان در برابر طالبان

با وجود سرکوب و تهدید، زنان افغانستان اشکال نوینی از مقاومت مدنی و سیاسی را شکل داده‌اند:

  • اعتراضات خیابانی،
  • فعالیت‌ های آگاهی ‌بخش در فضای مجازی،
  • دادخواهی حقوقی،
  • ایجاد شبکه‌ های همبستگی داخلی و بین‌ المللی.

این پایداری نشان می ‌دهد که زنان دیگر صرفاً موضوع سیاست نیستند، بلکه کنشگران آگاه و اثرگذار در معادلات اجتماعی و سیاسی هستند.

نتیجه ‌گیری

مرور یک سده تاریخ افغانستان نشان می ‌دهد که حقوق زنان تنها زمانی پایدار می ‌ماند که در بستر اصلاحات ساختاری اقتصادی، آموزشی، حقوقی و فرهنگی نهادینه شود.

حذف زنان به معنای حذف نیمی از ظرفیت انسانی کشور است

هیچ پروسه دولت ‌سازی بدون مشارکت برابر آنان دوام نخواهد داشت

دستیابی به عدالت جنسیتی مستلزم توسعه اقتصادی، گسترش آموزش، تقویت نهادهای قانونی مستقل و تحول در فرهنگ مردسالاری است

تحقق این شاخص‌ها می‌ تواند افغانستان را از چرخه تکرارشونده پیشرفت و عقب ‌گرد به سوی ثبات و برابری پایدار رهنمون سازد. 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۰۷۰۳          

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

« تشکیلات دموکراتیک زنان ایران » حمله تجاوزکارانه امریکا و اسراییل به میهن ‌مان ایران را به‌ شدت محکوم می کند 

 

ما از همه نیروهای مترقی و صلح‌ دوست جهان تقاضا داریم ضمن محکومیت این تجاوز وحشیانه که با قوانین بین ‌المللی، حاکمیت ملی کشورها، وجدان و اخلاق بشری مغایر است ، علیه این تجاوز آشکار و وحشیانه صدای ‌شان را بلند کنند و با کارزارهایی گوناگون بار دیگر از ادامه یافتن جنگ و کشتار مردم بی ‌گناه و تخریب و نابودی منابع انسانی و طبیعی منطقه و ایران مانع گردند.

رفقا و دوستان گرامی سازمان‌های «فدراسیون دموکراتیک زنان جهان » و همه زنان مترقی و صلح دوست جهان !

همان ‌طور که مطلع اید صبح امروز شنبه ۹ حوت ۱۴۰۴/ ۲۹ فبروری ۲۰۲۶ در حالی که به نظر می رسید مذاکرات در سطح بالا بین نمایندگان امریکا و ایران ادامه دارد، خاک میهن ما هدف حمله‌ های سازمان دهی شده مشترک رژیم ‌های فاشیستی و نژادپرست امریکا و اسراییل قرار گرفت، حمله‌هایی که علاوه بر نابودی منابع و زیرساخت ‌های کشورمان، کشتار وحشیانه مردم غیرنظامی ایران را به ‌دنبال داشت. در اولین گزارش‌ها در پی این تجاوز وحشیانه به خاک میهن ما، مدرسه دخترانه‌ای در شهر میناب  ( واقع در ولایت هرمزگان ) هدف قرار گرفت که بنا به‌ گفته فرماندار میناب در نتیجه این حمله جنایتکارانه بیش از ۹۰ کودک دانش‌ آموز کشته و کودکان زیادی دیگر نیز زحمی شدند و مدرسه آنان نیز به یک ویرانه مبدل شده است.

به ‌رغم  اینکه نیروهای ملی و مترقی میهن ما بارها  اعلام کرده‌اند راه نجات میهن ‌ما از نظام استبدادی حاکم کنونی تنها با مبارزه مردم و نیروهای مترقی ملت ایران در خاک کشورمان امکان‌ پذیر است و بر این اساس هر نوع دخالت خارجی و ارتش بیگانه نقض حاکمیت ملی ایران و تجاوز به خاک میهن ما است و آن را به ‌شدت محکوم می ‌کنند،  اما امپریالیزم امریکا امروز در توجیه این جنایت وحشیانه ‌اش و نقض حاکمیت کشورمان،  از براندازی رژیم ایران نام می ‌برد و اینکه به‌ کمک رژیم نژادپرست اسراییل که دستش به ‌خون هزاران کودک بیگناه غزه آغشته است و تحت تعقیب دادگاه بین‌المللی به‌جرم جنایت جنگی قرار دارد گویا قرار است دموکراسی و آزادی را به کشورمان ایران هدیه کند. البته افکارعمومی جهان نمونه‌های اهدای چنین آزادی‌ها و دموکراسی‌هایی را به مردم  لیبیا، عراق، افغانستان، و جز این‌ها، مشاهده کرده است.

ایران نیز در پاسخ به این تجاوز با حمله‌ های موشکی‌ای متقابل به تعداد زیادی از پایگاه‌ های امریکا در منطقه را آغاز کرده که در نتیجه ادامه یافتن حمله‌های تجاوزکارانه امپریالیزم و همکارش این حمله‌های موشکی و نظامی آتش جنگ و تنش‌هایی خونین در منطقه خاورمیانه را شدت خواهد بخشید، آتش جنگ و تنش‌هایی خونین و خانمانسوز که قربانیان اصلی ‌اش کودکان، زنان، و غیرنظامیان بی ‌دفاع خواهند بود. در چنین فضایی مانند حمله و جنگ ۱۲ روزه جون سال گذشته، شاهد جشن های «پیروزی» رضا پهلوی و هواداران سلطنت طلب اش و یا مریم رجوی و«سازمان مجاهدین خلق ایران » هستیم به این امید که توسط اربابان خارجی خود به عنوان دیکتاتورهای جدید منصوب شوند.

ما از همه نیروهای مترقی و صلح ‌دوست جهان تقاضا داریم ضمن محکومیت این تجاوز وحشیانه که با قوانین بین‌المللی، حاکمیت ملی کشورها، وجدان و اخلاق بشری مغایر است ، علیه این تجاوز آشکار و وحشیانه صدای ‌شان را بلند کنند و با کارزارهایی گوناگون بار دیگر از ادامه یافتن جنگ و کشتار مردم بی ‌گناه و تخریب و نابودی منابع انسانی و طبیعی منطقه و ایران مانع گردند. راه نجات میهن ما از استبداد کنونی جنگ و دخالت خارجی نیست، بلکه فقط و فقط با مبارزه مردم ایران و نیروهای مترقی و آزادی‌خواه آن به پیش برده می‌ شود.

 

 تشکیلات دموکراتیک زنان ایران

۱۳ حوت ۱۴۰۴

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۰۴۰۳          

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

بیانیه شورای صلح ایالات متحـده

.

شورای صلح ایالات متحده امریکا  میگوید : بگذارید کوبا زندگی کند!

محاصره امپریالیستی را فوراً پایان دهید!

 

کوبا تهدیدی برای امنیت امریکا نیست. امریکا از سال ۱۸۹۸ تهدید واقعی برای آزادی کوبا بوده است. همان‌ گونه که مارتین لوتر کینگ گفت: امریکا بزرگ‌ ترین صادرکننده خشونت در جهان است.

کوبا مسوول جنایت‌های امپریالیزم امریکا در قاره امریکا نیست. همانا امریکاست که کشورها را تهدید و اشغال می ‌کند، انتخابات را دستکاری می‌ کند و سلطه استعماری را تداوم بخشیده است.

کوبا عامل نسل ‌کشی نیست. همانا امریکا و اسراییل هستند که مردم فلسطین را قتل‌عام می ‌کنند.

کوبا جنگ‌ های جهانی، ترور، کودتا و تخریب اقتصادی سازمان نداده است. این جنایات کار امریکا و متحدانش است.

هیچ تحریم قانونی بین‌المللی علیه کوبا وجود ندارد. همانا امریکاست که با محاصره غیرقانونی، منشور سازمان ملل متحد را نقض می‌ کند.

بخش سلامت برای کوبا « کسب ‌وکار» نیست. برعکس، دهه‌ها خدمات پزشکی رایگان به فقیرترین مردم جهان ارایه داده است.

رهبری کوبا مردم خود را استثمار نمی‌ کند. جامعه سوسیالیستی کوبا آموزش، صحت عامه، مسکن، غذا و حمل ‌ونقل سبساییدی فراهم می‌ کند. جایزه جهانی طمع و استثمار به طبقهٔ حاکم امریکا تعلق دارد.

تهدید واقعی امنیت جهانی، فاشیزم داخلی امریکا، ماشین جنگی هسته‌ ای و انحصارات سوخت فسیلی آن است.

راه پیش ‌رو ارعاب و تجاوزگری نیست، بلکه احترام به حاکمیت همسایگان است.

طرح سنای امریکا (S.136) برای پایان محاصره و قطعنامه مجلس برای کنارگذاشتن دکترین مونرو نشان می ‌دهد که امکان تغییر وجود دارد.

شورای صلح ایالات متحده بار دیگر همه را به اقدام فرامی‌ خواند: یاری، اعتراض، اقدام مستقیم، آموزش سیاسی، لابیگری و اعزام هیات‌ های همبستگی.

زنده باد کوبا!

زنده باد انقلاب کوبا!

محاصره امپریالیستی را پایان دهید!

پیروزی از آنِ ماست!

 

١١ فبروری ٢٠٢۶

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۱۷۰۲          

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

اعلامیه انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان بمناسبت روزهای جهانی عدالت اجتماعی و زبان مادری

 

بنام خداوند حق و عدالت

هم ‌وطنان  گرامی،

۲۰  و ۲۱ فبروری روز بین المللی به ابتکار سازمان ملل متحد روز  به عنوان روز جهانی عدالت اجتماعی و روز بین المللی زبان مادری اعلام و گرامی داشته میشود.

این روزها یادها نیاز حق بنیادین هر انسان برای کرامت، عدالت، فرصت‌ های برابر و حفاظت از هویت فرهنگی و زبانی است و تعهد دولت‌ها و جامعه جهانی را برای مقابله با فقر، تبعیض و نابرابری یادآوری می ‌کند.

عدالت، جوهر تاریخ  بشر است و عدالت اجتماعی، رکن اساسی صلح پایدار، ثبات اجتماعی و انسجام ملی به شمار می ‌رود. براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فرد حق دارد از سطحی از زندگی شایسته، شامل خوراک، مسکن، مراقبت صحی ، آموزش  و ارزش های فرهنگی خویش برخوردار باشد.

میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت‌ها را موظف می‌سازد عدالت اجتماعی را با تضمین حق کار، آموزش، امنیت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان محقق سازند. افزون بر این، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، بر برابری جنسیتی و دسترسی برابر زنان به آموزش، کار و مشارکت عمومی تأکید دارد.

افغانستان کشور، کثیرالقومی و با تنوع  غنی زبانی و فرهنگی است  که هر کدام  بخش از باغ بزرگ ملت لایتجزای افغانستان است.

صحبت و انکشاف  زبان مادری نه تنها حق فرهنگی و هویتی است، بلکه پیش ‌شرط عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و مشارکت کامل شهروندان در زندگی اجتماعی و سیاسی محسوب می‌شود.

که در اسناد حقوقی آنی سازمان ملل متحد نیز مسجل گردیده است:

اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های  ملی زبانی ، قومی، مذهبی و زبانی (۱۹۹۲ م )

کنوانسیون حقوق کودک (در زمینه حق آموزش به زبان مادری در مراحل ابتدایی - ۱۹۸۹ م)

متأسفانه، احوال نا هنجار کنونی کشور فقر گسترده، بیکاری فراگیر، فروپاشی نظام حمایت اجتماعی و خدمات عمومی، محرومیت دختران و زنان از آموزش و حذف نظام‌ مند گروه‌های قومی و زبانی از عرصه عمومی، نمونه‌ های بارز از تبعیض ونقض عدالت اجتماعی و حقوق بنیادین شهروندان  افغانستان است.

این مصیبت با سیطره ذهنیت تکفیری ، در سایه استبداد خشن  شخص‌ محور رهبرطالبان ، و فقدان حکومت  مشروع و پاسخگو ، تهدیدی مستقیم برای صلح، ثبات و انسجام ملی به شمار می‌رود.

فشار بر زبان‌های دیگر و محدود سازی آنها، نه تنها حقوق فرهنگی و آموزشی را نقض می‌ کند، بلکه بی‌عدالتی و نابرابری اجتماعی و اقتصادی را عمیق ‌تر می‌ سازد.

عدالت اجتماعی و احترام به زبان‌های مادری در افغانستان بر سه رکن بنیادین استوار است:

۱- برابری فرصت ها ، تضمین دسترسی برابر همه اقوام و زبان ‌ها به آموزش، کار و مشارکت اجتماعی ،

۲- توزیع عادلانه  منابع، کاهش فقر، حمایت از گروه‌های آسیب‌ پذیر و تضمین رفاه اجتماعی،

حاکمیت قانون و پاسخگویی حاکمیت ، رعایت حقوق بشر، حفاظت از هویت فرهنگی و زبانی.

تجربه تاریخی نشان داده است که بدون عدالت اجتماعی، احترام به زبان‌ های مادری و پاسخگویی قدرت سیاسی، شکاف‌ های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عمیق ‌تر می‌ شوند و محرومیت، تنش و بی‌ ثباتی پایدار تقویت می ‌گردد.

عدالت اجتماعی و حق استفاده و انکشاف زبان‌ های مادری تنها در یک چارچوب یک حکومت مشروع و پاسخگو قابل تحقق است.

در این روز جهانی عدالت اجتماعی و زبان مادری انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان تأکید می ‌کند:

-  مبارزه با فقر و تضمین آموزش و مشارکت برابر برای تمام گروه‌های قومی و زبانی، به ویژه زنان و دختران، در صدر اولویت‌ها باشد،

- زبان‌های مادری باید در آموزش، رسانه و زندگی عمومی به رسمیت شناخته شوند و هرگونه تبعیض زبانی پایان یابد،  

- دولت‌ها و جامعه جهانی موظف‌اند نهادهای پاسخگو و مشروع را بازسازی و عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و احترام به تنوع قومی و زبانی را محقق سازند،

- عدالت اجتماعی و احترام به زبان‌های مادری، پیش‌ شرط صلح پایدار، توسعه انسانی و مشروعیت هر نظام سیاسی در افغانستان است.

هم‌وطنان گرامی، عدالت اجتماعی، احترام به زبان‌های مادری و تساوی حقوق، نه شعار و نه آرمان دست ‌نیافتنی، بلکه  یک تعهدی حقوقی، اخلاقی و سیاسی است.

«روز جهانی زبان مادری» » و « روز جهانی عدالت اجتماعی»  یادآور این حقیقت است که افغانستان تنها زمانی مسیر توسعه، صلح و ثبات را طی خواهد کرد که عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و حق تمام زبان‌ها به صورت واقعی، فراگیر و پاسخگو برقرار باشد.

بیاد داشته باشیم که:

هیچ  حاکمیت سیاسی بدون عدالت اجتماعی و احترام به تنوع زبانی  و قومی نمی ‌تواند مشروعیت کسب کند.

افغانستان  تجزیه ناپذیر ، خانه مشترک تمام اقوام و زبان‌ها و پیروان مذاهب مختلف است  و موجودیت آن بقول شاه امان اله فقید ، در گرو، وحدت ملی آن است

 

با حرمت

هیات اجراییه انجمن انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان

میر عبدالواحد سادات ، رییس انجمن

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۱۰۲         

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

اهمیت شناخت از پدران بزرگ معنوی ما

 

 میرعبدالواحد سادات

بخاطر روشنگری امروز ما و درک  از  مدرنیته  و مشروطیت در جدل تاریخی و جاری  «مشروعه» و «مشروطه» شناخت مشروطیت در افغانستان، بدون درک  از نقش  پر اهمیت روحانیون روشن‌ضمیر و پیوند آنان بااندیشه قانون، آزادی و مسئولیت اجتماعی، ممکن نیست.

جدل تاریخی میان «مشروعه» و «مشروطه» در تاریخ  بازتابی از کشاکش میان استبداد، استعمار وبیداری فکری جامعه افغانستان بوده می باشد . بازخوانی این تجربه، امروز بیش از هر زمان دیگر، برایروشنگری و بیداری ملی ما حایز اهمیت بزرگ می باشد .

نخستین سراج‌ الاخبار افغانستان؛ طلوع آگاهی 

۲۲ جدی، مصادف است با سالروز نشر نخستین شماره سراج‌ الاخبار افغانستان ، نشریه‌ ای که در(۱۲ جنوری ۱۹۰۵ میلادی ) در (۳۶ ) صفحه منتشر شد و نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات، اندیشه سیاسیو بیداری ملی کشور به ‌شمار می ‌رود.

عنوان این نشریه بزرگ توسط زنده یاد سید محمد داود حسینی فقید ، خطاط بزرگ هفت قلمی ، ادیب وبیدل شناس معروف ، خطاطی گردیده بود .

سراج‌الاخبار افغانستان را می‌ توان  و به‌ درستی یکی از مظاهر روشن و بومیِ مدرنیته در افغانستان دانست ، البته با این توضیح مهم که این مدرنیته، تلفیقی، تدریجی و درون ‌زا بود. مدرنیته ‌ای که از دل نیازملی ، سنت دینی، و مواجهه با جهان جدید زاده شد، اما به ‌دلیل ساختارهای سیاسی و اجتماعی ناپایدار، ناتمام ماند.مسوولیت این نشریه را مولوی عبدالروف خان کندهاری فقید ، متخلص به «خاکی»، سرمدرس مدرسه شاهی (درسگاه علوم دینی در مسجد چوب ‌فروشی کابل) بر عهده داشت و مولوی نجف‌علی فقید ازاستادان دارالعلوم حبیبیانا ( لیسه عالی حبیبیه)، معاون ایشان بود.

چنان ‌که علامه عبدالحی حبیبی  فقید در کتاب جنبش مشروطیت در افغانستان توضیح می ‌دهد، تأسیس این نشریه به ابتکار منوران  و دانشمندان مدرسه شاهی و دارالعلوم حبیبیه صورت گرفت. آنان این پیشنهاد را به امیر حبیب‌الله خان ارائه کردند تا:

«انجمنی از دانشمندان افغانی به‌ وجود آید، تا یک جریده پانزده‌ روزه به نام سراج‌الاخبار افغانستان درکابل نشر نماید.»(نقل از صفحه ۶ همان کتاب)

اما این حرکت روشنگرانه، به مذاق استعمار و اعیان دربار خوش نیامد ، و سرانجام ، «سرپنجه استعمارگلوی آن را گرفت» و نشریه به‌ گونه‌ای ظالمانه توقیف گردید.

مولوی عبدالروف «خاکی» ، روحانیِ مشروطه‌ خواه و پیشگام بیداری ملی

 مولوی عبدالروف خان کندهاری ، از رهبران فکری مشروطیت اول، فرزند مولوی عبدالرحیم کاکر قندهاری شهید بود، عالمی که در خرقه مبارک، به دستور مستقیم امیرعبدالرحمن خان به شهادت رسید. با این‌همه، اعضای این خانواده در برابر استبداد خاموش نماند و فرزندانش در مشروطیت دوم و نهضت امانی نقش برجسته‌ای ایفا کردند.

از جمله، مولوی عبدالواسع کندهاری فقید فرزند دوم این خاندان، از علمای بزرگ روشن‌ ضمیر، مدافع حاکمیت و سیادت قانون و مؤلف نخستین قانون جزای کشور با عنوان تمسک ‌القضات امانیّه بود ، شخصیتی که بحق به‌ عنوان «پدر تقنین افغانستان» شناخته می‌ شود، که متاسفانه سرانجام توسط حبیب‌الله کلکانی اعدام گردید.

میراث فکری و ادبی این روحانی منوّر

مولوی «خاکی» فقید، افزون بر جایگاه دینی و سیاسی، در زبان‌های عربی، دری و پشتو آثار متعددی ازخود به‌ جا گذاشت و شاعری ذواللسانین بود. اندیشه او، آمیزه‌ای از دین، آگاهی ملی، آزادی‌ خواهی واصلاح اجتماعی است.

منحيث حسن ختام ، اين يادداشت را با خشنودى روان آن ازاديخواه بزرگ و همرزمان شان ، دو بيت ازاشعارشانرا با دوستان شريک مينمايم  :

افغان اگر نظر فگند بر صلاح خويش

اول ببايدش كه بگيرد سلاح خويش

گر اصلاح وى ، طلب عيش و عشرتست

فرض است انكه محو كند اصطلاح خويش.

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۲۰۱          

Copyright ©bamdaad 2026