گردهمایی افغان های شهر ویانا به خاطر ارج و احترام از شخصیت و کارنامه های زنده یاد ببرک کارمل

جمعی از افغان های باشنده در شهر ویانا پایتخت جمهوری اتریش به روز بیست و چهارم ماه دسامبر ۲۰۱۵ میلادی طی گردهمایی به منا سبت نوزدهمین سالگرد وفات شاد روان ببرک کارمل رییس دولت پیشین جمهوری دموکراتیک افغانستان ؛ ازاین شخصیت برازنده تاریخ سیاسی کشور ما یاد نموده ، کارنامه ها و خاطراتش را گرامی داشتند . محترم فاضل دلزاده رییس شورای کشوری حزب ملی ترقی مردم افغانستان که گرداننده گی این نشست را به دوش داشت زنده گی نامه و برگ های از کارنامه های درخشان سیاسی ببرک کارمل را به بیان گرفت و از خاطرات خود به مثابه همرزم آن بزرگ مرد یاد آوری نمود . در ادامه نشست او از دیپلوم انجینر عمر محسن زاده خواهش نمود تا در باره سیر زنده گی آن زنده یاد از جوانی تا پیوستن به جاودانه گی صحبت نماید.
محترم عمر محسن زاده در صحبت همه جانبه خود پیرامون شرایط آغازین مبارزات سیاسی به خاطر آزادی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی ، فرود و نشیب جنبش های مردمی ، مبارزات پارلمانی ، تاسیس و فعالیت های حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، قیام هفتم ثور و گرانیگاه های برنامه های گسترده دولت ملی و دموکراتیک در تحت رهبری و زعامت ببرک کارمل سخن گفته ؛ و رویا های آن مرد فرزانه را به خاطر آسایش ، خوشبختی و آزادی هر فرد افغان و شگوفانی افغانستان باز گو نمود.
وی در ادامه صحبت های خود با توجه به شرایط ویژه محیطی و فرهنگی ، مراحل و مقطع های زنده گی سیاسی و اجتماعی کشور ما ، اندیشه های راهبردی ، توانایی ها ، مدیریت و سازماندهی نیروهای سیاسی و جنبش های اجتماعی و عملکرد مدبرانه ببرک کارمل را در انجام مسوولیت های سیاسی و دولتی به کاوش گرفت واز هوشمندی ویژه او در شناخت پروسه ها وپدیده های سرنوشت ساز برای کشور و مردم ما یاد آوری کرد .
موصوف خاطر نشان ساخت که زنده گی درستی تزها ، پیشبینی ها و هوشدار های ببرک کارمل را بار بار نشان داده است . خصلت کاریزماتیک وی با دانش ، درایت و اخلاق سیاسی او که مبتنی بر تواضع ، مهرورزی ، راستکاری ، دلسوزی ، ارزش های فرهنگ بلند انسانی و پایبندی به اصول بود رابطه داشت. زنده یاد کارمل به همه مردم کشور خود تعلق دا شت ، به خاطر وحدت ملی می رزمید و از منافع ملی مهین خود بی دریغ دفاع می نمود .او در سطح جهانی نیز چهره شناخته شده و حامی حقوق انسان های زحمتکش ، صلح دوست و داد خواه بود .
در بخش دیگر این نشست محترم انجنیر نجیب یوسفی متصدی تار نمای وزین « وطندار » رشته کلام را به دست گرفت و با بیانیه موجز وپر محتوای خود بر جهات گوناگون زنده گی و کار کرد های سیاسی ببرک کارمل روشنی انداخت . او از نقش استثنایی و تاثیرگذار ببرک کارمل در زنده گی چند دهه سیاسی کشور و از دستآورد های بزرگی که توده های زحمتکش در دوره زنده گانی کارمل نصیب شده اند یاد کرد .
محترم احمد شاه ترین یکی از جوانان با احساس و مبتکر که در فراهم آوری این نشست نقش فعال داشت به نوبه خود بزرگداشت کارنامه ها و خاطرات ببرک کارمل را ستود و اضافه کرد که بهترین ارج گذاری به بزرگان مردم ادامه راه و اندیشه های وطن پرستانه آنهاست . او تقاضا نمود تا همه وطنپرستان در اندیشه و عمل به خاطر آزادی ، صلح ، پیشرفت اجتماعی و مقابله با دشمنان مردم افغانستان متحد گردند . نشست یاد و بود و ارجگذاری که در حدود سه ساعت دوام نمود با یک دقیقه سکوت وادای احترام به همه رفته گان راه مردم به پایان رسید .
بامداد ـ اجتماعی ـ ۱ /۱۵ ـ ۲۶۱۲
شیخــه درواغجنــه
سوز یمه اخستی د سازونــو راته مــه وایـه
پرې مې ږده یوازې ، د بزمونو راته مه وایه
زه د عمر تږی وم ، تا تش سراب ته بوتلمه
یه ساقي دروغجنه ، د جامونو راته مه وایه
څو به مې د زړه پر دښته لونې د لمبو تخـم
ټول ایري ايري یم ، د اورونو راته مه وایه
ما خو لدې باغه بس یوازې اغزي واوښتل
غلی شـــه ملیاره ، د ګلونــو راته مـه وایه
راغلم له کوم ځایه، اوپه کوم لوري روان یمه ؟
نور د نامــالــومــو منــزلــونــو راته مــه وایه
نه په شنو کې شنه شته ، نه په سپینو کې سپین پاتې دي
رنګ په رنګ بـدلیــږي ، د رنګونـو راتـه مـه وایه
دلتـــه د دار رویو د دستــار ســرونه وخوړل
بس دی ، د سولیو ، د دارونو راته مـه وایه
بیا د کوم منصور مغرورې غاړې ته رسۍ اوبې
شیخـه ، نور د ږيرې د وزغـونـو راته مـه وایه .
( صدیق کاوون )
بامداد ـ فرهنگی ـ ۲ /۱۵ ـ ۲۰۱۲

سحرگاهی، ز بازیگاه طفلان،
کودکم با چشم تر برگشت،
و با بغض که بودش در گلو پرسید:
بگو بابا!
مهاجر چیست؟
دشنام است، یا نام است.
٭٭٭
از آن پرسش، دلم لبریز یک فریاد خونین شد،
و مروارید اشکی،
از کنار چشم من، بی پرده پایین شد،
ولی آهسته چشمم را به پشت دست مالیدم،
و در ذهنم برای آنچنان پرسش، جواب نغز پالیدم.
٭٭٭
بدو گفتم:
ببین فرزند دلبندم،
تو میدانی که میهن چیست؟
بگفت: آری،
تو خود روزی به من گفتی،
که میهن خانه یی اجداد را گویند،
زدم بوسی بر رخسارش،
و غمگینانه افزودم،
اگر در یک شب تاریک،
مشتی دزد و رهزن، خانه یی بابات را سوزند،
و هر سو آتش افروزند،
و تو از وحشت دزدان، بیرون آیی،
و شب ها را به روی سنگفرش مردم دیگر بیاسایی،
مهاجر می شوی فرزند،
مسافر می شوی دلبند.
٭٭٭
سرشک تازه یی چشمان فرزند مرا تر کرد،
و اندوهی روانش را مکدر کرد،
و آنگه گفت: دانستم
مهاجر آدم بی خانه را گویند،
و من مصراع شعر ساده اش را ساختم تک بیت:
و در زیر لب افزودم، نیکو گفتی عزیز من،
مهاجر آدم بی خانه را گویند
مهاجر قمری بی لانه را گویند.
( رازق فانی )
بامداد ـ اجتماعی ـ ۱ /۱۵ ـ ۱۹۱۲
گذری و نظری بر زنده گی و شعر راحله یار

زلمی رزمی
خانم راحله یار ازآن دست شاعرزنانی است که اگرکسی مجموعه اشعارش را هم نداشته باشد سروده های پر سوز و گداز و دلنوشته های او را حتماً ازطریق نشرات روزنامه ها و مجلات ، سایت های انترنتی، فیس بوک وغیره شنیده است.
او در سال ۱۹۶۱ میلادی درشهر کابل متولد شد. پس ازطی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، تحصیلات عالی را دررشته ادبیات در دانشگاه کابل تا ختم سال سوم موفقانه ادامه داد و اما تشدید جنگ و ناامنی های کشور مانع ادامه تحصیل وختم سال چهارم شد .
راحله یار استعداد و قریحه شعرسرایی را از دورانی که هنوزشاگرد مکتب بود در وجود خود کشف کرد و نوشتن شعر و قطعات ادبی را ازهمان دوران با علاقه بی پایان آغازکرد و با تلاش مداوم خلاقیتهای ویژهای را از خود بروز داد تا اینکه رفته رفته با انتشارغزل های دلنشین او در روزنامه ها و مجلات کشور به سرعت در کانون توجه قرار گرفت.
سروده های شعری خانم راحله یار در قالبهای گوناگون مثل غزل، دوبیتی، رباعی، مثنوی و مخمس همه ازمحتوا و معانی زیبایی سرشاراست وبیشتر ازهمه توسط شعردوستان و زیبااندیشان موردستایش قراردارد.
نخستین مجموعه شعری اش «جوانه های سرود » نام دارد که در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به چاپ رسیده وسپس دو مجموعه دیگر وی نیز به نام های:
« دریا چرا ز گریه ما دم نمی زند؟ »
و « از تلخی ترانه »
توسط ( موسسه نشراتی شروع ) به زیورچاپ آراسته شد که هرکدام حاوی ده ها قطعه شعر روان و خوش آهنگ و پرنغز می باشد.
راحله یارسال ها قبل مثل هزاران هموطن دیگرش مجبور به ترک وطن گردیده وهمراه با خانواده اش درکشورالمان به سرمی برد و اما به شهادت اشعارجدیدش هیچگاهی آفرینشگری اش به پایان نرسیده وحضورش درعرصه هنر شعر و ادب کشورهمیشه پا برجا و استواربوده است چنانچه صدای رسایش دردیارغربت نیزطنین می افگند :
تا نفس دارم به حرفم پافشاری می کنم
آب را در جویبار عشق جاری می کنم
با سرود رود می ریزم به دشت عاشقی
ریشه های آرزو را آبیاری می کنم
از صدای نارسای بی خودی هایم مرنج
شعرهایم را به یادت دستکاری می کنم
رونویسی می کنم آنچه که دارم در بساط
سینه را ویرایش دیدار داری می کنم
تا سری دارم، به سودای تو و سودای دل
با زبان شعر حافظ وار زاری می کنم
٭٭٭
عاشقی امشب هوای یار می بارد سرم
با تو امشب ای دل عیار! یاری می کنم
کوه را با پنجه های شعر از جا می کنم
پیش پای دوست جوی شیر جاری می کنم.
برای خانم راحله یارعزیزطول عمر، سلامتی و سرافرازی های بیشترآرزو دارم.
بامداد ـ فرهنگی ـ ۱ /۱۵ ـ ۲۰۱۲
روزبین المللی مهاجرت

هجدهم دسامبر بر اساس فیصله سازمان ملل متحد « روز بین المللی مهاجرت » شناخته شده است. دراین روز فرصتی بوجود می آید تا صدایی این « اقلیت محروم » جامعه ای بشری، که تا دو صد ملیون تخمین می شود ، به گوش جهانیان برسد.
این روز برای افغانان در پهلوی بعد بین ا لمللی ، دارایی اهمیت بزرگ ملی می باشد ( مهاجر و مهاجرت در تاریخ کلمات آشنا برای افغانان می باشند و تقویم رسمی کشور « هجری ــ شمسی » واز حضرت آدم و تا پیغمبربزرگ اسلام و ... از زمره مهاجران پنداشته می شوند ) ، در بیشتر از سه دهه افغانان بزرگ ترین رقم مهاجران جهان را تشکیل می دادند و در احوال فعلی نیز بعد از سوریه در مقام دوم قراردارند.
مساله مهاجرت بخشی از تراژیدی افغانستان و داستان غم انگیزازکتاب تاریخ خونبار وطن ما پنداشته میشود ، بدینرو:
باید به مثابه داعیه ملی به آن نگاه و پرداخته شود ، این بدان مفهوم است تا علی الرغم تفاوت ها در دیدگاه ها ، باید دولت افغانستان ، پارلمان ، جامعه مدنی ، سازمان های مدافع حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق افغانان در خارج کشور ، عطف توجه به معضله مهاجران ، بیجاه شده گان و پناهنده گان را درگام نخست باید به حیث معضله انسانی وبشری نمایند؛ و درثانی از دید حق وحقوق آنان که در قوانین ملی و بین المللی مسجل می باشند ، بدان پرداخته شود.
در حالی که متاسفانه در مراحل مختلف و درهرتغیر تعداد مهاجران بیشترگردیده و در سال روان عیسوی ما شاهد برآمدن کتله وی جوانان تحصیل یافته از کشور می باشیم ، باید علل وعواقب آن دلسوزانه بررسی و راه های مقابله قانونی وعملی جست و جوگردد.
اظهرمن الشمس است که پدیده مهاجرت از همان آغاز غم انگیز بوده و با اندوه و درد و رنج تداوم میآبد. ملیون ها افغان درین چهاردهه در پاکستان و ایران وتا پنج قاره جهان مصایب بیشماری را متحمل گردیده وتا اکنون با آن دست و پنجه نرم می نمایند، بازگشتاندن افغانان از دوکشور همسایه با واقعیت های تلخ وطن سازگار نمی باشد. براساس گذارشات مطبوعات مهاجران افغان که در ایران با هزارو یک مشکل مواجه اند، به جنگ سوریه سوق می گردند . آنانی که با تقبل مشکلات عدیده به اروپا می رسند ، با فصل جدید از مصایب مواجه می گردند ، تعداد زیاد افغانان در مسیر راه هلاک ویا در ابحار غرق گردیده اند و به مثابه لکه ننگ بر وجدان بشریت قلمداد می گردد. از ترکیه تا یونان ، ایتالیا ومجارستان مهاجران افغان دوزخ را تجربه م ینمایند ومحلات تجمع مهاجران یونان ومجارستان، به استناد اظهارات مسوولین اتحاد اروپا ، حالت بهتر از شکنجه گاه ها را ندارد ( براساس گذارش دو روز قبل اتحادیه اروپا شیوه غیر قابل توجیه مجرم شناختن بر آنان اعمال میگردد ) ، آنانی که به اروپای غربی وشمال اروپا می رسند ، با مشکلات جدید و دیپورت جبری مواجه می باشند.
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به مثابه نهاد مدافع حقوق افغانان ، در حالیکه پیوسته طرح ها وپیشنهادات خود را در رابطه به مشکلات پناهنده گان و مهاجران افغان ارایه نموده است ، یکبار دیگر به تمام مراجع ذیربط در داخل کشور و نهاد های مدنی و مدافعان حقوق افغانان ، دفاع از داعیه ملی مهاجران را مطرح می نماید ، تا همه با اشتراک مساعی در خدمت هموطنان مستمند و مستحق خود قرار داشته و دین انسانی و افغانی ما را ادا نماییم . صدایی مشترک افغانان زمینه آنرا مساعد خواهد ساخت تا توجه مراجع ذیربط بین المللی ( سازمان ملل متحد ، اتحاد اروپا و کشور های مربوط ) به معضلات و مصایب مهاجران افغان جلب گردد.
با احترام
هیات اجراییه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا
بامداد ـ اجتماعی ـ ۴ /۱۵ ـ ۱۸۱۲