سکوت فمینیست‌های غــربی درباره غــزه ، نقاب از چهره منافقانه آنان برمیدارد

 

فاطمه بوتو

اگر برای فمینیسم جهانی اهمیتی ندارد که آمار سقط جنین در نوار غزه خلال امسال سه برابر شده، یا ماداران فلسطینی چنان از سوتغذیه رنج می ‌برند که توان شیردادن به نوزادان خود را ندارند، این حرکت دقیقاً چه معنایی دارد؟

میزان سقط جنین در غزه طی نیمه نخست امسال با جهشی نگران ‌کننده سه برابر شده و به نزدیک ۴۰۰۰ مورد رسیده است.

اگر چنین بحرانی در هر نقطه دیگری از کره زمین رخ می ‌داد، زنان در هر گوشه‌ ای دست به اعتراض می ‌زدند و با دلایل تماماً موجه، خیابان ‌ها را به آتش می ‌کشیدند.

خشم و خروش زنان اروپایی را به یاد دارید هنگامی که خواهران ایرانی‌ شان مجبور به استفاده از حجاب شدند؟ فیلم گرفتند، طومار امضا کردند و به نشانه همبستگی زنانه تکه‌ هایی از موی خود را چیدند، آنها واقعاً خشمگین بودند.

اما خبر ناتوانی نگران‌ کننده زنان غزه در به پایان رساندن دوران بارداری، حتا ذره‌ای خاطرِ مدعیان فمینیسم را در سراسر جهان مکدر نکرد.

آیا گلوریا استاینم راهپیمایی اعتراض‌آمیزی ترتیب داد؟ آیا اوپرا سلسله برنامه ‌هایی را به این موضوع اختصاص داد؟

مسلماً نه.

فمینیسمِ امروز مرده است و به دست نمادهای خودخوانده‌اش به قتل رسیده، همان کسانی که برای پوشش و دستمزد زنان در شرکت‌ های فهرست «فورچون ۵۰۰» شتابان دست به تحرک می ‌زنند، اما در برابر بحران بی ‌سابقه و تاریخی سلامت مادران در غزه، سکوت کرده‌اند و به ‌طرز تأسف ‌باری فلج شده‌اند.

پزشکان نه تنها درباره آمار تکان‌ دهنده سقط جنین در غزه هشدار داده‌اند، بلکه از «افزایش شدید زایمان‌های زودرس پیش از هفته ۲۶ بارداری» خبر می‌دهند، مرحله ‌ای که بقای نوزاد اصلاً تضمین ‌شده نیست و تنها با دسترسی به مراقبت ‌های ویژه پزشکی امکان ‌پذیر می ‌شود. تصاویر بخش زایشگاهی که در حمله و هجوم نظامیان اسراییلی آسیب دیده، حاکی از تخریب دستگاه‌های انکوباتور است. ویدیوهایی وجود دارد که نشان می ‌دهد سربازان اسراییلی در حال نابود کردن تجهیزات سونوگرافی هستند.

برخی از ویدیوهایی که به یاد دارم دیده‌ام، دیگر در اینترنت پیدا نمی ‌شوند. « یوتیوب » بیش از ۷۰۰ ویدیو از نقض حقوق بشر توسط اسراییل را حذف کرده، «مِتا » به‌ طور سیستماتیک اسناد افشاکننده جنایات جنگی اسراییل را پاک می‌ کند و پلاتفرم‌های هوش مصنوعی طوری برنامه‌ ریزی شده‌اند که نسل ‌کشی اسراییل را انکار کنند.

ما صرفاً بیننده ویرانگری بی ‌مهار یک ارتش دچار اختلالات روانی نیستیم، بلکه شاهد پاک ‌سازی و محو اسنادِ اقدامات نسل ‌کشی هستیم.

طبق ماده ۲ (بند د) کنوانسیون ۱۹۴۸  ترسایی سازمان ملل  متحد برای پیشگیری و مجازات جنایت نسل ‌کشی، تعریف نسل ‌کشی شامل «تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از توالد و تناسل در میان» یک گروه هدف مشخص است.

 

زیرساخت‌های بهداشتی غزه هدف حملات عامدانه و بی ‌رحمانه قرار گرفته، پزشکان آن زیر شکنجه رفته و به گروگان گرفته شده‌اند. اگر آواره گی ‌های اجباریِ پی ‌درپی، سوتغذیه، نایاب شدن دوا، تجهیزات پزشکی و آزمایش‌های تشخیصی، و مواجهه با فسفر سفید و ده‌ها ماده شیمیایی دیگر ( در حالی که اسراییل کشفیات نظامی خود را روی فلسطینیان آزمایش می‌ کند ) همراه با قحطی، گرما، سرما و استرس مزمنِ امان‌بُر را به این معادله اضافه کنیم، با یک نسل‌ کشی تمام‌عیار و درحال جریان از سوی اسراییل روبرو هستیم.

محاصره جنایتکارانه‌ که اسراییل بر غزه تحمیل کرده موجب شده ورود تجهیزات بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) به نوار غزه به‌ شدت محدود یا حتا بارها کاملاً مسدود شود.

به گفته سازمان ملل متحد، سیستم سلامت مادران در غزه « از پا درآمده و نابود شده» است. اسراییل در همان آغاز جنگ نسل‌ کشی خود، بزرگ ‌ترین کلینیک باروری و لقاح مصنوعی (IVF) غزه را نیز بمباران کرد که طی آن ۴۰۰۰ جنین از بین رفت (حملات مشترک امریکا و اسراییل به ایران نیز یک شفاخانه باروری و IVF را در تهران هدف قرار داد.)

اما برای به تحرک واکاشتن «فمینیست‌های غربی محبوب شما» به شوک‌های بسیار بزرگ ‌تری نیاز است. شاید اگر زنان غزه به جای آنکه گلوله‌ای به سرشان شلیک شود، پارچه بیشتری بر تن می ‌کردند، دست به اقدام و حرکتی می ‌زدند، هرچند در آن هم تردید دارم.

مدت‌هاست که از فمینیسم ناامید شده‌ام، جنبشی که به قطاری بی ‌خاصیت از شعارهای پوچ تبدیل شده است: «بدن من، اختیار من»، هشتگ MeToo#، کلاه‌های صورتی، جنبش Time’s Up و مواردی از این دست. بیش از دو سال پیش در نخستین یادداشت خود در «زتیو» به این موضوع پرداختم و از آن زمان تا اکنون هیچ چیز تغییر نکرده است. برعکس، اوضاع وخیم ‌تر هم شده است.

چگونه کسی می ‌تواند ادعای باور به اندیشه‌ ای را جدی بگیرد که سخنگویان اصلی‌اش زنان غرق در ناز و نعمتی هستند که گمان می‌ کنند بستن یک پیکسل سینه معنایی دارد، یا هیلاری کلینتون (از حامیان سرسخت جنگ‌ها) و کامالا هریس (رییس پولیسِ “صاحب‌سخن”) را الگو و نماد خود می ‌دانند؟

می ‌دانم فمینیست‌های اصیلی هم وجود دارند، مبارزان واقعی راه زنده گی و آزادی زنان. اما این را هم می‌ دانم که این زنان همان‌هایی هستند که در غزه جان می‌ بازند، زیر بمباران‌های لبنان خرد می‌ شوند و در افریقا و آسیا نادیده گرفته می ‌شوند. من در اینجا زنانی را رسوا می‌ کنم که تریبون و صدایی جهانی در اختیار دارند، اما در برابر گزارش‌های اخیر مبنی بر جهش بی ‌سابقه تولد نوزادانی با نقص‌های مادرزادی شدید در غزه، خفه خون گرفته‌اند.

دکتر عدنان راضی، رییس کمیته مشورتی وزارت بهداشت غزه، به نشریه ایندیپندنت گفت: «در سال‌های گذشته، تولد نوزادی بدون دست و پا اتفاقی به‌ شدت نادر بود. اما امروز این مساله به پدیده‌ای تکرارشونده در زایشگاه‌ها تبدیل شده است.» این‌ها ناشی از مواد شیمیایی کاربردی اسراییل، سلاح‌های جدید زیر آزمایش، و آلوده گی شدید جوی و محیطی در غزه‌ است، اما هیچ ‌کدام از این‌ها اهمیتی ندارد و جنبش جهانی فمینیسم پشیزی به آن توجه نمی‌ کند.

اگر خبر کاهش ۴۱ درصدی آمار موالید غزه طی سه سال، دل کسی را به درد نیاورده، پس دقیقاً چه چیزی را می ‌توان فمینیسم نامید؟

در غزه، زنان باردار با شکم گرسنه سر بر بالین می ‌گذارند. پس از زایمان، توان شیر دادن به نوزادان خود را ندارند. سازمان دفاع از کودکان (Save the Children) اخیراً گزارش داده که برخی مادران ناچارند برای فرو نشاندن سوز گرسنگی نوزادانشان، آب را با ارده مخلوط کنند.

 

مادران غزه بدون غذای کافی برای خود، توان تغذیه فرزندانشان را ندارند. جهش آمار سقط جنین در غزه چنان سنگین و از واقعیت زنده گی ما دور است که درک آن سخت می ‌نماید. غزه فهم ما را از مفاهیم متعددی ( از حقوق بشر گرفته تا حقوق بین‌الملل )  زیر و رو کرده و مضحکه بودن فمینیسم را بر ملا ساخته است، اما این بحران حتا فراتر از آمار و ارقام می ‌رود.

زنده ماندن در غزه یک کالای لوکس است، مساله شانس است و تصادف محض. هول و هراس افکنده شده از سوی اسراییل چنان فراگیر و مطلق است که اگر شما را با متوقف کردن آمبولانس مادرتان نکشند، با بمباران بیمارستانی که در آن به دنیا آمده‌اید می ‌کشند. یا با قطع برق باعث پوسیدن نوزاد در انکوباتور می ‌شوند، یا با گرسنگی دادن مرگش را رقم می ‌زنند، و یا شاید به مادرتان در حال شیر دادن به شما زیر چادری محقر شلیک کنند.

اسراییل تمام این رنج‌ها را بر سر نوزادان فرود آورده است.

اگر از معدود خوش ‌شانس‌هایی باشید که از دوران نوزادی جان سالم به در می ‌برند، ممکن است با تسلیحات امریکایی ‌شان مدرسه یا خانه ‌تان را روی سرتان خراب کنند. شاید حیات شما با بیماری سالک که با ایجاد عمدی وضعیت اسفبار بهداشتی شکل گرفته، تباه شود. اگر به سنین نوجوان برسید، احتمالاً بدون هیچ اتهامی بازداشت شده و در سیاه‌ چاله‌ هایشان زندانی می‌ شوید.

به لطف گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری اسراییلی مانند «بتسلم»، می ‌دانیم که تجاوز و شکنجه در زندان‌ها بخشی از سیاست رسمی آنان است. زنانی که با این سوگ ‌ها دست و پنجه نرم می ‌کنند چگونه دوام می‌آورند؟ اگر ( و این «اگر» بسیار بزرگ است )  موفق به فرار شوند، باز هم به نحوی کشته می‌ شوند. اسراییل با منع مجوز خروج برای درمان یا با قتل‌عام خانواده‌ شان در برابر چشمانشان، همیشه راهی برای پایان دادن به یک زندگی پیدا می ‌کند.

اسراییل شاید دشمن زنده گی باشد، اما این نکته را روشن ساخته که جنبش جهانی فمینیسم نیز هرگز یاور و متحد زنان نیست. سکوت آنان چیزی جز هم ‌دستیِ شرم‌ آور و محکوم نیست.

 

 

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۴۰۸                 

 

Copyright ©bamdaad 2026