شانگهای و روسیه در مسیر شـرق

برای بهبود اثربخشی سازمان ملل متحد، لازم است که نمایندگی آن (سازمان همکاری شانگهای ) در نهادهای کلیدی آن اصلاح شود، به ویژه با گسترش شورای امنیت به کشورهایی از اروپای جنوبی و شرقی جهانی
پس از بیست و ششمین اجلاس سازمان همکاری شانگهای که در بیشکک برگزار شد و همزمان با بیست و پنجمین سالگرد تاسیس آن بود، مشخص شد که روسیه برنامه های استراتیژیک خود را برای آینده نزدیک به طور قابل توجهی تنظیم کرده و اولویت های سیاست خارجی خود را تغییر داده است.
سردبیرسایت استالیستیه از ولادیمیر میخیف، تحلیلگر و نویسنده متخصص در روابط بینالمللی، ژیوپلیتیک و روندهای جهانی، خواستند تا در مورد این وضعیت اظهار نظر کند.
پرسش : اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای توجه جهانی را به خود جلب کرد و اظهارات مهم بسیاری مطرح شد. نتایج آن را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ : دو بیانیه ولادیمیر پوتین نقطه عطفی در دیپلوماسی روسیه بود.
اول، مسکو سازمان همکاری شانگهای را یکی از تأثیرگذارترین ساختارهای منطقه ای می داند.
دوم، برای بهبود اثربخشی سازمان ملل متحد، لازم است که نمایندگی آن در نهادهای کلیدی آن اصلاح شود، به ویژه با گسترش شورای امنیت به کشورهایی از اروپای جنوبی و شرقی جهانی.
برای تأکید بر نکته اول، یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که جمعیت کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای + تقریباً ۳.۵ میلیارد نفر یا ۴۲٪ از جمعیت کره زمین است.
این کشورها ۶۵٪ از خاک اوراسیا را اشغال کردهاند. منطقه شانگهای + (شامل کشورهای عضو، کشورهای ناظر و شرکای گفتگو) ۳۲٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهد.
نکته دوم با اظهارات اخیر الکساندرا آلیمووا، معاون وزیر امور خارجه روسیه، روشن می شود: «سازمان ملل متحد در حال تجربه «لغو دیپلوماسی» است. علت اصلی، ناتوانی جامعه بینالمللی در همکاری، دستیابی به اجماع و سازش در شرایط ژیوپلیتیکی فعلی است. این امر به ویژه در سازمان ملل متحد، در شورای امنیت سازمان ملل مشهود است.»
حتا طنیناندازتر، لحن بی سابقه و تند بیانیه سرگیی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، بود. سخنان او که خطاب به روزنامه نگاران در کنگره حزب روسیه متحد ایراد شد، شبیه نوعی مانیفست بود که اروپامحوری قبلی این کشور را رد می کرد. من نقل قول می کنم: « کشورهای غربی که با کمک رژیم نازی در کیف به ما اعلام جنگ کردند و سال ها امیدوار بودند که ما با آنها به توافق برسیم، با آنها به توافق نخواهند رسید. در اروپای امروز کسی برای مذاکره وجود ندارد، آنها بار دیگر با بقایای نازیزم آلوده شدهاند.» بنابراین، تأیید «محور» سیاست خارجی روسیه به سمت شرق شاید نتیجه اصلی اجلاس بیشکک بود.
این امر برای روسیه که خود را در وضعیت جنگ اعلام نشده علیه غرب می بیند، کاملاً منطقی است. دو عامل ژیوپلیتیکی اجتناب ناپذیر هستند. ایالات متحده روی تغییر قدرت در مسکو حساب کرده بود تا دست نشاندههای طرفدار غرب کرملین را بیشتر در رویارویی با چین درگیر کند.
در عین حال، اروپای ظاهراً متحد قصد داشت روسیه را به قلمروهای تحت تصرف خود تقسیم کند، سرزمینهای خاصی را تصرف کند و از منابع طبیعی آنها بهره برداری کند. در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، روسیه تعهد خود را به «مسیری جدید» تأیید کرد، جایگزینی برای غربی سازی سنتی، که سکون آن از توهم «نوری در پنجره» تغذیه میکند ، همان «پنجرهای به اروپا» که در زمان پتر کبیر باز شد.
این جایگزین به نفع کشورهایی است که توانسته اند خود را از یوغ و دام های وابستگی استعماری به غرب رها کنند.
این جهت گیری به سمت کشورهای شرق و جنوب جهان است که « اکثریت جهانی » واقعی را تشکیل می دهند.
شی جین پینگ، رییس جمهور چین و ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، بر تقویت امنیت تأکید کردند. رهبر چین خواستار آن شد که امنیت به عنوان یک هدف کلیدی در نظر گرفته شود و شامل مبارزه با تروریزم، افراط گرایی، جرایم فراملی، قاچاق مواد مخدر و همچنین تضمین امنیت اطلاعاتی، بیولوژیکی و فضایی باشد.
هیات روسی، به نوبه خود، (بدون مشخص کردن منظورش) ایجاد ساختارهای امنیتی جدید را پیشنهاد داد. این به معنای ایجاد یک اتحاد نظامی رسمی نیست، اما قابل توجه است که شرکت کنندگان در اجلاس توافق کردند که اگرچه فعالیت های سازمان همکاری شانگهای علیه سایر کشورها نیست، اما اتحاد آنها نمی تواند تهدیدات امنیتی رو به رشد را نادیده بگیرد.
همچنین شایان ذکر است که به گفته شی جین پینگ اشاره کنیم: « سازمان همکاری شانگهای باید جسورانه مسوولیت تاریخی خود را بر عهده بگیرد و به طور فعال مسیر تاریخ را شکل دهـد.» آیا این گواه دیگری بر تکامل این سازمان نیست؟ پتانسیل مالی و اقتصادی دایماً در حال گسترش آن، گاهی ناخواسته و گاهی عمداً، باعث ایجاد جاه طلبیهای سیاسی و ژیوپلیتیکی میشود.
باید بر جاه طلبیها به معنای مثبت کلمه تأکید کرد.
با این حال، نباید دچار هیچ توهمی شویم. هر سازمان بینالمللی پیچیدهای ناگزیر بازاری را تشکیل می دهد که در آن تصمیمات باید با یافتن مصالحه ای بین منافع ملی و دولتی گرفته شود، که ( طبق تعریف ) هرگز کاملاً با هم منطبق نیستند.
سازمان همکاری شانگهای نیز از این قاعده مستثنی نیست. نارضایتی های دیرینه، مانند مواردی که مرتباً در روابط بین هند و پاکستان مطرح می شوند، از بین نرفته اند.
با این وجود، ارزشمند است که پس از یک ربع قرن، امکان تحکیم روابط بین کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، که از نظر ماهیت، ساختار دولت، ایدیولوژی و حافظه تاریخی بسیار متفاوت هستند، فراهم شده است، اصولی از همزیستی مانند برابری و احترام به هویت فرهنگی، که وجود مدلهای مختلف دموکراسی را نیز از پیش تعیین می کند.
همه اینها به این معناست که سازمان همکاری شانگهای تمام پیش نیازهای لازم را برای رشد طبیعی از چارچوب منطقه ای خود و تبدیل شدن به یک ساختار کلیدی در جهان چند قطبی دارد.
ترجمه و تدوین از الناز گرجی
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۹۰۹
Copyright ©bamdaad 2026