قيام متعلمین فرانسه

گفتوگو با بازيل كوپن
پرسش : گزارشهایی وجود دارد که نشان می دهد این جنبشی خودجوش از پایین است که از لیسههای منطقه کارگری در حومه پاریس آغاز شده است. آیا این موضوع صحت دارد؟ این جنبش چگونه شکل گرفت و چه عاملی باعث جرقه خوردن آن شد؟
پاسخ : در فرانسه اروپایی، متعلمین دوره متوسطه از ۱۸ سپتامبر در اعتراض به کمبود شدید امکانات و بودجه در نظام آموزش ملی دست به تجمع زدهاند، کمبودی که مانع از تحصیل درست آنها می شود و امید به آینده را از آنها گرفته است. نخستین اعتراضها در منطقه کره تی و پس از اعتصاب معلمان لیسه سن- اگزوپری شکل گرفت. خیلی زود بسیاری از مدارس دیگر در سراسر کشور، به ویژه در مناطق محرومت ر مانند سن- سن- ، به این جریان پیوستند. البته این اعتراضها پیش تر در «سرزمینهای فرادریایی ـ » آغاز شده بود، اما رسانه ها آن را کاملا نادیده گرفتند و هیچ اشارهای به آن نکردند، همان رسانههایی که اکنون مدعی هستند اعتراضها از ماه سپتامبر شروع شده است. فرسودگی نظام آموزش ملی و به طور کلی تر خدمات عمومی، ساکنان سرزمین های فرادریایی را بسیار شدیدتر تحت تاثیر قرار میدهد. آنها درآمد کمتری برای زندگی دارند، در دسترسی به امکانات اولیه مانند آب آشامیدنی با مشکل روبه رو هستند، زیرساخت های بسیار ضعیفی دارند و نابرابری های اجتماعی بیشتری را تجربه می کنند، تا جایی که نرخ بیکاری در آن مناطق دو تا سه برابر فرانسه اصلی است. آنها همچنین آسیب های شدیدتری از تغییرات اقلیمی میبینند. یکی از اصلیترین عوامل بروز این اعتراضها، فقیرتر شدن روزافزون خانوادههایی است که در مناطق محروم زندگی می کنند و از پیش هم امکانات لازم برای یک زندگی شایسته را نداشته اند.
پرسش : این جنبش چگونه زبانه کشید و به یک اعتصاب و اعتراض سراسری در کشور تبدیل شد؟
پاسخ : از طریق شبکههای اجتماعی، بسیاری از دبیرستانهای پاریس با شعار «همبستگی با ۹۳» به این جریان پیوستند. این عدد به استان سن-سن-دنی اشاره دارد، منطقهای عمدتا کارگری در حومه شمال شرقی پاریس که اعتصابها و تعطیلی مدارس در آن بسیار گسترده بود. پس از آن، جنبش در سراسر کشور پخش شد. بسیاری از گروههای دیگر نیز خیلی سریع از متعلمین پشتیبانی کردند، از جمله دانشجویانی که از ابتدای ماه برای اعتراض به خطر خصوصی سازی دانشگاهها دست به تجمع زده بودند. به باور من، انعکاس اخبار در رسانهها و رفتارهای سرکوبگرانه دولت، باعث بیداری و آگاهی کسانی شد که پیش از این همبستگی چندانی با جوانان محله های کارگرنشین نشان نمی دادند. بسیاری از دانشکدهها و پردیسهای دانشگاهی تعطیل شدند، حتا نهادهایی مانند موسسه خصوصی کاتولیک پاریس که تاریخی دور از اعتراض و سیاست داشتهاند. دبیرستانهای مناطق مرفه پاریس و برخی مدارس غیرانتفاعی نیز به تعطیلی اعتراضآمیز مدارس پیوستند. اتحادیههای صنفی بخش دولتی، از جمله اتحادیههای معلمان و کارکنان اطفاییه هم همراه جنبش شدند. آتش نشانان دقیقاً در همان زمان دست به اعتراض زده بودند، چرا که مجبور بودند با کمترین امکانات، ماهها گرمای بی سابقه تابستان و آتش سوزیهای گسترده را مدیریت کنند، به ویژه پس از آنکه گابریل آتال، نخست وزیر پیشین، سفارش خرید دو هواپیمای جدید آتش نشانی کانادیر را لغو کرده بود. بنابراین با یک اعتراض کم نظیر و بی سابقه روبه رو هستیم که طیف گستردهای از مردم خشمگین از تضعیف خدمات عمومی در فرانسه را کنار هم جمع کرده است. همچنین برای ۱۷ اکتوبر، فراخوان اعتراضی بزرگی از سوی جنبش جلیقه زردها داده شد.
پرسش : خواستههای اصلی این جنبش چیست و آیا با گسترش اعتراضها این خواسته ها تغییری کردهاند؟
پاسخ : خواستهها بسیار متنوع هستند، اما محور اصلی بیشتر آن ها اعتراض به کمبود بودجه آموزش و پرورش و خدمات عمومی است، وضعیتی که نتیجه آزاد سازی اقتصادی شتابان در طول چند دهه گذشته است. مکتب ها سالهاست که با کاهش بودجه دست وپنجه نرم می کنند. ترمیمات ضروری انجام نمی شود، به ویژه در مناطق محروم حومه پاریس. ساختمانها عایق بندی بسیار ضعیفی دارند (به طوری که دمای صنفها در تابستان و زمستان طاقت فرسا می شود)، تشناب ها کافی نیستند یا همیشه خراب و غیرقابل استفادهاند. در مناطقی که این قیام از آنجا آغاز شد، دانش آموزان خواستار حداقل امکاناتی هستند که بتوانند در شرایطی انسانی درس بخوانند، به ویژه جایگزینی واقعی برای معلمان غایب. در اکثر قریب به اتفاق مکاتب، بیشتر متعلمین به دلیل کمبود نیروی انسانی دست کم یک معلم را در طول سال تحصیلی از دست می دهند. حتا وقتی معلمان برای مدتی طولانی (گاهی چند ماه) غایب هستند، هیچ معلم جایگزینی فرستاده نمی شود، مگر برای سالهای آخر که امتحان های نهایی برگزار می شود. جذب معلمان فقط از درون همان منطقه آموزشی انجام می شود و به همین دلیل گاهی تعداد متقاضیان از تعداد چوکی های خالی کمتر است. در منطقه سن- سن- دنی، یک شاگرد در طول دوران تحصیل خود به طور متوسط بین ۱۲ تا ۱۸ ماه از آموزش محروم می شود که بسیار بیشتر از حد وسط کشوری است. از سوی دیگر، به دلیل فشار اقتصادی و فقیرتر شدن خانوادهها، از هر چهار کودک نزدیک به یک کودک مجبور است دست کم یک وعده غذایی در روز را حذف کند. با اینکه قرار بوده غذای مدارس ارزان و اقتصادی باشد، وضعیت فرسوده مدارس در حومه ها باعث شده کیفیت غذاها افت کند و حتا گاهی مواد غذایی آلوده به حشرات یا مکروب باشند. دسترسی به آب آشامیدنی سالم نیز یکی دیگر از خواسته های بسیار مهم است، چرا که تعداد زیادی از مکاتب، به ویژه در مناطق آنسوی اوقیانوس، آب آشامیدنی ندارند. برخی مدارس حتا وضعیت بهداشتی خطرناکی دارند و در آب لوله کشی آنها آلودگی های میکروبی پیدا شده است. در نهایت، متعلمین خواستار فضاهای آموزشی استاندارد هستند: برای نمونه، سقف و دیوار بسیاری از لیسهها و دانشگاهها دچارکپک زدگی شدید است که سلامت تنفسی افراد را به خطر می اندازد. سقفهای ترک خورده روی سر متعلمین یا معلمان میریزد، در برخی مدارس موش دیده میشود و صنف های کانتری و بی سقف و که قرار بود ابزاری موقت باشند، اکنون ۲۰ سال است که به همان شکل باقی ماندهاند. دانشجویان دانشگاه نیزخواستار دسترسی به مسکن ارزان و مناسب هستند.
پرسش : این جنبش چگونه مدیریت و سازماندهی می شود؟ معمولا چنین جنبشهایی با چالش ساختاری روبه رو هستند و میان مدیریت خودجوش و افقی با مدیریت متمرکز و عمودی کشمکش وجود دارد. آیا یک ساختار سازمان یافته سراسری شکل گرفته یا هنوز با مجموعهای از گروههای محلی روبه رو هستیم؟
پاسخ : نقطه قوت و ویژگی برجسته این جنبش در این است که خود شاگردان مکاتب متوسطه آن را پایه گذاری و سازمان دهی کردند. آنها کاملا مستقل عمل کردند و در هماهنگ کردن اقدامهای خود بسیار موفق بودند. برخی از آنها پس از بستن مدرسه خود، برای کمک و حمایت به سراغ متعلمین مدارس همجوار یا شهرهای نزدیک تر رفتند. این اعتراض گسترده به طور طبیعی پای سازمان ها و اتحادیه های صنفی را هم به مبارزه باز کرد، بدون آنکه اجازه دهد یک ساختار دستوری از بالا به پایین به آنها تحمیل شود. شبکه های اجتماعی نیز به جوانان سراسر فرانسه این امکان را دادند تا با هم ارتباط بگیرند و تشکلهایی در سطح ملی بسازند و اجازه ندهند اعتراضها در سطح محلی محدود بماند. برای نمونه، فراخوان « پسگرفتن باستیل » در شبکه های اجتماعی شکل گرفت و به یکی از بزرگ ترین تجمعها در روز پنجشنبه ۸ اکتوبر تبدیل شد. این نام اشارهای است به فتح زندان باستیل در ۱۴ جولای ۱۷۸۹ در جریان انقلاب کبیر فرانسه که هر سال در روز ملی فرانسه گرامی داشته می شود.
پرسش : برخی تحلیلگران میگویند این حرکت فراتر از مسایل مربوط به مدارس است و نوعی ایستادگی در برابر رشد جریانهای راستگرا و پاسخ نسل جوان در آستانه انتخابات سال آینده است. این تحلیل تا چه حد درست است؟
پاسخ : فراتر از خواسته های آموزشی، این جنبش موضعی کاملا روشن در برابر سیاست های نیولیبرالی و جریان راست افراطی گرفته است. با توجه به اینکه احزاب حامی امانویل ماکرون، رییسجمهور فرانسه، در ۸۶ درصد از لوایح مجلس ملی با بزرگ ترین حزب راست افراطی یعنی« تجمع ملی » رای یکسان دادهاند، این رویکرد جوانان اصلا تعجبآور نیست. شعارهای متعددی در راهپیماییها شنیده می شود، مانند « همه از تجمع ملی متنفرند»، «جوانان میگویند جبهه ملی گم شود» (نام قدیمی حزب تجمع ملی) و همچنین شعار معروف ایتالیایی antifascisti «همه ما ضدفاشیست هستیم» که نشان میدهد نسل جوان سیاست های بازگشت به عقب و ارتجاعی را برنمی تابد. انتظار می رود حضور جوانان در انتخابات ریاست جمهوری آینده بسیار پرشور باشد، طوری که طبق نظرسنجیها از هر دو رایدهنده جوان، نزدیک به یک نفر قصد دارد به ژان- لوک ملانشون، نامزد چپ رادیکال فرانسه، رای دهد.
پرسش : خشونت زیادی علیه معترضان اعمال شده و گزارشهایی از مصدومیت شدید ۲۱۵ دانشآموز و ۸۵ معلم منتشر شده است. پاسخ متعلمین به این سرکوبها چه بوده است؟
پلسخ : متاسفانه از زمانی که شما این پرسش را مطرح کردید، آمار خشونتهای اعمال شده علیه متعلمین به مراتب بالاتر رفته است. این رفتار غیرقابل دفاع، بیاعتمادی عمیقی را که از پیش نسبت به پولیس و نهادهای حاکم وجود داشت، پررنگ تر کرده است. بسیاری از نمایندگان منتخب حزب فرانسه نافرمان، جنبشی که ژان- لوک ملانشون رهبری آن را در انتخابات بر عهده دارد، کنار جوانان ایستاده و از آنها در برابر خشونت دفاع کردهاند. آنها حتا تا جایی پیش رفتند که به صورت مستقیم مانع برخوردهای پولیس شدند، مانند اقدامی که بالی باگایوکو، شهردار سن-دنی، انجام داد. او و چند تن دیگر از نمایندگان هم در این میان به شدت از سوی نیروهای پولیس مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. واکنشها متفاوت بوده است: گروهی از جوانان از نهادی که وظیفه اش برقراری امنیت است اما دست به سرکوب آنها زده هراسان شدهاند، در حالی که موجی از خشم بخش بزرگی از جامعه را فراگرفته است. این معترضان فقط نمایندگان چپ رادیکال نیستند، بلکه والدین، معلمان و وکلا نیز برای دفاع از حقوق این نوجوانان وارد میدان شدهاند.
پرسش : اخبار نشان می دهد که دانشجویان، والدین و کارگران نیز در حال پیوستن به این اعتراض ها هستند. این موضوع تا چه اندازه صحت دارد؟
پاسخ : شمار زیادی از فعالان مدنی، والدین و کارگران شانه به شانه جوانان وارد عرصه شدهاند. برخی از آنها در برابر متعلمین زنجیرههای انسانی تشکیل دادهاند تا مانند یک سپر محافظ در برابر نیروهای امنیتی عمل کنند. این اتفاق بسیار تعیین کننده است، زیرا نشان می دهد جنبش رشد کرده و اکنون از پشتیبانی بخش بسیار بزرگ تری از جامعه برخوردار است و دیگر محدود به گروههای دانشآموزی یا دانشجویی نیست. این شکل از همراهی، فرآیند تقاطع گرایی و پیوند مبارزات اصناف مختلف را در سراسر جامعه فرانسه ممکن ساخته است، آن هم در شرایطی که مردم نگرانی های عمیقی درباره آینده کشور دارند. اگرچه نمایندگان منتخب و اتحادیههای صنفی حضوری پررنگ دارند، اما ترجیح دادهاند جوانان در صف اول راهپیماییها بمانند تا صدای مطالبه تغییر که از سوی نسل زد و نسل های پس از آن فریاد زده می شود، رساتر به گوش برسد.
پرسش : شنیدهها حاکی از آن است که برخلاف قیامهای پیشین جوانان (مانند اعتراضهای سال ۲۰۱۵)، این بار از نمایندگان احزاب سیاسی استقبال میشود و به چشم افراد فرصت طلب به آنها نگاه نمی شود. آیا این موضوع درست است؟ اگر پاسخ مثبت است، علت آن چیست؟
پاسخ جنبشها و احزاب سیاسی مختلفی سعی کردهاند به این اعتراضها بپیوندند، اما باید میان عملکرد و رفتارهای آنها تفاوت قایل شد. اکثر احزابی که همراه شدهاند احزاب چپ هستند یا ادعای چپ گرایی دارند، اما روش کار آنها زمین تا آسمان با هم فرق می کند. در یک سو، جریانی مانند« فرانسه نافرمان » قرار دارد که نمایندگانش در خط مقدم راهپیماییها میایستند تا از معترضان جوان در برابر پولیس محافظت کنند. این جریان متعهد شده که خواستههای متعلمین را برآورده کند و بودجههای سنگینی به آموزش اختصاص دهد. طبیعی است که فعالان این جریان با استقبال گرم متعلمین و جوانان روبه رو شوند. در سوی دیگر، بخش عمدهای از جریان سوسیال دموکراسی قرار دارد که نماد اصلی آن حزب سوسیالیست است، حزبی که مدتهاست نشان داده نه رفتاری سوسیالیستی دارد و نه دموکراتیک. نمایندگان این حزب در حرف از جوانان حمایت می کنند، اما کارنامه آن ها در زمانی که در قدرت بوده اند کاملا برعکس بوده است. فرانسوا اولاند، رییس جمهور پیشین از همین حزب سوسیالیست، مسوول سنگین ترین کاهش بودجههای آموزشی پیش از امانویل ماکرون بود و با انتصاب ماکرون بهعنوان وزیر اقتصاد، جاده را برای به قدرت رسیدن او هموار کرد. جریان های راست و راست افراطی نیز حتا زحمت شنیدن صدای جوانان را به خود ندادهاند و در برنامههای تلویزیونی آنها را اراذل و اوباش یا افراد تنبل خطاب می کنند. بنابراین، امروزه تنها یک سد دفاعی در برابر نابودی آموزش عمومی در فرانسه باقی مانده و همین موضوع دلیل اصلی محبوبیت چشمگیر چپ رادیکال میان نسل جوان است.
پرسش : ما بهعنوان فعالانی که از دور نظارهگریم، با شنیدن اخبار قیام متعلمین و دانشجویان در فرانسه ناخودآگاه به یاد رویدادهای مه ۱۹۶۸ میافتیم، شاید هم دچار رویا پردازی شدهایم. این حرکت چقدر به آن رویداد تاریخی شباهت دارد؟
پاسخ : شباهتهای انکارناپذیری میان این اتفاقها و رویدادهای مه ۱۹۶۸ ترسایی وجود دارد. اگرچه جنبش فعلی هنوز به ابعاد آن قیام تاریخی نرسیده، اما بدون شک یکی از بزرگ ترین حرکتهای اعتراضی جوانان از آن زمان تا به امروز است. دولت فرانسه به شدت نگران تداوم این اعتراض هاست و برخی از کارشناسان، روزهای پیش رو را « بازگشت جلیقه زردها» می نامند، همان جنبش فراگیری که در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ کشور را به تعطیلی کشاند و فراخوان تازه آن برای ۱۷ اکتوبر برنامه ریزی شده بود. دیدن اینکه نسل جوان فرانسه هنوز آگاه است و می داند مردم این کشور ذاتا روحیه انقلابی دارند و هرگاه حاکمان بخواهند حقوق شان را پایمال کنند بپا می خیزند، بسیار امیدبخش است. امروز نسل زد و نسل های پس از آن سر یک دوراهی تاریخی ایستادهاند: آیا می خواهند به مسیر نظام نیولیبرالی ادامه دهند که در حال جاده صافکنی برای به قدرت رساندن راست افراطی در سال ۲۰۲۷ است؟ یا آمادگی دارند تا با ساختار تضعیف خدمات عمومی قطع رابطه کنند و با پی ریزی جمهوری ششم (همان طور که فرانسه نافرمان و ژان-لوک ملانشون از آن دفاع میکنند ) جامعهای تازه، عادلانه تر و برابری خواهانه تر بسازند؟
***
بازيل كوپن دانشجوی حقوق در دانشگاه نانتر و یکی از سازمان دهندگان گروه جوانان نافرما (شاخه جوانان فرانسه نافرمان) در پانتن و اوبرويلييه - سن- سن- دنی است.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۱۰۱۰
Copyright ©bamdaad 2026