وحدت نیروهای ملی دموکراتیک و مترقی

 

حکیم کرنزی

 

وحدت بمثابه واقعیت انکارناپذیری ضرورت تاریخی در برابر استعمارکهن با چهره نو است.

جهان معاصر در مرحله سرنوشت ساز از تحولات تاریخی قرار دارد، مرحله ایی که در آن نظام سلطه جهانی با تکیه به زورعریان، یک جانبه گرایی سیاسی،غارت اقتصادی ، ‌تحمیل فرهنگی و...میکوشد که حاکمیت ملی ملت ها را در هم شکند وسیر تکاملی مستقل جوامع رامسدود سازد.

استعمارکهن با وجودی که اشکال کلاسیک خود را تغیر داده اما در ماهیت خویش نه تنها تضعیف نشده، بلکه با ابزار های پیچیده ترو ویرانگرترباز تولید شده است.

درچنین شرایطی وحدت نیروهای ملی دموکراتیک ومترقی یک انتخاب تاکتیکی نبوده بلکه یک ضرورت انقلابی و تاریخی است.

قدرت های امپریالیستی ‌سلطه گربا بهره گیری از وابسته سازی اقتصادی، مداخله مستقیم وبا غیرمستقیم سیاسی، جنگ های نیابتی ‌تحریم های ضدانسانی ‌، تخریب آگاهانه هویت های ملی و فرهنگی میکوشد ملت ها را از درون تضعیف کرده ، نیروهای آگاه ‌، پیشرو را پراگنده ، منزوی و بی اثر سازد.که ‌نمونه واشکال مضحک آنرا می ‌توان در کشور خودمان مشاهده نمود.

تفرقه مهم ‌ترین سلاح استعمار در برابرملت هاست،سلاحی که متاسفانه گاهی با دستان خودی نیروهای مترقی تقویت میشود.

موجزاینکه باید گفت که ضرورت این وحدت در چه و در کجا ومنظور این وحدت ها در چیست ؟

دشمن واحد است ، ‌پاسخ باید متحدانه باشد،زیرا در برابر نظام سلطه ای که با برنامه وانسجام عمل مینماید پراگندگی نیروهای ملی و دموکراتیک به معنای شکست از قبل تنظیم شده است.اختلاف نظرهای نظری و سیاسی هرچند که واقعی ،نباید جاگزین مبارزه اصلی با سلطه استبداد و وابستگی گردد.

باید گفت که هیچ نیروی پیشرو به تنهایی قادر به تغیر موازنه قدرت سیاسی نیست.تجربه جنبش های آزادیبخش نشان داده است که پیروزی زمانی امکان پذیر است که نیروهای ملی ،چپ، دموکراتیک و مترقی توانسته اند حول یک برنامه حد اقل مشترک به همگرایی دست یابند، انزوا طلبی سیاسی توهم با خودبسندگی ‌و مطلق گرایی ایدلوژیک،افت های جدی جنبش های مردمی است.وحدت نفی تفاوت ها نیست، بل سازماندهی تفاوت هاست.

وحدت انقلابی به معنای حذف تنوع فکری و یا انکار اختلافات نیست، بلکه به معنای قراردادن تضادهای اصلی در مرکز مبارزه ، و به حاشیه راندن تضاد های فرعی درمقاطع حساس تاریخی است.

در اینجا بحث مولفه های وحدت نیروهای ملی ومترقی مطرح است، البته وحدتی که بتواندبه نیروهای موثر ‌وپایدار مبدل گردد باید برپایه اصول زیرین استوار باشد:

- دفاع قاطع از استقلال وحاکمیت مردم.

ـ مبارزه بی امان با استبداد،استعمار ‌هرگونه وابستگی.

ـ التزام به آزادی های دموکراتیک وعدالت اجتماعی.

ـ اولویت دادن به منافع توده های مردم برمنافع گروهی ،جناحی و فردی.

ـ پایبندی به صلح وهمزیستی ملت ها و رد مداخله گری های خارجی.

امروز جهان در برای غلدوری استعمارکهن با چهره نو قرار گرفته و پراکندگی نیروهای ملی و دموکراتیک خیانت ناخواسته به آرمان‌های رهایی بخش ملت هاست.

تاریخ با صراحت گواهی میدهد که هیچ ملتی بدلیل فقدان منابع یا توان انسانی شکست نخورده است ، زیرا شکست زاییده تفرقه ،خودمحوری وناتوانی درایجاد وحدت عمل بوده است.

اکنون زمان ان فرارسیده که نیروهای ملی دموکراتیک و مترقی با درک مسوولیت تاریخی خویش ،از مرزهای تنگ اختلافات عبور کرده ، پرچم وحدت،همبستگی و مبارزه مشترک را برافرازند، زیرا تنها در سایه اتحاد آگاهانه ‌انقلابی است که می ‌توان زنجیر های سلطه را گسست و آینده آزاد ،عادلانه وانسانی را رقم زد.

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۶۰۲        

Copyright ©bamdaad 2026